اعتیاد نوعی بیماری است که عوارض مخربی را برای سلامت روح و روان، سلامت جسم و زندگی شغلی بیمار به دنبال دارد. اعتیاد گونههای متعددی دارد که هر یک عوارض خاص خود را ایجاد میکند. هرچند سوء مصرف مواد مخدر و الکل غالباً به میل و اراده مصرف کننده شروع میشود، اما اعتیاد تغییراتی شیمیایی را در مغز ایجاد میکند که بر حافظه، رفتار و درک درد و لذت اثر میگذارد. تصمیمهای آگاهانه به کنشهایی اجباری تبدیل میشود و سلامت، وضعیت اقتصادی و روابط اجتماعی بیمار را تحتالشعاع قرار میدهد. در ادامه به بررسی پیآمدهای اجتماعی، روانی و سلامتی اعتیاد میپردازیم.
عوارض کوتاه و بلند مدت اعتیاد به مواد در همه افراد یکسان نیست
عوارض کوتاه مدت و درازمدت اعتیاد به الکل و مواد مخدر در تمام بیماران یکسان نیست؛ متاسفانه در حال حاضر بیماران بسیاری با هیولای اعتیاد به الکل و مواد مخدر دست و پنجه نرم میکنند. علائم و عوارض اعتیاد به عاملهایی همچون سن، جنسیت، فیزیولوژی، آرایش ژنتیکی و وضعیت سلامت روحی و جسمی بیمار بستگی دارد.
اگرچه هر ماده مخدر عوارض خاص خود را دارد، اما تمام مواد مخدر روانگردان دارای موادی شیمیایی هستند که بر مغز اثر میگذارد. عوارض کوتاه مدت مواد مخدر به مقدار مصرف، درجه خلوص ماده و ترکیب شدن آن با دیگر مواد تاثیرگذار بر مغز بستگی دارد. مواد مخدر بر شیوه تفکر، اخلاق، میزان انرژی و ادراک بیمار اثر میگذارد. مواد مخدر عملکرد حرکتی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد، توانایی حل مسئله و تصمیمگیری را مختل میکند و مشکلات و عوارض جسمی متعددی را ایجاد میکند.
اعتیاد چه اثرات طولانی مدتی را به دنبال دارد؟
هر چه اعتیاد طولانیتر باشد، فشار و استرس بیشتری را به بیمار تحمیل میکند. اعتیاد عوارض جسمی و روانی درازمدت بیشماری دارد که یک فرد سالم و شاداب را به سایهای کمرمق از خود تبدیل میکند.
تاثیر اعتیاد بر روح و روان
اعتیاد رابطه تنگاتنگی با بروز مشکلات ذهنی و روانی دارد، هرچند این ارتباط همواره یک جهت مشخص ندارد. برای مثال بیمارانی که از اختلالهای رفتاری یا اضطراب رنج میبرند، تقریباً دو برابر دیگران در معرض خطر اعتیاد قرار دارند، از طرفی افرادی که درگرداب سوء مصرف مواد مخدر افتادهاند، تقریباً دو برابر بقیه با اختلالهای رفتاری و اضطراب دست و پنجه نرم میکنند. بااین توصیف مشخص نیست که کدام مشکل علت و کدام یک معلول است، اما تردیدی نیست که یک ارتباط قوی بین اعتیاد و مشکلات روحی وجود دارد.شدت اضطراب و استرس روانی ناشی از سوء مصرف مواد مخدر از خفیف تا شدید متغیر است. این اضطراب، صرف نظر از شدت آن تاثیر مخربی بر زندگی قربانی اعتیاد دارد. در ادامه شایعترین مشکلات روحی مزمن ناشی از اعتیاد و سوء مصرف مواد را شرح میدهیم.
افسردگی
در ارتباط بین سوء مصرف مواد و افسردگی یا دیگر اختلالهای روانی تردیدی وجود ندارد. ممکن است ابتلا به افسردگی فرد را به سمت اعتیاد سوق داده باشد یا این که سوء مصرف مواد مخدر تغییراتی را در ذهن ایجاد کرده باشد که علائم افسردگی را تشدید کرده باشد. برخی بیماران مواد مخدر را خودسرانه برای تسکین علائم افسردگی مصرف میکنند، اما واقعیت این است که مواد علائم را فقط در زمان نشئگی تسکین میدهد و چنانچه مصرف مواد قطع شود یا فرد برای ترک تلاش کند، علائم افسردگی تشدید میشود. ترک بسیاری از مواد مخدر با علائم آزاردهندهای، همچون افسردگی و اختلالهای روحی دیگری همراه است که فرایند ترک را پیچیدهتر میکند.
اضطراب
اعتیاد با اضطراب و حملههای عصبی نیز مرتبط است؛ باز هم نمیتوان به درستی تشخیص داد که کدام علت و کدام معلول است. ممکن است فردی پس از آن که برای مدیریت علائم بیماریهای روحی، داروهایی مانند بنزودیازپینها (برای مثال زاناکس) مصرف کرد، به این داروها وابسته شود. از طرفی برخی معتادان پس از مصرف درازمدت مواد مخدر دچار اضطراب میشوند. اضطراب جزء عوارض بسیاری از مواد مخدر، به ویژه محرکهایی مانند کوکائین است که شدت آن به دوز مصرف بستگی دارد. به علاوه افزایش اضطراب جزء عوارض ترک داروهای دیگری مانند بنزودیازپینها است.
پارانویا
بعضی مواد مخدر، مانند کوکائین و ماری جوانا احساس پارانویایی را در مصرف کننده ایجاد میکنند که میل فرد را برای مصرف مواد افزایش میدهد. مهمتر این که بیماران معتاد احساس میکنند که باید مخفی شوند یا درباره مصرف مواد دروغ بگویند و در واقع همواره از گیر افتادن میترسند. غیرقانونی بودن اکثر مواد مخدر به این ترس و پارانویا دامن میزند.
سوءمصرف مواد مخدر احتمال ابتلا به اختلالهای روحی را افزایش میدهد. برای مثال کشیدن ماری جوانا در دوران نوجوانی خطر ابتلا به روانپریشی (پسیکوز) را در دوران بزرگسالی بیشتر میکند. استعداد ژنتیکی ابتلا به مشکلات روانی این ارتباطها را قویتر میکند. اعتیاد به مواد مخدر و بیماریهای روحی اختلالهایی هستند که عاملهای مختلف بسیاری، همچون ژنتیک و عاملهای محیطی در ابتلا به آنها نقش دارند. چناچه فردی با استعداد ژنتیکی ابتلا به اختلالهای روانی، سوء مصرف مواد را شروع کند، احتمال ابتلا به این اختلالها در آینده افزایش قابل ملاحظهای مییابد.
عوارض جسمی اعتیاد
همانطور که اشاره شد، سوء مصرف درازمدت مواد مشکلات روحی متعددی را ایجاد میکند، اما این پایان ماجرا نیست، چون اعتیاد عوارض جسمی خطرناکی را نیز به دنبال دارد.
سوءمصرف طولانی مدت مواد، می تواند بر برخی از اعضای بدن مانند موارد زیر اثر بگذارد:
کلیه
سوء مصرف مواد مخدر در درازمدت به طور مستقیم و غیرمستقیم به کلیهها آسیب میزند. مصرف بعضی مواد مخدر باعث کاهش آب بدن، تحلیل رفتن عضلات و افزایش دمای بدن میشود که تمامی این عوارض به مرور به کلیهها آسیب میزند. ازکارافتادگی کلیه یکی از عوارض شایع سوء مصرف درازمدت هروئین، MDMA (اکستازی)، کتامین و دیگر مواد مخدر خطرناک است.
