پارانویا همان بیماریای است که خیلیها از آن با نام بدبینی و سوءظن یاد میکنند که یک تفکر غلط است که در ذهن بسیاری از افراد جاافتاده. اگرچه بدبینی و سوءظن جزو علائم این بیماری است، ولی این همه ماجرا نیست.پارانویا همان بیماری ای است که خیلی ها از آن با نام بدبینی و سوءظن یاد می کنند که یک تفکر غلط است که در ذهن بسیاری از افراد جاافتاده. اگرچه بدبینی و سوءظن جزو علائم این بیماری است ولی این همه ماجرا نیست. این بیماری زیرمجموعه اختلالات شخصیتی قرار می گیرد و بااینکه بیمار پارانویا نقاط مشترکی با بیمار اسکیزوفرنی دارد ولی از خیلی جهات با یکدیگر تفاوت دارند. متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد زندگی مشترک خود را به دلیل ابتلای یکی از زوجین به پارانویا از دست می دهند و مجبور به جدایی می شوند. البته باید دقت کرد که هر نوع بدبینی و بدگمانی پارانویا نیست و نباید هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانویا یکی دانست. نکته مهم درخصوص پارانویا این است که این بیماری در بسیاری از اوقات قابل درمان است و فرد می تواند با رعایت یکسری اصول رفتاری به زندگی معمولی خود ادامه دهد. در مطلب پیش رو با ویژگی های این بیماران، چگونگی رفتار با آن ها و سایر مسائل مرتبط با این بیماری بیشتر آشنا می شوید.
با کسانی که پارانوئید دارند چه کنیم؟
بیماری پارانویا از زمان قبل از بقراط در یونان وجود داشته است ولی با این نام شناخته نمی شده و اغلب این بیماری را نوعی دیوانگی می دانستند. پارانویا در زبان یونانی از دو بخش پارا (Para) و نوس (nos) تشکیل شده و معنی دیوانگی می دهد. در قرن هجدهم اصطلاح پارانویید برای اختلالاتی که علائمی مثل هذیان و توهم داشتند، استفاده می شد تااینکه در سال 1893 امیل کریپلین (emil Kraepelin) اصطلاح مستقل پارانویا را به کار برد و آن را از پارافرنیا که در اروپا استفاده می شد، تفکیک کرد.
یکی دیگر از کارهایی که کرپلین انجام داد جداکردن پارانویید از اسکیزوفرنی است چون بسیاری از علائم این دو بیماری شبیه یکدیگرند. این روان پزشک آلمانی توهم را جزو اصلی ترین ویژگی های بیماری پارانویا دانست. او براساس معنای یونانی پارانویا هرگونه افکار توهمی را جزو این بیماری قرار داد. به این ترتیب از نظر کرپلین کسی که با خودش فکر می کند یک شخصیت سیاس یا ادبی- هنری مهم است نیز جزو بیماران پارانویا محسوب می شود. ویژگی اصلی بیماری پارانویا یا بیماران مبتلا به اختلال شخصیت بدگمانی، شک و بی اعتمادی به همه افراد است. مبتلایان به این بیماری در بیشتر مواقع خشمگین هستند و نسبت به دیگران دشمنی دارند. آن ها به هر بهانه ای دعوا و مرافعه راه می اندازند و به بقیه به خصوص همسر خود سوءظن دارند. علاوه بر این، افراد مبتلا به پارانویا اغلب مواقع تصور می کنند تحت تعقیب هستند یا شخصی با آن ها دشمنی دارد و آن ها را مسموم یا بیمار کرده است. در بعضی موارد، فرد دچار این توهم می شود که دارای یک قدرت ماورایی یا برگزیده خداست که توسط یکسری نیروهای خارجی کنترل می شود.
علت چیست؟
با اینکه هنوز هیچ دلیل و علت قطعی برای این بیماری مشخص نشده اما نقش ژنتیک و وراثت را در ابتلا به این بیماری نمی توان نادیده گرفت. تحقیقات متعددی نشان داده که وقتی یکی از دوقلوهای یک تخمکی همسان مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی، علائم پارانویا دارند، دیگری هم به این بیماری مبتلا می شود. همچنین تحقیقات نشان داده که میزان ابتلا به بیماری پارانویا دارند، دیگری هم به این بیماری مبتلا می شود. همچنین تحقیقات نشان داده که میزان ابتلا به بیماری پارانویا در افرادی که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا هستند، بیش از بقیه است.
با کسانی که پارانوئید دارند چه کنیم؟
علاوه بر ژنتیک که متهم اصلی این بیماری به شمار می آید، مصرف داروهایی که دارای آمفتامین هستند، همچنین مصرف قرص های روان گردان، ماری جوانا، کوکائین و امثال این ها هم در ابتلا به این بیماری تاثیرگذار است. از دیگر عواملی که برای علت بیماری پارانویا ذکر شده، استرس و نگرانی است. بعضی از تحقیقات ثابت کرده اند که وقتی فرد در شرایط سخت و تحت فشار باشد، رفتار پارانویاگونه انجام می دهد، به بیان دیگر این رفتار می تواند واکنشی نسبت به سختی و فشارهای زندگی باشد؛ بنابراین تحقیقات بیماری پارانویا در بیشتر گروه های اقلیت، مهاجران، اسیران و زندانیان شایع است. نکته قابل ذکر دیگر در رابطه با بیماری پارانویا این است که مردان از زنان بیشتر به این بیماری مبتلا می شوند.
