همه چیز درباره اعصاب و روان

همه چیز درباره بیماری های اعصاب و روان و راههای درمان آنها ( نکته مهم: مطالب تنها جنبه اطلاع رسانی دارد و توصیه پزشکی تلقی نمی شوند)

همه چیز درباره اعصاب و روان

همه چیز درباره بیماری های اعصاب و روان و راههای درمان آنها ( نکته مهم: مطالب تنها جنبه اطلاع رسانی دارد و توصیه پزشکی تلقی نمی شوند)

فیلم: در ذهن یک فردپارانوئید چه میگذرد؟؟


چند توصیه برای مواجهه خانواده با یک بیمار پارانوئیدی

نتیجه تصویری برای صحبت با اختلال پارانوئید

هر وقت تلویزیون رو روشن میکنم گوینده به من اخطار میده که شوهرت سعی داره تو رو مسموم کنه، من دچار وحشت میشم و نمیذارم شوهرم به منزل بیاد و سعی میکنم دیگه چیزی نخورم...

- هر وقت تلویزیون رو روشن میکنم گوینده به من اخطار میده که شوهرت سعی داره تو رو مسموم کنه، من دچار وحشت میشم و نمیذارم شوهرم به منزل بیاد و سعی میکنم دیگه چیزی نخورم. من این جریان رو به پلیس اطلاع دادم اما اونا میگن که من باید با یه روانپزشک ملاقات کنم ولی من به محافظت احتیاج دارم نه درمان. 

- من به همسرم خیلی اعتماد داشتم ولی اون سعی کرد که منو فریب بده. البته اون این موضوع رو انکار میکنه و میگه چنین قصدی نداره، ولی من دیگه بهش اعتمادی ندارم. فکر اینکه همسرم با فرد دیگه‌ای رابطه داره، منو به شدت عذاب میده، حتی شغلم هم برام عذاب آور شده. 

چنین افکاری مربوط به افرادی است که از پارانویا - کج‌باوری - رنج می‌برند؛ اگرچه به وضوح مشخص است که مورد اول به اسکیزوفرنیای - روان گسیختگی - پارانوئید مبتلاست ولی نشانه‌های بیمار دوم چندان واضح نیست. تشخیص اختلال پارانویا به این بستگی دارد که مشخص شود اندیشه‌های فرد چقدر به واقعیت نزدیک است و مسائل از دیدگاه او چگونه تفسیر می‌شود.  دکتر شهربانو قهاری، روان درمانگر و پژوهشگر و دکتر مهران ضرغامی، روانپزشک و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری دانشگاه علوم پزشکی مازندران در کتاب «پارانوئید / کج‌باوری و بدبینی» بر این باور هستند که: واژه «پارانوئید» در همه زبان‌ها به فردی اطلاق می‌شود که شکاک، بدبین و بسیار حسود است. البته آنها بر این موضوع کلیدی و مهم اشاره می‌کنند: اگرچه بیمار پارانوئید، شکاک و بدبین است ولی تا وقتی نشانه‌های دیگری وجود نداشته باشد، نمی‌توان قاطعانه گفت که فرد پارانوئید است. همه ما گاهی اوقات نسبت به کسی بدگمان می‌شویم یا حسادت می‌کنیم ولی پارانوئید نیستیم. این افکار و احساسات در یک محدوده معین طبیعی هستند اما بدگمانی در شخص پارانوئید، بسیار شدید، غیر‌واقعی و اغلب خطرناک است.  فردی که به اختلال پارانوئید مبتلاست به اشتباه معتقد است که همسرش غیر قابل اعتماد است و دیگران نیز قصد صدمه زدن به او را دارند. او حتی زمانی که با شواهد و دلایل کافی علیه عقایدش مواجه می‌شود همچنان سرسختانه به عقایدش می‌چسبد و نسبت به درست بودن آنها به شدت پافشاری می‌کند. زندگی با یک بیمار پارانوئیدی راه رفتن روی لبه تیغ است، پس نیاز به سعه صدر بسیار و مهارت‌هایی دقیق دارد. 

    پارانوئید - کج‌باوری - چه علایم و نشانه‌هایی دارد؟

هر بیماری‌ای در درون انسان، علایم و نشانه‌های خاص خود دارد که عموماً در رفتار آن فرد ظاهر می‌شود. بیماری پارانویا هم از این قاعده مستثنا نیست. از نگاه دکتر شهربانو قهاری و دکتر مهران ضرغامی مهم‌ترین نشانه‌های پارانویا (کج‌باوری) از این قرار است:

بدگمانی: یک رویداد عادی نظیر دیدن افرادی که با هم در حال گفت‌و‌گو و خندیدن هستند، ممکن است توسط بیمار پارانوئید به غلط اینطور تعبیر شود که آنها راجع به او صحبت می‌کنند و به او می‌خندند. بیمار پارانوئید سعی می‌کند در رفتار و حرکات دیگران، نشانه‌هایی به نفع بدگمانی خود بیابد، حتی اگر چنین نشانه‌هایی هم وجود نداشته باشد. 