کبد
ازکارافتادگی کبد یکی از عوارض شایع اعتیاد به الکل است، البته مشکلات کبدی در میان افرادی که برای مدتی طولانی تریاک، استروئید، مخدرهای استنشاقی یا DXM مصرف کردهاند، نیز مشاهده میشود. کبد برای پاک کردن سموم از جریان خون بسیار مهم است، اما سوء مصرف مزمن مواد فشار بیش از اندازهای را به این اندام حیاتی تحمیل میکند و باعث التهاب مزمن، زخم شدن و باقی ماندن جای زخم، نکروز بافت و حتی سرطان کبد میشود. چنانچه فرد همزمان چند ماده مخدر مصرف کند، احتمال بروز مشکلات کبدی بیشتر میشود.
قلب
ابتلا به بیماریهای قلبی ـ عروقی پیآمد سوء مصرف بسیاری از مواد مخدر است. این عوارض از افزایش ضربان قلب و بالا رفتن فشار خون تا ضربان قلب غیرعادی و سکته قلبی (آنفارکتوس میوکارد) متغیر است. معتادان تزریقی با مشکلاتی همچون از بین رفتن رگ و عفونتهای باکتریایی روبرو میشوند که در جریان خون منتشر میشود و ممکن است به قلب نیز برسد.
ریه
کشیدن یا استنشاق مواد مخدری، مانند ماری جوانا، کرک و کوکائین به دستگاه تنفسی آسیب میزند. به جز این آسیب مستقیم، مواد مخدری، مانند هروئین یا مخدرهای تجویزی که تنفس را آهسته میکند، عوارض جدی را برای مصرف کننده ایجاد میکنند.خطر دیگری که پیآمد سوء مصرف درازمدت مواد مخدر است، بالا رفتن مقاومت بدن است که باعث میشود، فرد مقدار مصرف را به مرور بیشتر و بیشتر کند تا همان اثر نشئگی و سرخوشی قبلی را تجربه کند. این افزایش مصرف فرد را در معرض خطر اوردوز و حتی مرگ قرار میدهد.
پیآمدهای رفتاری
دامنه اعتیاد بسیار فراتر از سوءمصرف مواد مخدر است، و مجموعه کاملی از رفتارها و عادتها را شامل میشود. زمانی که اعتیاد بر زندگی بیمار سایه بیاندازد، فرد کارهایی را انجام میدهد، که هیچگاه تصور آنها را نمیکرد و خود را در شرایطی غیرقابل باور مییابد. برخی معتادان درباره سوء مصرف دارو دروغ میگویند یا هنگامی که موضوع اعتیاد مطرح میشود، رفتار پرخاشگرانه و دفاعی عجیبی نشان میدهند. عدهای خانواده و دوستان خود را به نفع مواد مخدر کنار میگذارند. نمودهای اعتیاد در تمام بیماران یکسان نیست.
متخصصین برای تشخیص اختلال سوءمصرف مواد مخدر (SUD) از راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روحی استفاده میکنند. در میان معیارهای تشخیصی ذکر شده در این راهنما، تغییرات رفتاری و روانی زیر از علائم اعتیاد شمرده شده است:
مصرف مواد در دوزهای بالا یا برای مدتی طولانی
بیمار میخواهد مواد را ترک کند، اما توانایی این کار را ندارد.
صرف زمان زیاد برای پیدا کردن، مصرف کردن یا ترک کردن مواد مخدر
میل غیرقابل مهار به مصرف مواد مخدر
ناتوانی در انجام دادن تکالیف تحصیلی و وظایف شغلی و خانگی به دلیل سوءمصرف مواد مخدر
ادامه دادن مصرف مواد مخدر علیرغم تحمل مشکلات اجتماعی یا فردی مکرر و مداوم ناشی از سوءمصرف مواد
کم یا قطع کردن فعالیتهای اجتماعی، تفریحی یا شغلی به دلیل سوءمصرف مواد
سوءمصرف مواد در شرایط خطرناک جسمی
ادامه دادن مصرف مواد، علیرغم آگاهی از اثر مواد مخدر بر تشدید یا شروع شدن مشکلات جسمی یا روحی
به علاوه معتادان تغییرات رفتاری زیر را نیز تجربه میکنند:
دروغ گفتن به دوستان/ اعضاء خانواده
رفتار مرموز و مشکوک معتاد
تغییر کردن دوستان بیمار
درگیر شدن در مشکلات قانونی
به قرض افتادن و ولخرجی بیسابقه
علائم اعتیاد هر چه که باشد، باید قبل از آن که خیلی دیر شود برای نجات معتاد اقدام کرد.
اعتیاد به مواد پیآمدهای ناگواری را برای بیمار، نزدیکان وی و کل جامعه ایجاد میکند.
اعتیاد سلامت روحی و جسمی بیمار را به تباهی میکشاند. فرد معتاد غالباً شغل و خانواده خود را از دست میدهد و به باری برای جامعه تبدیل میشود.
اعتیاد به روش های زیر بر جامعه تاثر می گذارد:
جرم و جنایت
بسیاری از جرائم از اعتیاد نشأت میگیرد، چون بسیاری از معتادان در تلاش برای به دست آوردن پول برای خرید مواد مرتکب جرم میشوند. زمانی که حین این خرید غیرقانونی مشکلی پیش آید یا معتاد دیگر پولی برای تهیه مواد نداشته باشد، بستر برای ارتکاب جرم و خشونت آماده میشود. نیمی از مجرمینی که در صحنههای بزههای مهمی، مانند قتل، سرقت و ضرب و جرح دستگیر شدهاند، تحت تاثیر مخدرهایی، عموماً غیرقانونی بودهاند. در این شرایط جامعه باید هزینه اجرای قانون، دادگاه و حبس مجرمین را بپردازد.
از هم پاشیدن خانواده
خانوادههایی که یکی از عزیزانشان در باتلاق اعتیاد دست و پا میزند، متحمل مشکلات بسیار زیادی میشوند. اعتیاد خشونت خانگی، تجاوز و مشکلات اقتصادی را به خانواده تحمیل میکند. چنانچه چنین خانوادهای از هم متلاشی شود، ممکن است کودک بیگناه از خانواده خود جدا شود و سرپرستی او به بهزیستی سپرده شود.
محیط
عوارض محیطی مربوط به سوءمصرف مواد از کاشت ماری جوانا در فضای آزاد و تولید متآمفتامین نشأت میگیرد. مواد شیمیایی که برای تولید مت آمفتامین به کار برده میشود، قابل احتراق و خطرناک است. به علاوه این مواد شیمیایی معمولاً به شیوه مناسب نگهداری نمیشود و احتمال آتش گرفتن و انفجار آنها بالا است.
پیامد های اعتیاد بر خانوده
فردی که گرفتار اعتیاد می شوند، نه تنها خود بلکه خواسته یا ناخواسته، اعضای خانواده را نیز درگیر عوارض و تأثیرات بیماری خود می کند. این تأثیرات، بسته به این که کدام یک از اعضا، درگیر اعتیاد هستند، به شکل های مختلف اتفاق می افتد که در ادامه بررسی خواهند شد:
تاثیر اعتیاد والدین به الکل یا مواد مخدر بر بنیان خانواده
اعتیاد یکی از والدین به الکل یا مواد مخدر تمام اعضاء خانواده را تحت تاثیر قرار میدهد. اعتیاد مانند فرورفتن در باتلاق است، و دیگر اعضاء خانواده نیز در تلاش برای نجات دادن عزیزشان، در باتلاق فرومیروند. یافتن یک تکیهگاه مناسب و قرار دادن پاها روی زمین سفت و محکم نخستین گام برای نجات دادن فرد در حال غرق شدن است، شکست دادن اعتیاد نیاز به فکر و تدبیر دارد.