علائم پارانویا
اگر می خواهید با علائم یک بیمار پارانویید آشنا شوید به رفتار او دقت کنید و ببینید کدام یک از این علائم را دارد؛ توهم های دیداری، شنیدن صداهای غیرواقعی، کژانگاری، مانند گمان اشتباه مبنی بر اینکه همکار شما می خواهد شما را مسموم یا صدای شما را ضبط کند، بیزاری، خشم، گوشه گیری، خشونت، دشواری های گفتاری، رئیس وار رفتار کردن و اندیشه و کنش خودکشی.
پارانویا در جامعه
تا به اینجا درخصوص بیماران مبتلا به پارانویا، علت ابتلای آن ها و علائمشان صحبت کردیم ولی به یک موضوع خیلی مهم نپرداختیم و آن هم اینکه پارانویا علاوه بر اینکه می تواند یک فرد را بیمار کند، می تواند یک جامعه را هم بیمار و مبتلا کند.
درمان چیست؟
از آنجایی که هنوز علت قطعی ابتلا به این بیماری مشخص نشده، درمان قطعی هم برای این بیماری تعیین نشده است، اما به طور کلی شیوه های درمانی این بیماری را می توان به دو بخش دارودرمانی و روان درمانی تقسیم کرد. پیش از اینکه به مبحث درمان این بیماری بپردازیم، باید گفته شود که اغلب مبتلایان به پارانویا معتقدند که بیمار نیستند، به همین خاطر کمتر حاضر می شوند نزد درمانگر بروند. این افراد به دلیل توهمی که دارند فکر می کنند خودشان مشکلی ندارند و این بقیه هستند که بیمارند و مشکل دارند.
با کسانی که پارانوئید دارند چه کنیم؟
در بخش دارودرمانی، بیمار با استفاده از داروهای آرام بخش مثل دیازپام تسکین پیدا می کند. البته در برخی مواقع داروهای ضد روان پریشی برای فرد تجویز می شود که تجویز داروها بستگی به تشخیص پزشک و حد و اندازه بیماری فرد دارد. با وجود اینکه خیلی از بیماران پارانویید تحت روش دارودرمانی هستند، روش روان درمانی در اغلب مواقع از دارودرمانی موفق تر است. در این روش درمانگر بیش از هر چیز تلاش می کند تا حساسیت ها و شک و سوءظن های بیمار رفع شود؛ ضمن اینکه در طول درمان تلاش می شود که توانایی های اجتماعی فرد نیز تقویت شود.نکته مهم در مورد این روش درمانی آن است که درمانگر باید صبر و حوصله فراوانی برای پروسه درمانی داشته باشد چون معمولا سر و کار داشتن با این دسته از بیماران کار بسیار سختی است، آن ها بسیار زودرنج هستند، رفتار خصمانه و تندی دارند و به سرعت عصبانی می شوند. درمانگر در روش روان درمانی ابتدا تلاش می کند شک و بدگمانی را از فرد دور و پس از آن با انجام تمرین های آرامش بخش او را از حالت انزوا و گوشه گیری خلاص کند. علاوه بر اینکه در مرحله روش درمانی، درمانگر نقش بسیار مهمی دارد، خانواده بیمار هم بسیار تاثیرگذارند، طوری که امروز یکی از روش های درمانی پارانویا خانواده درمانی است. به این معنی که آن ها می توانند با آموزش دیدن درخصوص برخورد با بیماران و کمک به آن ها بر سیر بهبودی بیمار تاثیر بسزایی داشته باشند. با اینکه پارانویا بیماری است که فرد را تا آخر عمر درگیر می کند ولی با اجرای پروسه های درمانی به موقع و درست می توان این بیماری را مدیریت و کنترل کرد.
چگونه با بیماران پارانویید رفتار کنیم؟
اگر در دور و بری ها یا نزدیکان خود با یک بیمار پارانویید سر و کار دارید، این توصیه ها را جدی بگیرید.
• سعی نکنید رفتار آن ها را تغییر دهید، این کار تقریبا غیرممکن است.
• سعی کنید ارتباطتان با بیمار را نزدیک تر کنید تا از شما راضی باشد، ولی هرگز سوءظن هایش صحه نگذارید و در این بحث ها اصلا شرکت نکنید.
• هنگامی که بیمار سوءظن نسبت به همسرش پیداکرده، مواظب باشید تا از همسر او جانبداری نکنید، این کار باعث به وجود آمدن پیش فرض های جدید در او شده و ممکن است فکر کند شما با همسرش ارتباط دارید و به شما هم بدگمان شود.