هذیان‌های گزند و آسیب: بیمار پارانوئید به غلط چنین می‌پندارد که دیگران در پی آزار و اذیت او یا خانواده‌اش هستند. اینکه کسانی قصد فریب او را دارند، عده‌ای او را تعقیب می‌کنند، کسی می‌خواهد او را مسموم کند. 

هذیان بی‌وفایی و حسادت: اگر شما با فردی پارانوئید در ارتباط هستید یا با چنین فردی ازدواج کرده‌اید، مطمئناً متوجه شده‌اید که وی بدون دلیل کافی شما را غیر‌قابل‌اعتماد می‌داند. او اتفاقات جزئی و بی‌اهمیت را به طرز غیر عادی خیلی مهم جلوه می‌دهد و از آنها برای اثبات هذیان‌های خود استفاده می‌کند. یک همسر پارانوئید ممکن است از توجهی که شما نسبت به اعضای خانواده، دوستان یا آشنایان نشان می‌دهید خشمگین شود و به دلیل حسادت شدید، مانع ملاقات شما با آنها گردد. 

   وقتی در برابر یک بیمار پارانوئید قرار می‌گیرید

دکتر مهران ضرغامی، روانپزشک بر این باور است که شدت علایم، مدت زمان ابتلا به بیماری، اینکه شما یا دیگران هدف هذیان‌های او باشید یا نه و همچنین میزان نزدیکی شما با بیمار تعیین‌کننده چگونگی واکنش او به شماست. 

اگر بیمار نسبت به یکی از اعضای خانواده یا نزدیکان بدبین شود، در این صورت ممکن است احساس کنید که در وضعیت دشواری گیر کرده‌اید و به تله افتاده‌اید. انگار که طناب محکم عقاید هذیانی بیمار دست و پای شما را بسته است. هرچه به فرد مورد نظر نزدیک‌تر باشید وضعیت برای شما دشوارتر خواهد بود. بیمار ممکن است به شما فشار آورد و شما را مجبور کند تا عقایدتان را نسبت به آن فرد ابراز کنید یا اینکه او را کنار بگذارید و ارتباط خود را با وی قطع کنید. در این شرایط امید اندکی برای سازش وجود دارد یا ممکن است هیچ امیدی وجود نداشته باشد. معمولاً وقتی وضعیت اینگونه می‌شود بسیاری از خانواده‌ها از هم می‌پاشند. 

    در صورت بدبینی شدید بیمار چه می‌توان کرد؟

زمانی که بیمار نسبت به شما بدبین می‌شود، توصیف و شدت احساساتی که تجربه می‌کنید برایتان دشوار خواهد بود به خصوص اگر بیمار، همسر یا خویشاوندی نزدیک باشد. در این صورت ممکن است احساساتی مانند شوک، وحشت، بی‌اعتمادی، ترس و خشم را در حد شدید تجربه کنید. 

دکتر شهربانو قهاری، روان درمانگر در این باره معتقد است: اگر بدبینی همسر یا خویشاوند شما علامتی از بیماری دیگر باشد یا اگر بیمار به تناوب حالت پارانویایی داشته باشد در این صورت ممکن است با علم به اینکه روزهای بهتری در پیش خواهد بود، بتوانید این رفتار او را تحمل کنید. اما اگر با کسی زندگی می‌کنید که به طور مداوم نسبت به شما بدگمان است، در این صورت زندگی غیر‌قابل‌تحمل خواهد شد، چراکه هرچه بیشتر سعی می‌کنید بی‌گناهی خود را به او ثابت کنید وضع بدتر از پیش می‌شود. به نظر می‌رسد هرچه بگویید یا هر کاری انجام دهید فرقی نمی‌کند. در هر صورت این شما هستید که بازنده‌اید. اتهامات شدید و بی‌وقفه بیمار، شما را کلافه می‌کند و اضطراب مزمنی در شما ایجاد و اعتماد به نفس شما را ضعیف می‌کند. ممکن است انجام دادن هر کاری باعث بروز مشکل جدیدی شود و این موضوع شما را عصبی کند. در این شرایط شما واقعاً احساس درماندگی می‌کنید، انگار که به دام افتاده‌اید و برای خروج از این وضعیت دشوار هیچ راهی ندارید. در نهایت ممکن است به این نتیجه برسید که برای حفظ سلامتی خود، جدا از بیمار زندگی کنید.  اگر شخصی نسبت به شما بدبین است و از صحبت با شما یا دیدنتان امتناع می‌کند، شما هیچ شانسی برای کمک به او ندارید و مجبورید برای مدتی هم که شده عقب‌نشینی کنید، چراکه ممکن است هر تلاشی که برای حل اختلاف به کار می‌گیرید خصومت بیشتر بیمار را به دنبال داشته باشد. گاهی ممکن است بیمار پارانوئید، همسر و فرزندان خود را مجبور کند که مانند او فکر و رفتار کنند. 