تاثیر اعتیاد والدین بر فرزندان
فرزندان والدین معتاد در برابر اعتیاد آسیبپذیرتراند. این فرزندان غالباً نقشهایی را در خانواده تقبل میکنند، اما ممکن است بیش از حد درگیر نقش خود شوند و نیازهای خودشان را فراموش کنند. کودکانی که خانوادهشان در دام اعتیاد افتاده است، غالباً در شرایط زیر قرار میگیرند.
قهرمان خانواده
برزگترین فرزند خانواده تقاص اعتیاد والدین خود را پس میدهد. فرزند بزرگتر مسئولیتپذیر است، به سختی برای برآورده کردن نیازهای دیگران کار میکند و غالباً موفق به نظر میرسد. اما چنین فردی از درون احساس ناامنی میکند، همواره انتظار وقایع ناخوشایند را میکشد و احساس شکست، گیجی و عصبانیت میکند.
قربانی
هر زمان که مشکلی پیش میآید، کودک خود را مقصر میداند. تمام اعضاء خانواده بر خطاهای وی متمرکز میشوند و در واقع اشتباهات جزئی کودک راه فراری برای فکر نکردن به مشکلات بزرگتر است. بنابراین فرزند تقصیرکار شورشی، دردسرساز، قانونشکن و لجباز شمرده میشود و ممکن است خودش هم در دام اعتیاد گرفتار شود. این فرد به ظاهر سرسخت از درون آسیبپذیر، بسیار تنها و سرشار از حس ترس و خشم است، احساس میکند که همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفته، عدالت در حقاش اجرا نشده و دیگران او را طرد کردهاند.
رویایی
کودک همواره در رویا است و به نظر میرسد که فرسنگها با مشکلات آزاردهنده پیراموناش فاصله دارد. اما این کودک برخلاف ظاهر آرام، درون آشفتهای دارد، تنها و خشمگین است، احساس میکند مورد آزار و اذیت واقع شده است و فرد کارآمدی نیست.
بیخیال و شوخ
کودک مانند یک دلقک شاد و سرحال به نظر میرسد، شوخطبع است و دیگران را سرگرم میکند. بعضی از این کودکان بیشفعالاند و مدام از این شاخ به آن شاخ میپرند، گاهی اوقات بسیار زودرنج میشوند اما واقعیت این است که این گروه از کودکان میتوانند احساسات خود را به خوبی مخفی کنند و تنهایی، احساس ناامنی، ترس و اعتماد به نفس پایین خود را نشان ندهند.اگر علائم فوق برایتان آشنا است و احساس میکنید که توصیفی از خود شما است، نخستین گام برای نجات خود و خانوادهتان این است که برای خودتان وقت بگذارید و با مشاور یا دوستان معتمدتان مشورت کنید. هرچند آسان نیست، اما سعی کنید برای مدتی به فرد معتاد فکر نکنید و به نیازهای واقعی خودتان توجه کنید.
تاثیر اعتیاد فرزندان بر خانواده
زمانی که یکی از والدین در دام اعتیاد به مواد مخدر یا الکل گرفتار میشود، بنیان خانواده ازهم میپاشد. والدین یکدیگر را برای اعتیاد فرزندشان مقصر میشمارند و بر سر شیوه مناسب نجات دادن عزیزشان با هم مشاجره میکنند. تمام توجه والدین معطوف به فرزند معتاد میشود و فرزندان دیگر فراموش میشوند. نزاعها و ناسزاها آرامش خانواده را به هم میزند. عشق و آرامش مانند اکسیژن برای حیات خانواده لازم است و بدون آن خانواده دوام نخواهد آورد. اگر هنگام سفر با هواپیما شرایطی پیش بیاید که ماسکهای اکسیژن آزاد شود، والدین قبل از گذاشتن ماسک روی صورت فرزندشان، باید اول ماسک را روی صورت خود بگذارند. این روال برای نجات یافتن از چنگال اعتیاد نیز صحت دارد، والدین باید ابتدا نیازهای خود را برطرف کنند و سپس با روحیهای قوی به کمک فرزند بیمارشان بروند.
حتی اگر در خانواده فرد دیگری از مشکل اعتیاد شما آگاهی ندارد، سعی کنید خودتان به خودتان کمک کنید و از مشاور، معلم یا یکی از دوستان مورد اعتماد خود بخواهید که در این راه تنهایتان نگذارند.
تاثیر اعتیاد همسر
مسلماً زندگی کردن با رفد معتاد به الکل یا مواد مخدر آسان نیست. فرد معتاد سرشار از تعارض است، از یک طرف نمیتواند میل به مصرف مواد یا الکل را سرکوب کند و از طرف دیگر نمیخواهد عوارض این سوءمصرف را تحمل کند. بنابراین فرد معتاد در دنیای پرکشاکش خود غالباً به دنبال مقصری میگردد که بتواند او را برای مشکلاتاش سرزنش کند.همسر فرد معتاد غالباً خود را مقصر میداند و از خود سوال میکند که آیا او همسر خوبی نبوده است؟ چطور میتواند همسرش را نجات دهد؟ چطور میتواند از فرزندانش مراقبت کند؟ چطور میتواند معضل اعتیاد را از خانوادهاش مخفی کند؟
همسر فرد معتاد غالباً شرمسار و هراسان است و از احساس گناه رنج میبرد. بسیاری از همسران مجبوراند که برای اصلاح این وضعیت، سختتر کار کنند، مسئولیتهای بیشتری را قبول کنند و خرابکاریهای همسرشان را بپوشانند.اگر شما نیز شاهد تقلای همسرتان در باتلاق اعتیاد هستید، نخستین گام برای اصلاح این وضعیت این است که اول برای خودتان وقت بگذارید و از افراد معتمد و مطمئنی مانند مشاور یا دوستان نزدیک کمک بگیرید.
تأثیر اعتیاد بر طلاق
مطالعات متعدد نشان داده است که دائمالخمری و افراط در مصرف نوشیدنیهای الکلی باعث گسسته شدن پیمان ازدواج میشود. رفتارهای ناشی از اعتیاد باعث انتخابهای خودخواهانهای میشود که به نوبه خود شادی زندگی زناشویی را به مخاطره میاندازد. پنجاه درصد از زوجین مشکلات ارتباطی را دلیل طلاق میدانند و در واقع این رفتارهای ناشی از اعتیاد بوده است که مشکلات ارتباطی را تشدید کرده است.اعتیاد عامل اصلی بسیاری از طلاقهای امروزی است، چرا که اعتیاد اعتماد بین همسران را خدشهدار میکند و مشکلات اقتصادی و ارتباطی متعددی را به وجود میآورد.فردی که نجات همسر خود از چنگال اعتیاد را غیرممکن میداند، تصمیم میگیرد که برای آرامش خاطر خود و دور شدن از محیط مسموم اعتیاد از همسرش جدا شود.
![]()
مدتی است که پس از انجام فعالیتهای مختصر جسمی یا فکری، احساس ضعف و فرسودگی میکنی. گویا انرژی و توان روحی و جسمیات بدون آنکه علتاش را بدانی، بشدت تحلیل رفته است و ادامه این روند همراه با بدخوابی، سر درد، ضعف حافظه و کاهش تمرکز بسیار آزاردهنده شده است؛ بنابر تشخیص روانپزشک، تو مبتلا به خستگی عصبی یا ضعف اعصاب هستی، اما ضعف اعصاب چیست؟
ضعف اعصاب درباره اختلالی به کار می رود که با خستگی مزمن و ناتوانی بروز پیدا می کند. این اختلال با خستگی ناشی از کار و فعالیت های جسمی و فکری مختصر، سردرد و بی خوابی همراه است و در بسیاری موارد به اشتباه، نوعی اختلال اضطرابی یا حتی افسردگی تلقی می شود. بویژه در کشور ما که مردم نمی خواهند به داشتن بیماری روانی متهم شوند، ضعف اعصاب تشخیص ارجح محسوب می شود.