• هرچه اختلال پارانویید شدیدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در این گونه بیماران بیشتر می شود. در این مواقع حتما از پزشک کمک بخواهید.
• از آن ها انتظار روابط عاطفی نداشته باشید. برقراری این رابطه تقریبا غیرممکن است.
• بهتر است برای جلوگیری از لوس شدن یا طلبکار بار آمدن بیمار، گاهی که از او ناراحت هستیم، او را با محرومیت مواجه کنیم.
چه افراد مشهوری پارانویا داشتند؟
فروید، اختلال پارانویا را بیماری مختص روشنفکران و طبقه تحصیل کرده جامعه می داند. به عقیده فروید افراد معروف و مشهور به دلیل شهرتشان همواره توهم توطئه دارند؛ به نظر او روشنفکران چون بلندپرواز هستند، گاهی دچار این توهم می شوند که موقعیتشان خیلی با مردم عادی فرق دارد، پس هر آن ممکن است تحت تعقیب یا توطئه یک نفر باشند. اگرچه این نظر فروید را نمی توان تعمیم داد ولی افراد مشهوری بوده اند که در طول زندگی شخصی و حرفه ای خود از بیماری پارانویا رنج می بردند.
بسیاری از افراد مشهور هم به این بیماری مبتلا نبوده اند ولی تفکراتشان پارانویاگونه بوده است. به عنوان مثال، استالین، رهبر و سیاستمدار شوروی در دوران حکومت خود همواره توهم این را داشت که دشمنان بسیاری در کمین و علیه او هستند یا مثلا گالیه به اندازه ای جاه طلبی بیهوده و تکبر داشت که فکر می کرد همه به فکر سرقت آثار او هستند، طوری که یک بار کاپرا را آن چنان به سرقت از کتاب ها و اطلاعاتش متهم کرد که پای او را به دادگاه کشاند و یک مطلب تند و تیز هم علیه او نوشت.
جوزف استالین
نیچه یکی دیگر از افرادی است که به محض جدایی از محبوبه اش به همه زنان بدبین و دچار نوعی جنون شد؛ این موضوع در بسیاری از آثار او هم دیده می شود، اما توهم توبیخ و تحت تعقیب بودن در کافکا به اندازه ای بود که یک روز صبح وقتی از خواب برخاست احساس کرد که قرار است محاکمه شود و باید به دادگاه برود، در حالی که اصلا این گونه نبود؛ اما نقطه اوج این داستان جایی است که خود فروید هم که ماجرای ابتلای روشنفکران به پارانویا را طرح می کند، به این بیماری مبتلاست. او در حدی دچار توهم شده بود که در دوره ای از زندگی خود ادعا می کرد می تواند بشریت را زیر سلطه فکری خود دربیارود.
ارنست همینگوی از نویسندگان معروف هم از پارانویا در امان نبود. او علاوه بر پارانویا از بیماری افسردگی هم رنج می برد، به همین خاطر تاب زندگی با این اختلالات روحی را نیاورد و یک روز تصمیم گرفت خودش را با یک تفنگ شکاری خلاص کند. به این ترتیب می توان گفت که بیماری پارانویا مختص قشر یا گروه خاصی از مردم نیست و هرکسی ممکن است به این بیماری مبتلا شود اگرچه وجود یکسری شرایط، زمینه ابتلا به این بیماری را فراهم می کند ولی می توان گفت هیچ کس از فکر و رفتارهای پارانویاگونه در امان نیست.
در رابطه با تاریخچه اصطلاح پارانوئید، باید به قبل از بقراط در یونان اشاره کرد که یونانیها از آن به معنای دیوانگی استفاده میکردند. در قرن هیجدهم، این اصطلاح برای اختلالاتی که علایم بارز آنها هذیان و توهمبود، متداول شد. تا قرن نوزدهم، این اصطلاح را برای انواع و اقسام بیماریها بهکار میبردند. اما در سال 1893، امیل کراپلین، پارانوئیا را از پارافرنیا که یک اصطلاح متداول در اروپاست و معادل اصطلاح واکنش پارانوئید و یا حالت پارانوئیددر آمریکا میباشد، تمیز داده و تفکیک نمود. کراپلین، همچنین بیماری پارانوئید را از اسکیزوفرنی پارانوئید متمایز ساخت. حالات بیماری پارانوئید تا حد بسیار زیادی شبیه حالات بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی پارانوئید است، اما از جهاتی با آن تفاوت دارد.