    آیا می‌توان با بیمار پارانوئید ارتباط برقرار کرد؟

«من باید به چیزی که در موردش حرف میزنم به دقت توجه کنم. شبیه قدم زدن تو میدون مینه، حواسم باید کاملاً جمع باشه. یه گام اشتباه میتونه انفجار به بار بیاره.»

برای اکثر افرادی که با بیمار پارانوئید در ارتباط هستند، احساس ناامنی و غیر‌قابل پیش‌بینی بودن رفتار، مسئله دشواری است. شما ممکن است احساس کنید که مجبورید روی خط باریکی راه بروید و باید دقیقاً متوجه هر چیزی که می‌گویید و هر کاری که انجام می‌دهید باشید. اگر با بدگمانی‌های او موافق باشید در این صورت وی با شما همراه خواهد بود اما اگر با او موافق نباشید ممکن است خشمگین شود و شما را مورد حمله قرار دهد. 

12 توصیه برای مواجهه خانواده با یک بیمار پارانوئیدی

پرسش این است که در یک خانواده چگونه می‌توان با یک بیمار پارانوئیدی مواجه شد. دکتر شهربانو قهاری و دکتر مهران ضرغامی در عین حال که تأکید می‌کنند قاعده مشخصی برای ارتباط با بیمار پارانوئید وجود ندارد اما چند راهکار را ارائه می‌کنند که ممکن است مفید باشد:

1- نسبت به او به عنوان یک انسان، علاقه‌مند باشید و افکار و فعالیت‌های سالم او را مورد تشویق قرار دهید. 

2- وقتی بیمار در مورد علائم و نشانه‌های بیماری خود صحبت می‌کند، سعی کنید حالت آرام و دوستانه‌ای به خود بگیرید. با وی همدلی نشان دهید اما با اظهارات نادرست و رفتارهایی که ممکن است برای وی یا دیگران مضر باشد موافقت نکنید و اگر به شما اعتماد دارد و خیلی هذیانی نیست ممکن است بتوانید دیدگاه خود را در رابطه با بیماری با وی در میان بگذارید. اما چنانچه مشاهده کردید که چنین مذاکراتی وی را خشمگین می‌کند بحث را ادامه ندهید و گفت‌وگو را به مسیری بی‌خطر بکشانید. در مورد موضوعات خنثی صحبت کنید و اگر توصیه‌ای می‌کنید، فقط در حد توصیه باشد و بیمار را به انجام آن مجبور نکنید. با مشغول کردن بیمار به امور روزمره یا فعالیت‌هایی که به آنها علاقه دارد ذهنش را از مشکلات مربوط به بیماری دور کنید. 

3- مدت زمانی را که برای شنیدن شکایات پارانوئیدی بیمار سپری می‌کنید محدود کنید. به او خاطرنشان کنید گرچه برایش اهمیت قائلید ولی در عین حال صحبت مداوم در مورد مشکل برای هیچ کدام از شما مفید نخواهد بود. 

4- از آنجایی که افراد پارانوئید، بدگمان و معمولاً در پی یافتن معانی پنهانی در صحبت‌های دیگران هستند، سعی کنید با آنها واضح و شفاف صحبت کنید. اگر به اطلاعاتی نیاز دارید سعی کنید سؤال خود را به صورت مستقیم و روشن بپرسید و دلایل نیاز به چنین اطلاعاتی را نیز برای بیمار بیان کنید. پاسخ‌های بیمار را از نظر درست بودن یا نبودن وارسی نکنید. از پاسخ دادن به سؤالات بیمار طفره نروید و با او نیشدار و کنایه‌آمیز صحبت نکنید. 

5- او را به طور ناگهانی ذوق‌زده نکنید. اکثر بیماران پارانوئید از انعطاف طبیعی لازم برخوردار نیستند. آنها به محیطی نیاز دارند که وقایع آن قابل پیش‌بینی باشد. اتفاقات غیر‌مترقبه حتی از نوع دلچسب و خوشایند نظیر گرفتن جشن تولد و خریدن چیزی برای آنها ممکن است در آنها منجر به آشفتگی و رفتار غیر‌قابل پیش‌بینی شود. 

6- او را تشویق کنید که پیگیر مداوای خود باشد. اگر در مورد مسائلی ناراحت است او را تشویق کنید تا مشکلاتش را با روانشناس در میان بگذارد. 

7- اگر فکر می‌کنید بیمار باید برخی از رفتارهایش را تغییر دهد به آرامی و ملایمت او را متقاعد کنید. سعی کنید انتخاب را به عهده خودش بگذارید. اگر با عصبانیت از او انتقاد کنید خود را برای جنگی آماده کرده‌اید که در آن بازنده هستید. همچنین اگر از او بخواهید به یکباره تغییرات زیادی در رفتارش به وجود آورد، احساس مغلوب شدن می‌کند و ممکن است فکر کند شما از او نفرت دارید. پس به او کمک کنید تا در هر زمان فقط یک قدم بردارد. چنانچه بیمار نمی‌داند چرا باید تغییر کند یا با تغییر بعضی از رفتارهایش مخالف است در این صورت تأمل کنید و موقتاً دست نگه دارید. 