این بیماری از یک سو می تواند در قالب شکایت از خستگی فزاینده پس از فعالیت ذهنی بروز کند که همراه با کاهش نسبی در عملکرد شغلی و حتی انجام فعالیت های روزانه خواهد بود. از سوی دیگر ضعف اعصاب می تواند بیمار را دچار احساس ضعف جسمی یا بدنی و فرسودگی ناشی از کمترین فعالیت کند که با دردها و ناراحتی عضلانی و ناتوانی در شل کردن آنها همراه است.
فشار بیش از حد به اعصاب
روانپزشکان دریافته اند علت ضعف اعصاب، فرسودگی عصبی است که ناشی از تخلیه سلول عصبی از ذخیره مواد غذایی است. البته این تخلیه به دنبال وارد شدن تنش های مداوم ناشی از کار و فعالیت بیش از حد ایجاد می شود و فرد را به جایی می رساند که حتی با انجام فعالیت های مختصر نیز دچار ضعف و ناتواتی می شود. در چنین شرایطی احساسات جسمی ناخوشایند مانند سرگیجه، سردردهای تنشی، احساس بی ثباتی عمومی و اختلال خواب بر بیمار غالب می شود.
بیماران دچار ضعف اعصاب به طور پیوسته از احساس فرسودگی، خستگی و ضعف جسمی پس از انجام فعالیت های معمول روزانه شکایت می کنند.
با اشاره به این که طول مدت این اختلال روانشناختی دست کم سه ماه است، بیمار دچار ضعف اعصاب در شرایط جسمی و روحی خاصی قرار می گیرد که حتی با استراحت و تفریح نیز از احساس ناتوانی، درد و ناراحتی عضلانی اش کم نمی شود.
از تشخیص درست تا درمان
از آنجا که بسیاری از علائم و نشانه های ضعف اعصاب با هر یک از اختلالات شایع روانشناختی چون اضطراب، افسردگی و اختلالات شبه جسمی همپوشانی دارد، تشخیص این بیماری حتی برای متخصص اعصاب و روان نیز دشوار است. پس این اختلال در صورت درمان نشدن، معمولا به صورت مزمن در می آید و بیمار را دچار ناتوانی های جسمی جدی تری خواهد کرد.
بررسی ها نشان داده است که بروز ضعف اعصاب در نوجوانی و دوران میانسالی بسیار شایع است و حتی مورد شناسایی قرار نگرفتن و درمان نشدن این اختلال در دوران کودکی می تواند در قالب بروز مشکلاتی در کارکرد تحصیلی نظیر گرفتن نمرات پایین و مدرسه گریزی بروز پیدا کند.
در بزرگسالی درمان نشدن این اختلال می تواند به تخریب عملکرد شغلی فرد منتهی شود یا ممکن است بیمار را چنان ناتوان کند که کار کردن برایش غیرممکن شود.همچنین روابط اجتماعی و زناشویی، بیمار را دچار مشکل خواهد کرد.
: بروز اختلالات جنسی در کنار گرگرفتگی، ضعف حافظه، بدبینی، کاهش تحمل به صدا و نور، سوء هاضمه، تپش قلب، مشکلات گوارشی، تعریق بیش از حد و احساس نگرانی و ناامیدی از دیگر نشانه هایی است که می تواند به تشخیص صحیح ضعف اعصاب یا خستگی روحی کمک کند.
درمان در مصرف دارو خلاصه نمی شود
مفهوم کلیدی در درمان ضعف اعصاب این است که روانپزشک درک کند که نشانه های بیمار خیالی نیست. از سوی دیگر باید به بیماران دچار ضعف اعصاب که بشدت به مصرف دارو تمایل دارند، اطمینان داده شود که تجویز دارو فقط در صورتی نشانه های این بیماری را تخفیف می دهد که به طور همزمان با مداخله روان درمانی همراه شود. همچنین باید به بیمار کمک شود که نه تنها شیوه زندگی را اصلاح کند، بلکه بر استرس های زندگی اش غلبه کند و روش کنار آمدن با آنها را بشناسد. گرچه مبتلایان به ضعف اعصاب به خوددرمانی و استفاده نابه جا از دارو تمایل دارند، ولی باید بدانند که انتخاب داروی مناسب و دستور مصرف باید حتما زیر نظر روانپزشک باشد.
اکثر کسانی که در زمینه اعتیاد مطالعه کرده اند ، به این نتیجه رسیده اند که معتادین انسان هایی ظریف، حساس و زود رنج هستند .
این قبیل افراد متاسفانه مسائل و مشکلات درونی ذهنی دارند و در مقابل امری که چندان مشکل و ناراحت کننده نیست سریعا و در حد زیاد ناراحت، عصبانی و آزرده می شوند ، و به صورت منطقی با آن برخورد نمی کنند . آنها می خواهند همه مسائل ، طبق میل و یا خواسته آنها باشد و اگر در مساله ای چنین وضعیتی نباشد موجب رنجش آنها می شود .
بیماریهای عصبی ، سرخوردگی و مشکلات روانی و حالات ناشی از آنها نظیر : اضطراب در موارد بسیاری موجب اعتیاد می گردند. زندگی قبل از اعتیاد معتادین از دو جهت با مسائل روانی ارتباط دارد یکی خود فرد و دیگری محیط اطراف او ،کلیه معتادین یا حداقل کلیه افراد مورد مطالعه ، اکثر این خصوصیات رادارا بوده اند ، حساس ، زود رنج ، متوقع ، مضطرب ،پوچگرا هستند و همه چیز حتی زندگی را پوچ و بیهوده انگاشته و بی منطق ،مطلق گرا ، بهانه گیر ، عصبانی و پرخاشگر هستند .
● شناخت شخصیت و طرز رفتار معتادین
معتادین از گروههای مختلف اجتماعی و اقتصادی هستند چون هم افراد مرفه معتادند و هم افراد فقیر و هم افراد بیکار ، هم آنهائی که پایگاه اجتماعی خوبی ندارند معتاد میشوند و هم آنهائی که موقعیت اجتماعی جالبی دارند ، بنابراین در اینگونه مواقع افراد از هر طبقه اجتماعی و اقتصادی ممکن است معتاد شوند. افراد معتاد یعنی کسانیکه به این بیماری اجتماعی مبتلا شده اند اغلب به ارتکاب جرم میپردازند .چون برای تامین مواد مورد نیاز خود به پول احتیاج دارند و این پول را باید اغلب از راه نامشروع تامین کنند و بهمین علت به ارتکاب جرم میپردازند .
افراد معتاد بیشتر لذت طلب هستند وحتی بعد از مصرف از هر کار و هر چیز ی لذت میبرند .ولی در عین حال زودرنج و خشن هستند و از اطرافیان توقع زیادی دارند . از لحاظ عاطفی در برابر هیچکس و هیچ چیز مسئولیت را احساس نمی کنند و همیشه همه مردم بویژه اطرافیان خود را مسئول رفتار خویش میدانند .همواره یک نوع مکانیسم دفاعی در برابر دیگران دارند و همیشه در حال اعتراض هستند .