هر انسانی در برههای از زمان به تفکر پارانوئیایی گرفتار میآید. احتمالا دستکم میتوانید موردی را به یاد آورید که مورد تبعیض قرار گرفتهاید یا در مورد شما صحبت میشود یا بدون دلیل کافی به انگیزههای شخصی دیگران مظنون و بدبین باشید. تفکر پارانوئیایی را میتوانیم نوعی سبک شناختی تلقی کنیم. پارانوئیا، بیماری بسیار کمیاب و نادری است و علامت بارز آن پیدایش تدریجی یک نظام فکری هذیانی با طیف گسترده و توسعهیافتهای است که بر اساس تعبیر اشتباه از وقایع و حقایق زندگی استوار میباشد. هدف از این نظام پارانوئیدی برقراری تعادل در زندگی عاطفی بیمار است؛ لذا تغییر آن بسیار دشوار میباشد. افراد در استفاده از این نحوه تفکر و اینکه تا چه اندازه اجازه دهند واقعیت، آنچه را آنها ادراک میکنند تحت تاثیر قرار دهد، متفاوت هستند. بنابراین میتوان تفکر پارانوئیایی را به عنوان پیوستاری در نظر گرفت که میتواند از نوع روزمره تا فکر هذیانی شدید که همه زندگی شخص را تحتالشعاع قرار دهد، وسعت داشته باشد. گاهی اوقات افرادی که چنین تفکری نداشتهاند، ناگهان به آن گرفتار میآیند. عواملی مثل نقص کبد، کمبود ویتامین B12، از دست دادن شنوایی، غدههای مغزی، سیفلیس و گسترهای از داروها ممکن است تفکر پارانوئیایی را با سایر علایم ایجاد کنند. امروزه در حدود 65 ناراحتی متفاوت، ویژگیهای پارانوئیایی را به وجود میآورد.
در طبقهبندی اختلالات پارانوئید، تاکنون سه نوع عمده از بیماری یا حالات پارانوئید را ذکر کردهاند که عبارتند از: پارانوئیا، پارانوئیای پیری و پارانوئیای مشترک. اخیرا نیز در تقسیمبندی DSMیک نوع از پارانوئید با عنوان اختلال پارانوئیای حادذکر شده است.
پارانوئیای پیری
این اختلال در دوران کهنسالی شروع میشود و نظام شکلیافته و محکمی از اختلالات تفکر و باورهای هذیانی در او دیده میشود. این هذیانها شبیه هذیانهای بیمار اسکیزوفرنیک است علاوه بر شروع در دوران کهنسالی، میتوان اشاره کرد که حتی تفکر پارانوئیایی در افراد مسن شایعتر است. غالبا تفکر پارانوئیایی به علت انزوای اجتماعی یا احتمالا به واسطه ضعیف شدن فزاینده قدرت بینایی و شنوایی ایجاد میشود که این امر به نوبه خود برای شخص ممکن است ارزیابی صحت و سقم ادراک رخدادهای واقعی را مشکل سازد. گاهی اوقات ضربههای خفیف یا خونریزیهای مغزی در افراد پیر میتواند به علائم پارانوئیایی بیانجامد. علت احتمالی دیگر این بیماری، تباهی یا پلاسیدگی بافتهای مغز است. هر یک از این حالات ممکن است باعث آنچنان رفتار به شدت غیرانطباقی شود که لازم آید فرد بستری گردد.
معمولا هذیانهای پارانوئیایی در چند طبقه جای میگیرند؛ احساس مورد اذیت و آزار قرار گرفتن از سوی دیگران، حسادت و سوءظن بیدلیل نسبت به خیانت جنسی معشوق یا همسر، این احساس که شخص دیگری عاشق کسی شده بیآنکه گواهی بر این ادعا باشد و هذیانهای بیماری به هنگامی که بیماری خاصی در کار نیست.
پارانوئیای مشترک
این نوع، جالبترین نوع پارانوئیا بوده و گاهی اوقات جنون دو نفره[12] نیز نامیده میشود و عبارت است از، سیستم هذیانی آزار و تعقیب[13] که در نتیجه زندگی و رابطه نزدیک دو شخص به وجود میآید. در چنین مواردی یکی از مراجعین شخصی است مسلط و دارای هذیانهای تثبیتشده و دیگری فردی است تلقینپذیر که وقتی با هم هستند، عقاید هذیانی را میپذیرند. وقتی این دو نفر از هم جدا میشوند معمولا فرد تلقینپذیر این عقیده را رها میکند. دو خواهر، زن و شوهر یا مادر و فرزند از شایعترین زوجهای درگیر این اختلال هستند. در مواردی نیز افراد درگیر بیش از دو نفر میباشند
پارانوئید حاد
حالات پارانوئیدی حاد، معمولا کمتر از 6 ماه به طول میانجامد و غالبا در افرادی که تجارب شدید سخت و یا تغییرات ناگهانی در محیط زندگیشان داشتهاند(مانند مهاجران، زندانیها، اسرای جنگی، سربازان و کسانی که بهطور ناگهانی از خانواده خود جدا شدهاند) دیده میشود. شروع آن ناگهانی و بدون سابقه قبلی است و بهندرت مزمن میگردد. لازم به ذکر است که بیمار پارانوئید با وجود داشتن هذیانهای عجیب، در شئون دیگر زندگی منطقی و نرمال عمل میکنند.