8- اکثر بیماران پارانوئید فاقد حس شوخ طبعی هستند و اگر در حضور آنها جوک و لطیفه بگویید و سر به سرشان بگذارید، ممکن است فکر کنند که شما از این رفتارها منظور خاصی دارید. 

9- اگر صمیمی شدن با کسی برای بیمار دشوار است و از عهده آن برنمی‌آید به او فرصت بیشتری بدهید. از ابراز هرگونه احساساتی که ممکن است او را ناراحت کند خودداری کنید و او را برای ابراز احساساتش تحت فشار نگذارید، این کار او را به شدت کلافه می‌کند. 

10- سعی کنید نسبت به طعنه، سرزنش و تحریک‌پذیری‌های او واکنش نشان ندهید. البته درک می‌کنیم که پیروی از چنین تقاضایی دشوار است و همیشه هم امکانپذیر نیست، با وجود این بعضی از خانواده‌ها به این موضوع کاملاً آگاه هستند و می‌دانند که اظهارات و رفتارهای بیماران پارانوئید، ناشی از رفتار اطرافیان نیست بلکه بیشتر به خود بیمار و آنچه در درون ذهنش می‌گذرد مربوط است. آگاهی خانواده‌ها به این موضوع حساسیت آنها را نسبت به اظهارات و رفتار بیمار کاهش می‌دهد. 

11- هیچ‌گاه برای اینکه از آزار و اذیت او در امان باشید به چیزی اعتراف نکنید. این کار بی‌فایده است. بیماران پارانوئید، همسرشان را به داشتن روابط عاشقانه متهم می‌کنند و ممکن است این موضوع را مرتب تکرار کنند: «اگر حقیقت را بگویی دست از سرت برمی‌دارم» در چنین وضعیتی ممکن است همسر در حالت درماندگی به داشتن روابطی که هرگز نداشته است اعتراف کند. چنین اعترافاتی نه تنها اتهامات بیمار را کاهش نمی‌دهد بلکه سبب می‌شود که بیمار بعدها بیشتر همسرش را متهم کند. چنین اعترافاتی مثل نفت ریختن روی آتش است.  12- به او اجازه ندهید که شما را با تهدیدات غیر‌واقعی خود کنترل کند. چنانچه بیمار به دلایل شما برای مراجعه به پزشک گوش نمی‌دهد یا مایل نیست برای درمان خود اقدام کند در این صورت خودتان با پزشک صحبت کنید. بیمارانی که بیماری خود را قبول ندارند و نمی‌خواهند درمان شوند به بستری شدن نیاز دارند. 

اختلال شخصیت پارانوئیدی را جدی بگیرید

نتیجه تصویری برای شخص پارانوئید

پارانوئید به زبانی ساده، نوعی آشفتگی فکری است که در آن فرد مبتلا دارای ویژگی‌هایی چون خودبزرگ‌‎بینی‌، شکاکیت و یا حسادت می‌باشد. در اصطلاح عام، این نوع افراد نسبت به اطرافیان خود بسیار بدبین هستند. فرد دارای "اختلال شخصیت پارانوئید"اکثرا به حالت آماده باش و دائم در جستجوی نشانه‌های تهدیدآمیز است. این افراد نمی‌توانند از ترس خود رهایی یابند و همواره در انتظار فریب و نیرنگ دیگران هستند. در یک کلمه می‌توان گفت که در وفاداری و صداقت اطرافیان خود شک دارند.