● وابستگی روانی
عبارت است از حالتی که شخص از نظر عاطفی به دارو یا ماده های مانند مواد مخدر وابستگی پیدا می کند و با اینکه نتایج سوء آ ن را می داند با وجود این ، احتیاج دارد که به مصرف ماده مخدر ادامه دهد بنابراین وابستگی باعث می شود که شخص معتاد در موقع معینی که باید دارو یا ماده مخدر به او برسد به هر نحو که شده حتی با وجود خطرات سوء مصرف مواد مخدر بی اختیار به سوی آن کشیده شود و برای رسیدن به دارو به هر اقدامی دست زند .
در سال ۱۳۵۶ آمار تقریبی معتادان در ایران را حداقل سیصد هزار نفر یعنی حدود ۱ درصد افراد جامعه تخمین زده اند . اگر هر نفر ۵ سر عائله می داشتند حداقل بهداشت ۵/۱ میلیون نفر در خطر بوده است .
و در سال ۱۳۶۲ تعداد معتادان حدود ۱ میلیون نفر بود که اگر هر نفر ۵ سر عائله داشته باشد بهداشت روانی و سلامت جامعه حدود ۶ میلیون نفر در خطر است . در حال حاضر با ادامه این روند احتمال حدود ۳ میلیون نفر معتاد در جامعه کنونی وجود دارد که بهداشت روانی ، خانوادگی و سلامت جامعه حدود ۱۵ میلیون نفر در معرض خطر قرار گرفته است . لذا تصور کنید که سوداگران مرگ چه بلای مهلکی را بر پیکر جامعه جوان ما وارد ساخته است .
● رابطه فشار روانی و اعتیاد
فشار روانی ( استرس ) یک واکنش غیر طبیعی در برابر مشکلات است که اصطلاحا تغییر بزرگ در زندگی خوانده می شود .این بدشانسی یا تغییر عمده در زندگی را استرسور نیز می نامند اساسا این اختلال روانی بیش از تحمل فرد است و موجب احساس درماندگی و نومیدی نسبی یا کامل می شود و معمولا باعث برگشت شخص به روش های انطباقی ناقص می گردد که در دوران کودکی از آنها استفاده می کرده است .
● تعداد افراد مبتلا به بیماری روانی و اعتیاد :
تعداد افراد بیماری که بطور همزمان مبتلا به بیماری روانی و اعتیاد هستند در دو دهه قبل ، کمتر از ۱۰ % کل مراجعین به روان پزشکی را تشکیل می داده است . در حالیکه اخیرا این میزان به ۴۰ – ۶۰ درصد افزایش یافته است .
مطالعات اخیر نشان داده است که ۷۶ % مردها و ۶۵% زنهائی که تشخیص سوء مصرف مواد دریافت کرده اند یک تشخیص روان پزشکی دیگری نیز داشتند و حتی در برخی از آمارهای ارائه شده این ارقام به ۹۰ % رسیده است .
● از شایعترین اختلالات روانی همزمان با اعتیاد می توان به موارد زیر اشاره کرد :
▪ اختلال افسردگی اساسی و اختلال افسرده خویی
▪ اختلال شخصیت ضد اجتماعی
▪ اختلال اضطرابی
▪ اختلال وابسته به الکل
مطالعه ای در مرکز پذیرش و پیگیری معتادان خود معرف بهزیستی تبریز انجام شده است که در آن ۲۰۰ نفر از معتادینی که به این مرکز مراجعه کرده بودند انتخاب شدند در نمونه بررسی شده ، در ۹۰ % موارد اختلال روان پزشکی توام با اعتیاد وجود داشت و شایعترین اختلال روان پزشکی توام در محور افسردگی با فراوانی ۶۷ % و اختلال شخصیت ضد اجتماعی با فراوانی ۴۱% بود.
فردی که در یک دوره یکساله حداقل ۳ علامت از ۷ علامت زیر را داشته باشد:
۱. مصرف مداوم مواد بدون آنکه بتواند آن را متوقف کند (مصرف مواد مخدر حالت تکانشی و ناخواسته است )
۲. نوسان
۳. علائم ترک
۴. تلف کردن وقت جهت تهیه ، مصرف و ریکاوری ،
۵. ادامه مصرف علیرغم محدودیتها،
۶. افت دائمی و پایدار شخصیت اجتماعی، شغلی و خانوادگی،
۷. کاهش دیگر فعالیتهای روزمره.
● انواع مواد اعتیاد آور :
۱- کانابیس ها (Canabis) – حشیش و ترکیبات مشابه
این گروه از مواد به نام های ماری جوانا، علف ، گرس ، بنگ ، و غیره وجود دارد
در این دسته ماری جوانا یک توهم زا سبک محسوب می شود .
۲- محرک ها (Stimulants)
مواد محرک که موجب وابستگی شدید می شوند : کوکائین ، آمفتامین ، متیلن دی اکسی آمفتامین و مت آمفتامین ( شیشه ) ریتالین ، فرم تدخینی کوکائین ( کراک )
توضیح : هرچند در دسته بندی فوق کراک در گروه محرک ها قرار گرفته اما کراک موجود در بازار مصرفی ایران به علت داشتن ترکیب های اپیوئیدی صناعی نوعی مخدر اپیوئیدی محرک محسوب می شود
از مواد محرک با وابستگی کم نیز می توان از کافئین ، نیکوتین ، افدرین ، سودوافدرین، تئوفلین ، فن فلورامین
۳- توهم زاها (Hallucinogenes)
عبارتند از لیزرژیک اسید دی اتیل آمید (Lsd) قارچ های جادوئی (Magic musharoom)
دی متیل تریپتامین ، مسکالین، متیل دی اکسی آمفتامین((MDA
متیل دی اکسی مت آمفتامین ) MDMA یا Extasy یا X ( که با توجه به ترکیب و عوارض Mda,Mdma جز توهم زاهای محرک محسوب می شوند .