بر اساس آمارهای مختلف در کشورهای متعدد دنیا، میانگین سنی افرادی که تحت عنوان حالات پارانوئید در بیمارستانها بستری میشوند، پنجاه سال است. البته شیوع این اختلال در زنان بیشتر از مردان است. بر اساس آمارهای منتشر شده مربوط به سال 1998آمریکا، چنین برمیآید که در حدود یک درصد بیماران بستری در بیمارستانها دچار اختلالات پارانوئید هستند. بیماران مبتلا به این اختلال بسیار خودمدار و خودشیفته هستند. آنها خشم و عناد درون خود را انکار میکنند و برای تخلیه این عواطف، از مکانیسمهای برونفکنی استفاده میکنند. آنها نسبت به دیگران حساس، درونگرا و بیاعتماد هستند. بعضی از مبتلایان نیز بسیار سلطهجویانه و در رابطه با مسائل سیاسی و اجتماعی دیدگاههای بسیار افراطی دارند. آنها در عمق وجود خود، احساس حقارت و خودکمبینی میکنند و اغلب این افراد در زندگی زناشویی و شغلی خود آنچنان که باید موفق نیستند.
در رابطه با بررسی علل این اختلال، پژوهشگران از نظر بررسیهای جسمانی و ژنتیکی مطلب چندان روشنی را ارائه ندادهاند. ولیکن در زمینه عوامل روانی، فروید اولین نظریات راهگشا را ارائه داده است. بر اساس نظریه فروید هذیانهای پارانوئید، نتیجه سرکوبی و برونفکنی تمایلات همجنسگرایی است که تحقیقات بعدی روانشناسان و روانپزشکان، این مطلب را تایید کرده است.
در رابطه با درمان این اختلال، دانش کمی موجود است. ممکن است داروهای ضد روانپریشی در برخی موقعیتهای بحرانی مفید باشند. به نظر مؤثرترین راه مقابله با هذیانها این است که به درمانجو نشان دهیم تا چه حد هذیانهایش میتوانند مزاحم دستیابی او به اهدافش شوند، نه اینکه سعی کنیم با آنها برخورد نماییم. گاهی اوقات میتوان به درمانجو یاد داد موقعیتهایی را که باعث هذیان میشوند یا آنها را افزایش میدهند را بشناسد و از آن اجتناب نماید.
در پایان، لازم به ذکر است که به علت شباهتهای زیاد باید میان اختلال پارانوئید با اختلالهای مشابه از جمله اسکیزوفرنی پارانوئید،اختلال شخصیت پارانوئید و اختلال سایکوز مشترک تشخیص و تفاوت قائل شد؛ که بهطور خلاصه نمایهای از این سه اختلال را بیان میکنیم.
اختلال اسکیزوفرنی پارانوئید
در این اختلال، وجود هذیانهای نظامیافته یا توهمات شنیداری گسترده شاخص است. بیمار اسکیزوفرنیک پارانوئید، به هذیانهای گزند و آسیب یا عظمت مبتلا است که فوقالعاده نظامیافته و پیچیده است. در اختلالات حیطه اسکیزوفرنی آنچه که مطرح است، اختلالهای اساسی فرد مبتلا در تماس با واقعیت است. به عبارتی فرد از واقعیت بریده شده و دوم اینکه این اختلالات معمولا با چند فرایند روانشناختی از جمله فکر، ادراک، هیجان و غیره همراهند و ارتباط و رفتار روانی – حرکتی را تحت تاثیر قرار میدهند
اختلال شخصیت پارانوئید
افراد مبتلا به این اختلال، شدیدا به دیگران مشکوکاند و همیشه در برابر خطر یا آسیب احتمالی حالت دفاعی دارند. آنها حتی در صورت عدم وجود شواهد قانعکننده نسبت به اشتباهشان، همچنان بر باور خود استوار میباشند. زندگی آنها منزوی و مقید است. ولی آنچه را که باید در این اختلال مد نظر قرار داد عبارت است از اینکه؛ الگوی ناسازگارانه و بادوام تجربه درونی و رفتار به زمان نوجوانی و جوانی فرد برمیگردد
اختلال سایکوز مشترک
این اختلال نادر، بهطور معمول میان دو نفر و گاهی بیش از دو نفر رخ میدهد. شخص غالب و شخص فعلپذیر، که در جریان آن سیستم هذیانی بهطور پیشرونده توسط شخصی که جوانتر و فعلپذیرتر است، مورد پذیرش واقع میشود. در این اختلال با جدا ساختن این دو نفر از یکدیگر بهبودی فرد فعلپذیر حاصل نمیگردد
بروز علائم اختلال شخصیت پارانوئید در میان بزرگسالان باعث میشود که کنار آمدن، زندگی و صمیمیت با آنها را به امری دشوار تبدیل شود. افراد مبتلا به این نوع اختلال، علائم رفتاری خاصی دارند. سوء ظن و بدگمانی نسبت به تمام افراد، اعم از دوستان، خانواده و ... در میان این افراد بسیار شدید است.