تمام آن‌هایی که مجبورند با افراد پارانوئید تعامل منظم داشته باشند (پدر و مادر، دوست، فامیل، آشنا) ویژگی‌های آن‌ها را کمابیش احساس می‌کنند ولی ‌هیچ‌کدام مانند همسران این افراد شرایط طاقت‌فرسا و هولناک را تجربه نمی‌کنند. برای مثال، رایج‌ترین نوع پارانوئید (درکشورما) در بین مردانی است که نسبت به همسران خود بدبین هستند. البته خانم‌ها نیز از این آشفتگی‌ مصون نیستند. آنها نیز همسران خود را دائم در حال بی‌وفائی و خیانت تصور می‌کنند.طبق نظر فرنسوا درتیه1، جامعه‌شناس فرانسوی، این افراد کوشش‌هایی را برای برقراری روابط متقابل انجام می‌دهند اما فرد هنگامی بیشتر به رضایت خاطر می‌رسد که کنترل رابطه را در دست داشته باشد و احساس نکند که دیگری کنترل ارتباط متقابل را در دست دارد. برای همین است که این افراد در تمام مراحل زندگی ‌مشترک (درعمل) به استقلال شخصی همسر خود هیچ اعتقادی ندارد و هرنوع شک و بدگمانی در مورد همسر خود را طبیعی می‌دانند و وجود این احساس را به گردن فرد مقابل می‌اندازند و اکثرا از او می‌خواهند که با محدود کردن خود این آرامش ضمنی‌ را به آن‌ها بدهد. برای مثال خانمی که دارای این اختلال شخصیت می‌باشد هرنوع ارتباط انسانی، کاری و... با یک زن را برای همسر خود ممنوع می‌کند. این افراد با داشتن شخصیتی اقناع‌گر بسیار ماهرانه می‌توانند همسر خود را حتی در روابط با زن‌های خانواده (مادر، خواهر، همسربرادرو...) نیز محدود و یا به صورت آزاردهنده‌ای تحت کنترل بگیرند.سوال این است که چه اتفاقی ‌برای همسران این افراد به وجود می‌آید. اولین اتفاق این است که او کنترل زندگی را از یک روند حداقلی به روندی حداکثری از دست می‌دهد. درشروع رابطه همه "قربانییان" رابطه با این افراد بر این امر توافق دارند که در شروع رابطه این شک و بدگمانی را به عنوان حساسیت نسبی‌ و یاشدت علاقه زیاد قلمداد می‌کنند. اما در روند رابطه متوجه می‌شوند که این حساسیت‌ها به صورت نسبی ‌بیشتر و بیشتر می‌شود. 

هرنوع حرکت، رفتار و یا گفتمانی باعث تنش می‌شود و فرد دارای اختلال پارانوئید نگرانی‌ها و شک‌های خود را بیشتر و بیشتر می‌کند. محدودیت تا جایی ‌به وجود می‌آید که این همسر از هرنوع فعالیت فردی، اجتماعی و یا حتی خانوادگی فلج می‌شود. برای نمونه، خانمی که با مردی پارانوئید قصد ازدواج دارد، در دوران نامزدی متوجه می‌شود که همسر آینده او از ارتباط او با تمام دوستان دانشگاهی و یا خانواد‌گی منزجر است. در زمان رفتن به دانشگاه از افرادی که در سرویس حمل‌نقل دانشگاه هستند تا اساتید و همکلاسی‌ها، به همه و همه شک دارد و همسر خود را مورد بازپرسی، شماتت و سرزنش قرار می‌دهد. این رفتار آرام آرام به خشونت نیز کشیده می‌شود. خانم، با مشورت کورکورانه خانواده درس را متوقف می‌کند و درخانه می‌ماند. مشکل حل نمی‌شود و فرد پارانوئید این‌دفعه به سطح روابط اعضای خانواده و علاقه آنان به هم مشکوک می‌شود و ادامه ماجرا. مشکل اینجاست که همسر مستاصل راه‌های متفاوت را برای رضایتمندی فرد جستجو و امتحان می‌کند غافل از اینکه خوب بودن، صداقت داشتن، آرام و خونسرد به مسائل نگاه کردن و هزاران رفتار صلح‌جویانه، همه و همه، تشدیدکننده شک و بدگمانی فرد مبتلا به پارانویید می‌باشد. چون او اینها را در ذهن خود بستری برای شروع یک خیانت و بی‌وفایی می‌بیند. به بیانی ساده، تمام حرکات، رفتار و گفتمان همسر را فقط از دید خیانت ترجمه و تفسیر می‌کنند.

داستان از این قرار است که افراد پآرانوئید به هیچ وجه اتفاقات را براساس رابطه علت ومعلول(causalité) نمی‌بینند بلکه بر اساس اصل ارتباط (correlation) می‌بینند. 

برای مثال اگر در ده عدد ماشینی که تصادف کرده‌اند چتر یافت شود این افراد علت تصادف را در وجود چتر می‌بینند نه وجود بارندگی در ‌منطقه‌ای‌که خودرو‌ها بوده‌اند. 

به عبارتی دیگر می‌پندارند رابطه بین چتر و خودرو‌ها باعث ایجاد تصادف شده است نه وجود بارندگی، لغزندگی زمین و یا محدودیت دید رانندگان. 

به بیانی ساده‌تر، این افراد از چهار عمل اصلی در ریاضی فقط جمع کردن را در ذهن دارند و به جز جواب خود به هر جوابی واکنش نشان می‌دهند. اگر از او بخواهید که چهار را در سه ضرب کند، نه تنها عدد او فقط هفت است بلکه به عدد دوازده شما عکس العمل منفی نشان می‌دهد.

به همین دلیل است که طبق نظر دکتر یوسف کریمی2 ‌ این افراد از تخیلی به تخیلی ‌دیگر و از هزیانی به هزیان دیگر در تردد هستند. این بیماران به دنبال رسیدن به بخشی از نیاز‌های اساسی خویش (مثل نیاز به پایگاه اجتماعی) هستند که در زندگی ‌واقعی ‌مورد انکاربوده است. 