۴- فن سیکلیدین و کتامین
یک گروه متنوع و غیر متجانس هستند که برخی اثرات توهم زاها را داشته اما اثرات مجزای دیگری هم تولید میکنند
۵- داروهای خواب آور / تسکین بخش
این داروها معمولا برای کاهش اضطراب و درمان بی خوابی به کار می روند بنزودیازپام ها شامل دیازپام ، کلرودیازپوکساید ، لورازپام ، فلورازپام ، و… هستند
گروه دوم این دسته داروهای Sedative Hypnotics شامل بار بیتورات ها مانند فنوباربیتال ، سکو باربیتال ، آموباربیتال هستند
۶- مواد استنشاقی (Inhulants)
انواع بسیار متنوعی از این مواد وجود دارد مانند : بنزین ، اتر ، تینر ، انواع اسپری ، برخی مواد پاک کننده ، برخی محلول ها ، برخی رنگ ها ، و…
۷- اپییوئید ها (Opioid)
این گروه از نظر طبیعی یا صانعی بودن به دوگروه تقسیم می شوند :
طبیعی : تریاک ،شیره ، پاراگوریک
صناعی : مورفین ، و اپییوئیدهای مشابه آن ( متادون، Laam پروپوکسی فن ، Daroon )،
مپردین و اپیوئیدهای مشابه آن ( پتیدین ، آنیلیریدین ، دیفنوکسیلات ، لوپرامید ، آلفاپرودینو دیگر اپیوئیدها نظیر پنتازسین ، بوپره نورفین ، ( تمجیزک و نام های مشابه تجاری مشابه ) بوترفانل، نالوکسان ، نالترکسون ،…
نوع دیگر طبقه بندی مواد اپیوئیدی بر حسب آگونیست خالص یا آگونیست نسبی یا آنتاگونیست بودن آنهاست :
اپیوئیدهای آگونیست خالص : مورفین ، متادون ، اکسی کدون، مپریدین ، پروپوکسی فن ، هروئین ، تریاک ، شیره ، هیدرومورفین ، و کدئین
اپیوئید های آگونیست نسبی : پنتازوسین ، نالبوفین ، بوپره نورفین ، بوتور فانول
آنتاگونیست های اپیوئیدی : نالوکسان و نالترکسون
۸- الکل / اتانول
هرچند به شکل و بسته بندی متفاوت وجود دارد اما در واقع در ساختار مولکولی الکل :
۲ اتم کربن ، ۶ اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن با یکدیگر یکسان هستند
● عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد :
▪ کاهش وزن
▪ سوء تغذیه
▪ اختلالات گوارشی متعدد
▪ آسیبهای عضلانی
▪ اختلالات کبدی و کلیوی
▪ عفونتهای خطرناک ( ایدز – هپاتیت – کزاز )
▪ بیماریهای مزمن تنفسی
▪ اختلالات قلبی عروقی
▪ آتروفی مغزی
▪ ناتوانی جنسی و عقیمی
▪ اختلال خواب
علل و عوارض اعتیاد : ( چه عواملی باعث گرایش افراد به سمت مواد مخدر میشود )
▪ علل فردی و شخصیتی :
▪ معمولا مصرف دارو و تاثیر آن بر سلسله اعصاب آنها بدو صورت متفاوت تاثیر میگذارد :
الف – اگر دارو برای انسان مثبت باشد یعنی شخصی از مصرف دارو احساس لذت جسمی و روحی ببرد برای کسب لذت مجدد سعی می کند روزهای دیگر بهر طریق و از هر راه مقداری مواد مخدر بدست آورد تا مصرف کند و یا اگر اولین باری که مواد مصرف نموده است مثلا در یک مهمانی مجلل و خاطره انگیز بوده و با مصرف دارو توانسته است خود را به لذت جسمی و روحی برساند سعی میکند در مجالس مهمانی دیگر شرکت کند تا همانخاطرات خوش برایش زنده شود .
ب – اگر پاداش منفی باشد ممکن است با مصرف اولین بار حالش بهم بخورد و دیگر به قصد تجربه مجدد نیفتد و هیچ وقت بدنبالش نرود . متاسفانه درصد اینگونه افراد با این خصوصیات جسمی خیلی کم است .
● کنجکاوی:
عده ای که در مجالس دوستانه و یا مجالس میهمانی که از اینگونه مواد مخدر مصرف میکنند حضور دارند مصرف دیگران حس کنجکاوی آنها را تحریک نموده تصمیم به تجربه میگیرند و متاسفانه پاداش اولین مصرف در اغلب مردم مثبت است و همین کنجکاوی کمکم آنها را به مصرف مواد معتاد میکند .
● مسائل و مشکلات روانی فردی :
▪ علت دیگری برای کشش بطرف دارو ست افراد فکر میکنند با مصرف دارو گرفتاریهای فردی آنها بدست فراموشی سپرده می شود و چون دارو اثر تخدیری دارد اغلب تا مدتی آنها را نسبت به مسائل و مشکلات بی تفاوت می کند و همین فرار از زیر بار مشکلات فردی ، عامل عمده ای برای کشش بطرف مواد مخدر است .
▪ بوالهوسی و بی بندو باری و تن دادن به ذوق و هوس بر اثر معاشرت با دوستان ناباب .
▪ وجود مشکلات شخصی و خانوادگی که زمینه را برای فرار از مشکلات پدید می آورد .
▪ ناسازگاری شخصیتی و مشکل شخصیتی داشتن .
▪ بی اهمیت جلوه دادن به آثار مواد مخدر که ناشی از جهل و نادانی است .
▪ خستگی های جسمانی ، روانی ، فکری که خود با استفاده از اعتیاد در پییافتن راحتی و آرامش است .
▪ احساس خود کم بینی و حقارت و گاهی هم خود خواهی و غرور
▪ احساس بی ارزشی و بی هدفی در زندگی
▪ ستیزه والدین و روابط نامطلوب والدین با یکدیگر و با جوانان و نوجوانان .
● در دسترس بودن دارو :
یکی از مهمترین عوامل اعتیاد در دسترس بودن داروست ، چون چیزی که با آسانی در اختیار مردم قرار گیرد گرایش به آن آسانتر صورت می پذیرد . مثلا در کشور نپال که مصرف حشیش و ماری جو انا و هروئین آزاد است بالاترین رقم جذب توریست جوان را از جوامع صنعتی غرب دارد و حتی برخی از دخترانی که به نپال می آیند و مدت اقامتشان طولانی می شود ممکن است برای خرید مواد مخدر تن به خود فروشی بدهند .
● نابرابری اقتصادی و اجتماعی :
اختلاف طبقاتی در هر جامعه به بی ایمانی بیشترین افراد آن جامعه نسبت شرایط اقتصادی موجود منتهی میشود و همین بی ایمانی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تاثیر بسزائی دارد . یکی از دلائل عمده ای که جامعه امریکا بالاترین رقم معتادین را دارد وجود طبقات اجتماعی مختلف در آن جامعه است . طبقاتی بودن آن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد می کند و شاید مواد مخدر راه درمان مناسبی در این زمینه برای مردم باشد .
● بیکاری :
بیکاری بعنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی بویژه اعتیاد است افراد بیکار چون بیشترین اوقات خود را در قهوه خانه و یا تریاها میگذارند و اینگونه اماکن بهترین و مناسبترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است در نتیجه گرایش و کشش بطرف اعتیاد عامل مساعدی بشمار می آیند که در اصل از بیکاری مردم ناشی میشود .
● رشد مخرب صنعت :
اگر در جامعه ای رشد صنعت بسرعت افزایش یابد و در آمد ناشی از آن صنعت بطور عادلانه توزیع نگردد و کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور باشند ساعات بیشتری را بکار مشغول شوند خود بخود به خستگی جسمی و روحی آنها منجر شده و ناگزیر می شوند که این خستگی را از طریق مصرف مواد مخدر بر طرف نمایند .
● تسلط گروه های اقلیت نژادی :
نمونه زنده این مسئله در جامعه امریکا وجود سیاه پوستان و یا سرخپوستان معتاد است که نسبت به سفید پوستان رقم بیشتری از معتادین آن جامعه را تشکیل می دهند .
● رفاه اقتصادی خانواده :
تعداد چشمگیری از مشتریان مواد مخدر را افراد ثروتمند و پر درآمد جامعه تشکیلمیدهند چون در خانواده هائی که رفاه زیاد است روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیفتر میگرددو ضعف روابط انسانی به نوبه خود عامل مساعدی برای کشش به مواد مخدر است.
بهترین دلیل افزایش روزانه درصد معتادین در جوامع صنعتی غرب است که با رشد صنعت روابط انسانی ضعیف تر می گردد .
● فقر مادی خانواده :
بیشترین معتادان هر جانعه را افراد فقیر تشکیل می دهند مثلا افرادیکه در محله های شلوغ و پرجمعیت شهرهای صنعتی و تجاری زندگی می کنند . بیشترین درصد معتادین شهر نیویورک هستند . عللی که این افراد را به این راه میکشاند یکی محرومیتهای ناشی از فقر است که تنها را ه فرار از این ناراحتیها را مصرف مواد مخدر می دانند . دومین علل اینکه تولیدکنندگان سعی میکنند عوامل توزیع را از اینگونه افراد انتخاب کنند چون اولا بعلت فقر ، تخصص و حرفه ای ندارند و در نتیجه بازار کارشان بی رونق است عوامل تولید سعی می کنند اول آنها را معتاد کنند و بعد از آنها برای فروش مواد مخدر استفاده نمایند .