علائم اختلال شخصیت پارانوئید
ستاره | سرویس روانشناسی - اختلال شخصیت پارانوئید یک وضعیت مزمن و فراگیرنده است که از طریق الگوهای مخرب فکری، رفتاری و عملکردی توصیف میشود. چنین تخمین زده میشود که حدود ۱ تا ۲ درصد از آمریکاییهای بزرگسال با این نوع از اختلال دست و پنجه نرم میکنند. علائم اختلال شخصیت پارانوئید معمولاً مشابه اسکیزوفرنی هستند. همچنین تعدادی از تحقیقات انجام شده به این نکته اشاره میکنند که ممکن است یک ارتباط ژنتیکی بین این دو نوع اختلال وجود داشته باشد. احتمال اینکه اشخاص مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید عارضههای دیگری مانند افسردگی، سوء مصرف مواد و انزواطلبی (ترس از مکانهای شلوغ) را نیز تجربه کنند، بیشتر است.
معمولاً افرادی که به اختلال شخصیت پارانوئید مبتلا هستند، موارد زیر را تجربه میکنند:
یکی از آشکارترین علائم اختلال شخصیت پارانوئید بدبینی است. این افراد دچار سوء ظن و بدگمانی مزمن و فراگیرنده هستند و شکاکیت (شک گرایی) خاصی نسبت به دیگران دارند.
افراد پارانوئیدی احساس میکنند که دیگران به آنها دروغ میگویند، آنها را فریب میدهند و از آنها سوء استفاده میکنند.
امکان دارد چنین فکر کنند که دوستان، خانواده و همسر یا شریک عاطفی آنها بیوفا و غیر قابل اعتماد هستند.
آنها در مقابل مشاهده فریبکاری با عصبانیت بیش از حد واکنش نشان میدهند.
معمولاً در جمع تحت عنوان فردی سرد مزاج، حسود، مرموز و جدی توصیف میشوند.
این گونه افراد به دنبال معانی پنهان حرکات بدن و مکالمات هستند.
اشخاص مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید همواره چنین فکر میکنند که دیگران به دنبال سوء استفاده، ضربه زدن یا فریب دادن آنها هستند، حتی اگر هیچ مدرکی دال بر تأیید طرز فکر آنها وجود نداشته باشد. در حالی که احتیاط در برخورد با موقعیتهای خاصی تا اندازهای لازم و معمول است، اما اشخاص مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید بیش از حد شکاک هستند. معمولاً کنار آمدن با افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید، دشوار است و این گونه افراد مشکلات متنوعی با روابط نزدیک دارند. بدگمانی بیش از حد و خصومتهای آنها با استدلالهای نپوشیده، شکایات مکرر یا با سکوت و سردی ظاهری همراه است.
افراد دارای اختلال شخصیت پارانوئید باید خودبسنده بوده و حس استقلال نیرومندی داشته باشند، چون این اشخاص نمیتوانند به دیگران اعتماد کنند. آنها معمولاً نرم نشو، منتقد دیگران و غیر قابل همکاری هستند، و خود نیز مشکل بزرگی با پذیرش انتقاد دارند.در صورتی که اختلال روانی دیگری از قبیل: اسکیزوفرنی یا اختلال دوقطبی یا اختلال افسردگی در فرد مشاهده شده باشد، اختلال شخصیت پارانوئید قابل تشخیص نخواهد بود. اختلال شخصیت پارانوئید حاکی از الگوهای رفتاری بلند مدت و تداوم یافته است، پس معمولاً این علائم را در افراد بزرگسال میتوان شناسایی کرد. وجود و تشخیص این اختلال در میان کودکان و نوجوانان پدیده غیر معمولی است، زیرا کودک یا نوجوان هنوز هم در حال رشد، تغییر شخصیت و بلوغ است. به هر حال، زمانی تشخیص داده میشود که یک کودک یا نوجوان دچار اختلال شخصیت پارانوئید شده است که خصوصیات و علائم بیماری دست کم به مدت یک سال در فرد مشاهده شده باشد.
علائم اختلال شخصیت پارانوئید در میان مردان بیشتر دیده میشود. معمولاً حدود ۲/۳ و ۴/۴ درصد از جمعیت به این بیماری مبتلا میشوند.