از آنجایی که نمی‌توانند کمترین انتقادی را بپذیرند از دیگران بسیار انتقاد می‌کنند و فقط افرادی را در کنار خود نگاه می‌دارند که شنونده خوبی ‌باشند و هیچ انگشت اتهامی به سمتشان نشانه نروند. برای همین نمی‌خواهند بهانه‌ای به دست کسی بدهند تا نسبت به رفتارشان مظنون گردند. در یک کلام، این افراد در یک شبه جامعه ساخته تخیلات خود زندگی می‌کنند.آن‌ها در هنگام ضعف توانایی ‌بسیار ماهرانه‌ای دارند که حس ترحم دیگران (مخصوصا همسر خود) را نیز به صورتی ‌کاملاً منطقی ‌برانگیزند و یا حتی با زیرکی بسیار در طرف مقابل حس گناه ایجاد کنند. 

پارانوئیدها با هنرنمایی وصف‌ناپذیری می‌خواهند به همسرشان بقبولانند که خواهان زندگی‌ مطلوبی هستند ولی ‌بی‌وفایی، خیانت و ... که همسر مرتکب شده این چرخه نکبت و مصیبت را تحمیل‌کرده و زندگی ‌تیره‌وتار شده ‌است.مشکل برای همسران زمانی‌ حادتر می‌شود که فکر می‌کنند با محدود کردن خواسته‌های خود و یا انجام نکاتی‌ که آنها مدعی هستند به آرامش می‌رسد، باعث از بین رفتن شک و عدم امنیت و اطمینان آنان می‌شود. ولی‌هر کارخوبی‌ که صورت پذیرد مورد سوءتعبیر آنها قرار می‌گردد. برای نمونه،اگر کسی به آنان پیشنهاد یاری در کار بدهد، با خود می‌پندارند "منظور این است که من به تنهایی از عهده کارم برنمی‌آیم." باید توجه داشت که مبتلایان به اختلال شخصیت پارانوئید پیشتر در حالت لجاجت و کینه‌توزی هستند و تمایلی به بخشیدن "توهین‌ها" یا "تحقیرهای" تصوری ندارند.

درمان اختصاصی در اختلال شخصیت پارانویا عبارت است از روان‌درمانی و دارو درمانی. اما ویژگی‌های شخصیتی این بیماران مانع عمده‌ای در ایجاد رابطه درمانی مناسب است چون به هیچ‌وجه به بیماری خود اعتقاد و باور ندارند و حتی فرد پیشنهاددهنده را نیز مورد شک و بدگمانی جدید قرارمی‌دهند. 

در روند روان درمانی، درمانگر سعی در ایجاد شرایطی دارد که فرد مبتلا با خود تردیدی یا سوءظن به خود، رفتارهایی را جایگزین عکس العمل‌های منفی بکند و در شرایطی حادتر درمان دارویی را برای مقابله با اضطراب و پریشانی بیمار و یا دوره‌های آشفتگی شدید و اندیشه‌های شبه هذیانی او تجویز کند. اما این دو راه به هیچ وجه تضمین کننده بهبودی کامل و یا حاد نشدن بیماری در آینده نیست خصوصاً که این دو روند بسیار زمان بر نیز می باشند.

در واقع، شک و بدبینی دو محور بسیار حیاتی یک زندگی مشترک، یعنی اعتماد و احترام، را می‌کشد. همسران افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید باید بدانند که این افراد به هیچ وجه توانایی حفظ این دو خط قرمز یک رابطه سالم را ندارند. تمام پیشگیری‌ها و رفتارهایی که به آنها (همسران) می‌شود، فقط جنبه اطلاع رسانی و بالا بردن آستانه صبر را دارد و به هیچ وجه راه حلی جهت حفظ این دو مقوله اساسی رابطه نمی‌شود.ولی‌ واقعه تلخی ‌که در مورد این افراد باید دانست این است که در رابطه با یک فرد پارانوئید نه عشق، نه تعهّد و نه صمیمیت هیچکدام درمانگری نمی‌کند و شرایط را بهبود نمی‌بخشد. 

دلیل آن است که در هیچ مرحله از رابطه، حتی با همسرانشان تمامیت خود را به واسطه شک و بدگمانی در رابطه نمی‌توانند بگذارند. با خصوصیت لجبازی و خلق خیانتی که دارند بسیار در بازآفرینی خود پس از اتمام یک رابطه عاطفی توانمندند.