● تمتع:
چون پس از مصرف دارو احساس لذت و شعف و حالتهای شادی بخش به فرد دست میدهد که در مواقع عادی چنین حالتهایی برایش پیش نمی آید بنابراین سعی میکند هر طور شده روز دیگر نیز برای کسب چنین حالتی خود را به دارو برساند و پس از چند بار مصرف مکرر ، شخص معتاد می گردد .
● جنگ و بحران :
جنگ یک پدیده نامساعد اجتماعی است و مردم کشورهای جنگ زده بعلت از دست دادن عزیزترین اعضاء خانواده هایشان نسبت به زندگی و آنچه در اوست بدبین شده و برای رهائی از این ناراحتی ها بمواد مخدر پناه می برند . مصرف بیش از حد متادون در آلمان در جنگ جهانی و یا مصرف بیش از حد هروئین و مرفین بوسیله سربازان آمریکائی در جنگ ویتنام نمونه زنده ای از این مسئله است .

همه ما اصطلاحاتی مثل روانی، دیوانه، بیمار روانی، و… را شنیده ایم. این اصطلاحات حتی برای شوخی و گاها توهین به یکدیگر نیز استفاده می شوند. اما همان طور که دچار بیماری جسمی می شویم گاهی سیستم روان ما هم دچار مشکل می شود. در این طور مواقع از اصطلاح بیماری روانی یا اعصاب استفاده می کنیم.
بیماران اعصاب و روان نیز همانند سایر بیماران به درک کمک و همدلی از سوی جامعه احتیاج دارند پس بیاییم با افزایش آگاهی درباره ماهیت اختلالات روانی گامی در جهت کاهش درد و انگ زدایی از این بیماران برداریم
آشنایی با بیماری های اعصاب و روان
بیماری های مرتبط با روان، سالیانه بخش زیادی از افراد جامعه را درگیر کرده و هزینه های زیادی را به افراد و سیستم بهداشتی جامعه تحمیل می کند.
معمولا اطلاعات چندانی راجع به این نوع اختلالات در دسترس افراد مبتلا و خانواده های آن ها قرار نمی گیرد. خود این اشخاص نیز به دلیل برخی عقاید نادرست که در جامعه در ارتباط با بیماری های اعصاب و روان وجود دارد، به موقع به دنبال درمان نرفته و اطلاعات درستی در رابطه با ماهیت بیماری خود ندارند.
اختلال روانی چیست؟
همه ما در طول زندگی دوره هایی از افسردگی، غم، خشم و یا اضطراب را تجربه کرده ایم. بسیاری از ما در دوران زندگی خود طعم تنهایی، شک به ارزش ها و یاس و ناامیدی را چشیده ایم.
اما آیا در همه این موارد دچار یک اختلال روانی شده ایم؟ و یا صرفا یک حالت گذرا و واکنشی به اتفاقات ناخوشایند زندگی، را تجربه کرده ایم؟
ملاک های بیماری اعصاب
همانطور که گفتیم هر نوع پریشانی و حال بد نتیجه ی اختلال روانی نیست. خیلی از این موارد موقت و زودگذر هستند. لذا متخصصان برای یک اختلال روانی ملاک هایی را در نظر می گیرند. در ادامه این ملاک ها توضیح داده می شوند:
الف) انحراف از هنجارهای اجتماعی
هر جامعه برای رفتارهای قابل قبول خود معیارهای معین یا هنجارهایی دارد و رفتاری که به طور مشخصی از این معیارها دور و منحرف شده باشد، رفتار نابهنجار شناخته می شود.
اما اگر صرفا انحراف از هنجارهای اجتماعی را به عنوان ملاک و معیار برای تعریف نابهنجاری در نظر بگیریم مشکلاتی پیش می آید. رفتاری که در جامعه معینی بهنجار تلقی می شود ممکن است در جامعه دیگری نابهنجار باشد. مثلا شنیدن صداهای خاص در شرایطی که واقعا کسی صحبت نمی کند یا دیدن برخی افراد در شرایط نبودن هیچ شخص دیگر، در نظر مردمان برخی فرهنگ ها اصلا امور غیر عادی به حساب نمی آید.
حتی مفهوم نابهنجاری در یک جامعه خاص نیز در طول زمان ممکن است تغییر کند. مثلا نوع پوشش های خاصی که جوانان استفاده می کنند شاید چندین سال قبل نوعی نابهنجاری محسوب می شد. ولی امروزه اکثرا به عنوان تفاوت هایی در سبک زندگی به شمار می آیند.
بنابراین برای تعریف یک اختلال روانی به ملاک های بیشتری نیاز داریم.
ب) ناانطباقی بودن رفتار
بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی به جای اینکه اختلال روانی را برحسب انحراف از هنجارهای آماری یا اجتماعی تعریف کنند معتقدند که مهم ترین ملاک در این مورد این است که هر رفتار چگونه بر کیفیت زندگی شخص یا گروه اجتماعی تاثیر می گذارد؟
بر این اساس رفتاری نابهنجار است که ناانطباقی و متضمن پیامدهای زیان بار برای شخص یا جامعه باشد. بعضی از رفتارها بهزیستی شخصی را مختل می کنند. مثلا فردی که از جمعیت می ترسد و دچار اضطراب می شود نمی تواند در محیط شغلی، خانودگی و یا تحصیلی خود عملکرد مطلوبی داشته باشد.
ج) پریشانی شخصی
این ملاک به احساس پریشانی خود شخص توجه دارد تا رفتارش. غالب کسانی که بیمار روانی شناخته می شوند – اما نه همه آن ها خود را به شدت در رنج و عذاب می دانند: به این معنا که مضطرب یا افسرده هستند. ممکن است دچار بی خوابی، بی اشتهایی و انواع دردهای بدنی باشند.
هیچ یک از سه ملاکی که در بالا به آن ها اشاره شد به تنهایی نشان دهنده اختلال روانی نیست و همه این ملاک ها در ارتباط با هم باید در نظر گرفته شوند. مثلا اگر کسی رفتاری داشته باشد که خیلی در تناسب با عرف و معیارهای جامعه نباشد ( انحراف از هنجار اجتماعی) و به اصطلاح عجیب و غریب باشد نمی توان گفت که این شخص دچار اختلال روانی است.
بلکه باید ببینیم که این رفتارها تا چه روی عملکرد زندگی وی تاثیر گذاشته و باعث اختلال در روند زندگی او شده است ( پریشانی شخصی) و همین طور اینکه چه قدر این رفتار به جامعه آسیب می رساند (نا انطباقی بودن رفتار). وقتی دو یا سه مورد از موارد بالا وجود داشته باشد به احتمال زیاد شخص دچار اختلال روانی شده است.
راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، در آخرین ویرایش خود بیماری روانی را به این صورت تعریف کرده است:
“اختلال روانی حالتی است که ویژگی آن بر هم خوردن بارز شناخت، نظم هیجانی یا رفتاری فرد است و خود بازتابی است از بد کارکردی فرایندهای زیستی، روانی یا رشدی که زمینه ساز عملکرد روانی هستند. اختلالات روانی معمولا با ناراحتی قابل ملاحظه یا کم توانی در فعالیت های اجتماعی، شغلی و یا سایر فعالیت های مهم زندگی فرد همراه هستند.”
