نوجوانانی که دچار افسردگی شده اند خود را مقصر همه اتفاقات می دانند و هیچ امیدی به زندگی و آینده ندارند و حتی به خودکشی نیز فکر می کنند.
همه ما گاهی اوقات احساس ناراحتی یا حساسیت می کنیم. اما افسردگی حس ناراحتی برای بیشتر از چند روز است. چیزی که مردم متوجه نیستند، این است که این فقط ناراحت بودن نیست. افسردگی نوجوانان اگر درمان نشود باعث بروز مشکلات جدی تری در آینده خواهد شد.
براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی (WHO), هند دارای بالاترین نرخ افسردگی با 36 درصد از جمعیت با اختلال خلقی جدی هستند. همانطور که در بخش سلامت روان نمناک خواهیم گفت اکثر بیمارانی که رنج می برند, در رده سنی 6 و 25 قرار دارند و با این حال, مشکلات سلامت روانی مانند افسردگی اغلب در هند مخفی می مانند و به نوعی با از دست دادن سلامت عقل و یا عدم توانایی کامل می شود.این ممکن است در حال تغییر با امثال دیپکیا و هریتینک روشان در مورد نبرد خود با افسردگی و شکستن سکوت پیرامون اختلالات روانی باشد. اما این مساله همچنان پابرجاست.
یک روانشناس بالینی با اشاره به اینکه احتمال افسردگی در کودکان پس از طلاق بیشتر است، گفت: این کودکان ممکن است بیشتر در معرض خطر رشد خودپنداره منفی، مشکلات رفتاری، ناتوانی در شکلگیری دلبستگی و روابط مثبت با دیگران قرار داشته باشند، درذواقع علاوهبر استرسهایی که در حوزه هیجانی تجربه میکنند، در زمینههای تحصیلی و اجتماعی نیز مشکلاتی را متحمل میشوند.
طلاق به معنای پایان دادن قانونی، عاطفی و جنسی در امر ازدواج است که این مسئله چندین بحث روانشناختی را در بر گرفته و کودکان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد، مباحثی همچون نحوه سرپرستی کودک، حق ملاقات، نحوه حمایت از کودک و روشهای تربیتی او در این رابطه بسیار حائزاهمیت هستند. بعد از طلاق غالباً پدر مانند گذشته در زندگی کودک حضور ندارد، لذا کودک نمیتواند به خوبی سایر کودکان از وجود این منبع عاطفی و حمایتی مهم بهره مند شود، در واقع این منبع به راحتی در دسترس او نیست.در روانشناسی، در دسترس بودن والدین را به عنوان یک عامل حمایت کننده از کودک در مقابل مشکلات روانی و رفتاری میشناسند و بالعکس در دسترس نبودن او میتواند یک عامل خطر برای پیدایش مشکلات رفتاری و روانشناختی محسوب شود.
افسردگی را بسیاری از مردم، بیماری بزرگسالان تصور می کنند در حالی که شدت آن در میان کودکان بسیار بیشتر از بزرگسالان است و بی توجهی به آن می تواند عواقب ناخوشایندی چون اختلال خلقی را در بزرگسالی رقم بزند.اگرچه در سایه تلاش های ترویجی مراکز علمی و دانشگاهی توجه به بیماری های روانی روز به روز در حال گسترش بوده اما همچنان به این نوع از بیماری ها در حد انتظار توجه نشده یا به اندازه کافی در جامعه نهادینه نشده است. متخصصان و کارشناسان حوزه بهداشت و سلامت روان در سال های اخیر توجه ویژه نسبت به افسردگی و بیماری های روانی دوران کودکی داشتند و علاوه بر چاپ مقاله های متعدد علمی، سمینارهای مختلفی ترویجی نیز در این خصوص برگزار کرده اند.
افسردگی یکی از اختلال های جدی دوران کودکی است که اگر به موقع مورد درمان و مداوا قرار نگیرد، به تثبیت اختلال های خلقی کودک منجر می شود. کودکان نیز با اندک ناملایمات و بدرفتاری های والدین و اطرافیانشان در خود فرو می روند و آثاری از افسردگی های بالینی و مشکلات رفتاری ناشی از آن را بروز می دهند.
افسردگی در بسیاری موارد در نتیجه ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی پدید می آید و در بعضی موارد نیز منشاء آن روشن نیست.
با تاکید بر اینکه در برخی از کودکان افسردگی ریشه ژنتیکی دارد، برخی از حمله های افسردگی شدید ولی به نسبت کوتاه است اما شاید سال ها ادامه داشته باشد.
کودکان در بیشتر موارد پس از آسیب هایی نظیر از دست دادن یکی از والدین، جدایی پدر و مادر یا بیماری شدید آنان (سرطان، دیابت و غیره) دچار افسردگی می شوند و علاوه بر آن کودکانی که مورد آزار جنسی یا بی توجهی قرار گرفته باشند نیز در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی قرار دارند.
در بعضی موارد کودکان بدون دلیل، یک دوره افسردگی یا چند دوره که در فواصل آن حال عادی دارند را نیز تجربه می کنند.
باید بدانید که همه ی این علایم در همه ی کودکان دیده نمی شود. در حقیقت علایم مختلف در زمان های مختلف و تحت شرایط خاصی در کودکان به وجود می آیند.کودکی که پنج یا بیشتر از نشانههای بالا را برای یک دوره حداقل دو هفتهای داشته باشد به احتمال زیاد دچار افسردگی است.افسردگی در کودکان آنها را برای یک دوره زمانی طولانی دچار احساس احساس غم، عصبانیت و ناکامی میکند. افسردگی در کودکان، ممکن است شدید باشد ولی مدت زمان کمتری دارد. برخی دیگر از انواع افسردگی ، از شدّت کمتری برخوردارند امّا ممکن چند سال به طول بیانجامد.