این افراد تنهاترین آدم‌های دنیا هستند که همسران خود را نیز، چه در زندگیشان بمانند و چه نمانند محکوم به تنهایی‌می‌کنند

آیازندگی باافراد پارانوئیدی محکوم به شکست است؟؟

نتیجه تصویری برای اختلال پارانوئید

افراد زیادی هستند که به رفتار همسر خود با شک و ظن می پردازند برخی از آن‌ها به طور کلی فردی شکاک به شمار می‌روند که بدون دلیل قاطع به حرف‌ها یا رفتار همسرشان شک می‌کنند. اگر همسر این دسته از افرادید، مطالعهٔ مطلبی که در ادامه آمده برایتان مفید است.داشتن همسر شکاک آتشی بر رابطه زناشویی و زندگی مشترک می گذارد اگر مشکلات شکاک بودن حاد باشد بهتر است حتما به یک روانپزشک مراجعه کرد اما راهکارهایی هم وجود دارد که مشکلات پارانوئید را کمی التیام می بخشد اگر همسر شکاکی دارید باید با صبور و حوصله رفتار کنید خشم و دعوا بر شکاک بودن همسر دامن میزد در این مطلب از پرشین وی راهکارهای مفید برای مقابله با مشکلات پارانوئید همسر خواهیم پرداخت

مشکلات پارانوئید همسر

مهم ترین اقدام درمانی برای افراد با اختلال پارانویید دارو درمانی است. اما به مرور می توانید برای تاثیر گذاری بیشتر داروها با یک روان شناس بالینی هم در ارتباط قرار بگیرید تا راهکارهای رفتاری و درمانی را هم به ایشان ارائه دهند. اما در نظر داشته باشید همین که همسر شما بیماری را پذیرفته و به روان پزشک مراجعه نموده است جای شکر دارد چرا که اغلب این بیماران به بیماری خود اذعان نداشته آن را نمی پذیرند لذا برای درمان آنها هم کاری نمی توان کرد.به هر حال روش صحیح رفتاری با چنین افرادی با توجه به مقدمه ذیل توضیح داده می شود شما باید بدانید شخص پارانویا ریشه مشکلش کاملا در درون خودش هست. و گاهی ممکن است خود فرد در تنهایی به این نتیجه برسد که مشکل از خودش هست. لذا فرد اضطراب و نگرانی در درون خود دارد.و ترس از دست دادن او را آزاد می دهد. باید توجه داشت عامل اصلی شما نیستید. در واقع اینطور نیست که صرفا عدم اعتماد به شما منجر به این مشکل شده است. در بدترین حالت ممکن است بعضی رفتارهای ابهام آمیز شما محرک رفتار ایشون بشود و این مسئله را شدت ببخشد.

مشکلات پارانوئید همسر

شک و تردید یک صدای مبهم و آزاردهنده از انتهای ذهن ماست

با این مقدمه که متوجه شدیم مسئله در شما نیست و ریشه اش در فرد پارانویا هست، پس شما صرفا با کاهش محرک ها و ابهامات در رفتارتان می توانید تا اندازه زیادی از برانگیختگی او جلوگیری کنید.

نباید رفتار دو پهلو از خود نشان دهید. و پیشاپیش آنچه او را تحریک می کند شناسایی کنید و حتی توضیح دهید. گاهی بهتر است حتی شما در بعضی مسائل پیش دستی کنید.مثلا بگویید فلان پارک نمی آیید آنجا از نظر مفاسد مناسب نیست و بهتر می دانید در منزل بمانید.یا اگر حساسیت او روی تماس های تلفنی شماست، وقتی کسی به گوشی تان زنگ می زند سریعا در مورد آن توضیح دهید.به هر حال فراموش نکنید. این بخشی هست که مربوط به شماست.

بدون همراهی او و خواست او این مسئله درمان نمی شود. او هم باید تکالیفی را عهده دار شود و مقاومت ها را کاهش دهد.

با شخص پارانوئید نمی توان از راه استدلال برای اشتباه بودن باور خود وارد بحث شد. چرا که اولا چنین استدلال هایی را نمی پذیرد؛ ثانیا با هر استدلالی، شواهد جدیدی را به مجموعه شواهد خود اضافه و آن‌ها را کامل تر می کند. ثالثا با پافشاری در مورد بی گناهی همسر، ممکن است پیش فرض جدیدی به پیش فرض های وی اضافه شود. در این صورت وی احتمال وجود رابطه بین همسرش و کسی که از او دفاع می کند را در ذهن خود شکل می دهد.

توصیه های مشکلات پارانوئید همسر

۱ – از مجادله با این اشخاص پرهیز کنیم و سعی در تغییر افکار آنان نداشته باشیم.۲ – سعی در مقابله به مثل با آنان نداشته باشیم.۳ – در زمینه هایی که او حساسیت دارد، رفتاری حساسیت برانگیز نداشته باشیم. البته اجتناب افراطی از مواردی که او حساسیت دارد نیز گاه به عنوان دلیلی بر تایید پیش فرض های او به شمار می آید.۴ – رابطه خود را در دیگر زمینه ها با بیمار تقویت و سعی کنیم رضایت خاطر او در آن زمینه ها را فراهم کنیم.