علائم اختلال شخصیت پارانوئید
عموماً اختلال شخصیت پارانوئید با استفاده از روان درمانی علاج میشود. درمان رفتاری شناختی معمولاً به افراد کمک میکند تا الگوهای فکری تحریف شده و رفتارهای نابهنجار خود را سامان دهند.درمان رفتاری شناختی (CBT) نوعی معالجه روان درمانی است که به بیمار کمک میکند تا افکار و احساساتی را که بر رفتارها تأثیر میگذارند، درک کند. معمولاً از CBT برای درمان طیف وسیعی از اختلالات از قبیل ترسها (فوبیاها)، انواع اعتیاد، افسردگی و اضطراب بهره میبرند. در کل درمان رفتاری شناختی کوتاه مدت است و بر کمک کردن به بیمار برای تعامل با یک مشکل بسیار خاص تمرکز میکند. افراد در جریان درمان یاد میگیرند که چگونه الگوهای فکری نابود کننده و مختل کنندهای را که تأثیراتی منفی بر رفتار آنها دارند، شناسایی و تغییر دهند.مفهوم اصلی پشت CBT این است که افکار و احساسات ما نقشی اساسی در رفتار و چگونگی برخورد ما با مسائل دارند. برای مثال، شخصی که زمان بسیاری را صرف فکر کردن درباره تصادفات هوایی، تصادفات باندهای فرودگاهها و دیگر فاجعههای هوایی میکند، احتمالاً به جایی میرسد که از انجام سفرهای هوایی پرهیز کند.
هدف از درمان رفتاری شناختی این است که به بیماران یاد دهند، حال که توانایی کنترل کردن تمام ابعاد جهان پیرامونی خود را ندارند، میتوانند نحوه تفسیر و تعامل خود با پدیدههای محیط زندگی خود را کنترل کنند.طبق گزارش اتحادیه روان درمانی رفتاری و شناختی بریتانیا، "روان درمانی رفتاری و شناختی یک طیف درمانی مبتنی بر مفاهیم و اصول مأخوذ شده از مدلهای روانشناختی عواطف و رفتارهای انسانی است. آنها شامل طیف وسیعی از رویکردهای درمانی برای اختلالات عاطفی، همراه با زنجیرهای از روان درمانی فردی ساخت یافته تا مواد کمک به نفس میشود.تعدادی رویکرد متفاوت نسبت به CBT وجود دارند. متخصصان سلامت ذهن به طور مداوم از این رویکردها، که به قرار زیر هستند، استفاده میکنند.
درمان رفتاری عاطفی عقلانی (REBT)
درمان شناختی
درمان چندمنظوره
در ابتدا بعضی از بیماران ابراز میکنند که در حالی که میدانند افکار ناسالم و غیر عقلانی وجود دارند، اما صرف اطلاع از ماهیت این افکار، توقف فکر کردن به آنها را تسهیل نمیکند. در اینجا باید خاطر نشان ساخت که کار CBT صرفاً شناسایی این الگوهای فکری نیست، بلکه بر طیف گستردهای از استراتژیها تمرکز میکند تا به تسلط بیمار بر این افکار یاری برساند. چنین استراتژیهایی شامل ثبت وقایع روزمره، ایفای نقش، تکنیکهای تمدد اعصاب و حواس پرتیهای ذهنی میشوند.
درمانهای تکمیلی اختلال شخصیت پارانوئید
دیگر رویکردهای درمانی شامل درمان گروهی و درمان روانشناختی میشوند. در بعضی موارد همزمان با فرآیند روان درمانی از دارو نیز استفاده میشود. معمولاً داروهایی که تجویز میشوند عبارتند از داروهای ضد افسردگی، ضد روان پریشی و داروهای ضد اضطراب. تجویز دارو به تنهایی روش درمان توصیه شدهای برای اختلالات شخصیتی نیست و در بهترین حالت دارو را باید همزمان با فرآیند روان درمانی مصرف کرد
اختلال شخصیت پارانوئید از جمله اختلالات شخصیت کلاستر A می باشد. شخصیت پارانویید با فکر کردن بیش از حد درباره زندگی دیگران، کم کم نسبت به آنها بدگمان می شود. اگر این حالت در فرد شدیدتر شود، فرد به تئوریهای توطئه علیه خود اعتقاد پیدا میکند و احساس میکند که دیگران قصد آسیب رساندن به او را دارند، بنابراین کمکم از ارتباط با دیگران خودداری می کند و به انزوا روی میآورد. داشتن سطح معقولی از بدگمانی طبیعی به نظر میرسد منظور از اختلال بدگمانی یا پارانوئید حالت شدید و اغراقآمیز احساس بدگمانی در فرد است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد انواع اختلالات شخصیت کلیک کنید.
اختلال پارانوئید
در شخصیت پارانوئید احساسات فرد به اختلال و رفتارهای ترسناک تبدیل میشود. به خاطر بدگمانی اش، فرد مناسبی برای روابط طولانی مدت نیست. شخصیت بدگمان در پی تقویت توانایی ها و قابلیت های خود بر میآید تا به دیگران محتاج نشوند. در برخی مواقع قدرت فرد به قدری بالا می رود که یک تمایل شدید به کنترل دیگران در او به وجود می آید و بدین صورت اطرافیانش را تحت سلطه خود درمیآورد.افراد پارانوئیایی اصلاً روحیه انتقادپذیری ندارند و برعکس بسیار ایرادگیر هستند. دائما از کارهای دیگران انتقاد میکنند؛ بنابراین نمیتوانند همکاری لازم را داشته باشند. شخصیت پارانوئید با رفتارش دیگران را از خود دور میکند و در نهایت زندگی اش به انزوا کشیده می شود.