مثلا در گفت وگوهای معمولی و در موضوعات عادی سعی کنیم رابطه خوبی با او برقرار و رضایت خاطر او را فراهم کنیم یا در مورد تصمیماتی که ربطی به سوء ظن او ندارد، با او هم اندیشی و هم فکری داشته باشیم.۵ – بهتر است برای جلوگیری از لوس شدن یا طلبکار بار آمدن بیمار، گاهی که از او ناراحت هستیم؛ با توجه به مواردی که در بند چهار درباره آن صحبت کردیم، او را با محرومیت مواجه کنیم.به هر حال این اقدامات در اصل درمان کننده این بیماری نیست. به ویژه اگر با شخصیت پارانوئید مواجه باشیم؛ اما این گونه اقدامات تا حدی می تواند از تحریک بیشتر بیمار جلوگیری کند.

بیشتر بدانید راههای مقابله با همسر شکاک

شک، در لغت به معنای احساس عدم قطعیت و یا فقدان عقیده محکم، تعریف می‌شود. شک و تردید، شبیه به قدم زدن و گام برداشتن در تاریکی است، زمانیکه شما نمی‌توانید جلوی پای خود را ببینید، اطمینان ندارید که گام بعدی که برمی دارید درست است یا خیر؟ و در اینجاست که تردید‌ها شکل می‌گیرد.

لجبازی نکنید

اگر می‌دانید پای تلفن بی‌صبر می‌شود تا آنجا که می‌توانید سریع پاسخگویش باشید. دانستن این موضوع که می‌توانید به همسر خود اعتماد کنید، حس امنیت فوق العاده‌ای به شما خواهد داد، چرا که او در همه حال با شما صادق است. از طرف دیگر چنانچه در ترس دائمی از دروغ گفتن همسرتان زندگی کنید، هرگز نخواهید توانست که در زندگی خود بیاسایید.

آیا به همسرتان شک دارید؟

خیانت در ازدواج ابن روز‌ها بسیار زیاد است اما به این معنی نیست که هر زن یا مردی به همسرش خیانت خواهد کرد. این مساله بسیار حساس است و باید با دقت مورد بررسی قرار بگیرد. فقط به این دلیل که همسرتان شب‌ها دیر به خانه می‌آید و یا زیاد بیرون می‌رود ثابت نمی‌کند که او خائن است.

پس تا وقتی همه چیز برایتان ثابت نشده است نتیجه دلخواه‌تان را نگیرید. بنشینید و درست فکر کنید. چه چیزی باعث شده فکر کنید همسرتان خیانت می‌کند؟ همسرتان دیر به خانه می‌آید؟ آیا این دیر آمدن نمی‌تواند به دلایل و انگیزه‌های مثبت دیگری باشد؟ اگر همه جوانب را درست بررسی کنید شاید به این نتیجه برسید که او در رفتارش هیچ خطایی نکرده است. اما اگر بازهم متقاعد نشدید باید به دنبال شواهد بیشتری باشید تا سوء ظنتان را اثبات کنید.

مشکلات پارانوئید همسر

خیانت در ازدواج ابن روز‌ها بسیار زیاد است اما به این معنی نیست که هر زن یا مردی به همسرش خیانت خواهد کرداگر همسرتان با یک زن حرف می‌زند به این معنی نیست که آن زن در زندگی شما وارد شده است. شاید او همکار همسرتان باشد و برای یک مورد کاری به او زنگ زده باشد. معمولاً کسی که شکاک است از همین مثال ساده یک بلوا درست می‌کند.حتی اگر شاهد مکالمه کاری آن‌ها باشد همسرش را تهدید می‌کند که اصلاً چه لزومی دارد آن زن شماره تو را داشته باشد و یا مشکلش را با تو مطرح کند. برای هر رفتار به نظر مشکوکی ممکن است دلایل غیر مشکوک زیادی وجود داشته باشد. ذهنتان را باز بگذارید و هرجا که سوء تفاهمی برایتان پیش آمد به راحتی از همسرتان توضیح بخواهید.اشتباه است که درباره سوء ظ‌‌نهایتان با دیگران صحبت کنید. این موضوع را برای خودتان نگه دارید. مشکلات زناشویی باید بین خودتان باقی بمانند و نفر سوم تا آنجا که ممکن است باید از این مشکلات و اختلافات بی‌خبر باشد. گر شما نیاز به مشورت دارید باید از یک فرد مطمئن و یک متخصص کمک بگیرید.اگر از یک مشاور خانواده کمک گرفتید و او در رفتار همسرتان هیچ نوع نشانه‌ای از خیانت پیدا نکرد باید این مساله را یک مشکل ذهنی در خودتان ببینید و برای درمان از روان‌شناس و رفتاردرمانگر کمک بگیرید.شکاکیت ویرانگر رابطه عاطفی و جنسی شما است و شما را به پایان رابطه نزدیک می‌کند. اگر درمان نشود نتیجه‌ای جز طلاق ندارد. احساس ناامنی اگر از بین نرود ممکن است درفرد وسوسه خودکشی را تشدید کند. پس اگر شما یا همسرتان دچار این بیماری هستید پیش از اینکه دیر شود باید به دنبال درمان باشید.