علائم و نشانه های اختلال شخصیت پارانوئید
اختلال بدگمانی و پارانوئید معمولاً با شروع سن بلوغ در افراد آغاز می شود. برای تشخیص آن باید حداقل چهار مورد از موارد زیر در فرد دیده شود:
شک بی دلیل نسبت به دیگران طوری که فرد احساس می کند اطرافیان در پی خیانت کردن و فریب دادن او هستند
قبول نداشتن کار دیگران و ارزش قائل نشدن برای کار آنان
بی اعتمادی به دیگران به دلیل اینکه فکر می کنند دیگران به او خیانت خواهند کرد
توجه بیش از حد و اغراق آمیز به موارد منفی اطرافیان و بزرگ کردن آن ها
خجالت زدگی دائمی
گمان میکنند که اطرافیان موقعیت و جایگاه او را به خطر میاندازند و به دنبال راهی برای مقابله کردن بر میآید
بد گمانی همیشگی بدون دلایل منطقی درباره وفاداری همسر و دوستان
اما تشخیص این اختلال در فرد به راحتی دیگر اختلال های روانی نظیر افسردگی و علائم افسردگی نیست. علائم اختلال بدگمانی معمولاً در حد فاصل سن بلوغ تا سنین چهل، پنجاه سالگی است و در موارد معدودی تا سنین بالاتر نیز ادامه مییابد.
چگونه اختلال پارانوئید را عملا می توان تشخیص داد؟
تشخیص اختلال بدگمانی توسط روانشناس و روانپزشک مجرب صورت میگیرد و درمان آن نیز نیازمند مراجعه به روانپزشک است. حتی اگر اختلال توسط اطرافیان و پزشکان عمومی یا پزشک خانواده تشخیص داده شود برای درمان حتماً باید به روانشناس متخصص در مشاوره روانشناسی و مشاوره خانواده مراجعه کرد. معمولاً این اختلال علائم فیزیولوژیکی ندارد و با آزمایش های ژنتیک و تست خون و غیره قابل تشخیص نیست.
در ابتدا ممکن است علائم اختلال پارانوئید چندان به چشم نیاید و فرد در پی درمان آن نرود، اما این اختلال کم کم بر دیگر جنبه های رفتاری و ارتباط بین فردی (مانند میل به کنترل کردن دیگران) تأثیر منفی میگذارد؛ در صورت زندگی و ازدواج با شخصیت پارانوئید حتما باید اطلاعات خود را در زمینه نحوه برخورد با شخصیت پارانوئید افزایش دهید. روانشناس و روانپزشک علائم موجود در بیمار را با علائم لیست شده تطبیق میدهد و با مشخص کردن ابعاد و میزان علائم فرد مبتلا به درمان او اقدام میکند.
چه عواملی باعث بروز اختلال پارانوئید میشود؟
متاسفانه هنوز دلایل اصلی بروز شخصیت پارانوئید کشف نشده است. اما نظریه های زیادی در مورد دلایل آن مستند شده است. بیشتر تحقیقات ابعاد ژنتیکی، روانی و اجتماعی فرد را در بروز بیماری موثر دانسته اند. در واقع میتوان گفت که مجموعه ای از عوامل فوق باعث مبتلا شدن به پارانوئید میشود و یک عامل به تنهایی فرد را مبتلا نمی کنند.
روش های درمان اختلال پارانوئید
دو روش اصلی درمان برای پارانوئید در جلسات مشاوره روانشناسی وجود دارد که در هر صورت باید تحت نظر روانپزشک مجرب و متخصص صورت گیرد که شامل؛ روان درمانی و دارودرمانی است.
روان درمانی برای درمان اختلال شخصیت پارانوئید
روش درمان به این صورت است که فرد مبتلا به پارانوئید در جلسات منظم و برنامه ریزی شده به درمانگر خود مراجعه کرده و مراحل درمان را طی میکند. در این روش همانطور که از اسمش پیداست ریشه ها و علل روانی و عوامل ایجادکننده اختلال شناسایی و درمان میشود. در این روش به مسائل دوران کودکی و نوجوانی به شکل ویژهای توجه میشود؛ چرا که شخصیت فرد در این دوران شکل میگیرد.
دارودرمانی برای درمان اختلال شخصیت پارانوئید
از آنجایی که دلیل های به وجود آورنده اختلال پارانوئید عمدتاً روانی هستند و علائم فیزیکی کمتری در فرد به وجود می آید، دارو برای درمان اختلال شخصیت پارانوئید توصیه نمیشود و حتی در برخی موارد دارو باعث ایجاد اختلال در فرایند درمان می شود. درواقع دارو در موارد استثنا و همزمان با روان درمانی برای کنترل رفتار فرد توسط روانپزشک تجویز میشود. داروهای ضد اضطراب مانند دیازپام معمولاً مکمل مناسبی برای درمان است، مخصوصاً زمانی که فرد در کنترل رفتار و اعمال خود عاجز می شود.