انواع بیماری های روانی
بیماری های اعصاب و روان به ۱۵ طبقه کلی تقسیم می شوند:
دوره های نوباوگی، کودکی یا نوجوانی: اختلال هایی که ابتدا در این دوره ها آشکار می شوند. مانند عقب ماندگی ذهنی، اختلالات طیف اتیسم، اختلال بیش فعالی و نقص توجه یا همان ADHD و …
گم گشتگی، زوال عقل، یاد زدودگی و سایر نارسایی های شناختی: در این بیماری ها کارکرد مغز مختل می شود.
مصرف مواد: اختلالاتی که از مصرف مواد ناشی می شوند.
طیف اسکیزوفرنی: گروهی از اختلال ها با ویژگی های مختل شدن حس واقعیت سنجی، اختلال بارز اندیشه و تفکر،رفتار عجیب و غریب. در بعضی از موارد بیمار تقریبا همیشه توهم و هذیان دارد.
هیجان یا خلق: اختلالاتی که با هیجان یا خلق مرتبط است. شخص ممکن است به شدت افسرده یا بر عکس به طور غیر معمول خوشحال باشد و یا بین حالت های شادی و غم نوسان داشته باشد.
اضطرابی و وسواسی: شامل اختلال هایی است که در آن ها یا اضطراب نشانه اصلی اختلال است یا وقتی شخص نتواند از موقعیت های ترس آور اجتناب کند یا وقتی در برابر میل به انجام دادن کارهای خاصی یا فکر های سمج مقاومت کند ( وسواس فکری – عملی ) دچارش می شود.
جسمانی شکل: وقتی نشانه های اختلال جسمانی وجود دارد اما هیچ گونه مبنای عضوی برای آن ها نمی توان یافت. به نظر می رسد نقش اصلی با عوامل روانی باشد.
گسستی: تغییرات موقت در کارکردهای هشیاری، حافظه یا هویت شخصی به علت اختلال های هیجانی.
روابط جنسی: شامل اختلال در هویت جنسی مثل نارضایتی جنسیتی. اختلال عملکرد جنسسی نظیر ناتوانی جنسی، انزال زودرس . اختلال هدف گیری جنسی مانند علاقه جنسی به کودکان، دیگر آزاری یا خود آزاری.
عادات غذا: شامل بی اشتهایی و پر اشتهایی عصبی.
خواب: شامل کم خوابی مزمن، خواب آلودگی شدید، وقفه تنفسی. خواب گردی و حمله خواب.
ساختگی: ابراز عمدی نشانه های جسمانی یا روانشناختی برای وانمود به بیمار بودن.( این بیماری از تمارض متفاوت است. در تمارض فرد عمدا و با هدف به دست آوردن نفع مشخصی مثلا فرار از سربازی یا دریافت غرامت ادعای بیماری می کند.
کنترل تکانه: شامل دزدی مرضی ( دزدیدن چیزهایی که شخصی نیازی به آن ها ندارد.) قمار و آتش افروزی عصبی .
شخصیت: الگوهایی دیرپا از رفتار غیر انطباقی شامل شیوه های ناپخته و نامناسب برای حل و فصل فشار روانی یا حل مشکلات.
توجه بالینی: شامل بسیاری از مشکلاتی که مردم را به کمک خواهی وا می دارد. مانند مشکلات زناشویی، تعارضات والدین و نوجوانان و …..
تصورات اشتباه از بیماری روانی
در جوامع مختلف افراد در مورد بیماری های روانی به دلیل ماهیت خاص آن ها اعتقاداتی وجود دارد که لزوما همه آن ها درست نیستند. در ادامه سعی شده است که به رایج ترین آن ها اشاره شده و درستی و نادرستی آن مورد بررسی قرار گیرد.
بیماری روانی درمان ندارد!
واقعیت اینکه با پیشرفت علم در این دوره به سختی می توانیم بگوییم که یک بیماری درمان ندارد. البته بعضی از اختلالات به دلیل ماهیت خاصی که دارند درمان سخت تری داشته یا درمان قطعی نداشته باشند ولی قابل کنترل هستند. خوشبختانه اکثر بیماری های اعصاب و روان درمان پذیر بوده و با انجام مشاوره های به موقع می توان از عود آن ها جلوگیری کرد.
بیماران بستری در بخش اعصاب و روان افراد خطرناکی هستند!
عمدتا این بیماران افراد بی آزاری هستند که آسیبی به دیگران نمی رسانند. در مواردی که هم ممکن است برای دیگران خطراتی ایجاد کنند حتما کنترل می شوند. پذیرش این افراد، احترام به آن ها و دانستن نکات لازم در مورد این نوع بیماری ها به این افراد کمک بسیار زیادی می کند.
مصرف داروهای اعصاب ضرر دارد و فرد را وابسته می کند!
مسلما هر دارویی در کنار فواید خود ممکن است عوارضی نیز داشته باشد. ولی فراموش نکنیم که این عوارض در در کنار سودی که می رسانند ناچیز است. اگر داروهای روانپزشکی زیر نظر پزشک متخصص و طبق دستور پزشک مصرف شود مشکلی برای فرد ایجاد نمی کند.
درمان مشکل روانی
به طور کلی برای درمان اختلالات روانی و بیماری های اعصاب و روان، از ۴ رویکرد کلی استفاده می شود:
رویکرد زیست شناختی
در این رویکرد نارسایی های دستگاه عصبی یا اختلالات ژنتیکی مسئول اختلالات روانی شناخته شده و برای درمان آن ها از طیف وسیعی از داروها استفاده می شود.
رویکرد روان کاوی
تکیه ی رویکرد روان کاوی بر اختلال روانی مبتنی بر وجود تعارض های ناخود آگاه است که معمولا از دوران کودکی برمی خیزد. و بر پایه مکانیسم های دفاعی، برای حل و فصل اضطراب قرار دارد که ناشی از تکانه ها و هیجان های واپس رانده شده است. در این رویکرد این طور فرض می شود که یادآوری و بازگرداندن تعارض ها و هیجان های ناخودآگاه به حیطه آگاهی، موجب از بین رفتن ضرورت کاربرد دفاع های روانی و در نتیجه بهبود یافتن اختلال است.
رویکرد رفتاری
رویکرد رفتاری به بررسی چگونگی شرطی شدن ترس ها با موقعیت های معین و نیز نقش تقویت در ایجاد و پایداری رفتارهای نامناسب می پردازد.
رویکرد شناختی
رویکرد شناختی، برخی اختلال های روانی را ناشی از نقص و نارسایی فرایندهای شناختی و بهبود آن ها را با تغییر آن شناخت ها امکان پذیر می داند. در این رویکرد به جای تکیه بر انگیزه ها و هیجان ها و تعارض های نهفته و پنهان، فرایندهای ذهنی آگاهانه مدنظر قرار دارد. برای آشنایی بیشتر با این رویکرد می توانید به مقاله خود آگاهی مراجعه کنید.
آموزش خانواده
آموزش خانواده به تنهایی یک درمان به حساب نمی آید، اما در کنار سایر درمان ها، چه درمان دارویی و چه درمان روانشناختی به بهبود بیمار کمک بسیار زیادی می کند. در این روش، اعضای خانواده طی جلساتی با جمبه های مختلف بیماری آشنا شده و نحوه برخورد درست با مشکلات بیمار و رفتارهای وی را می آموزند.
آیا این مقاله توانست به شما در ارتباط با بیماری روانی کمک کند؟ در رابطه با این بیماری های اعصاب و روان برای اطرافیان و یا خودتان نیاز به مشاوره دارید؟ همین الان مشاوره ی رایگان با تیم توان درمان را شروع کنید.
از آنجایی که وابستگی به هر چیزی (حتی مواد مخدر) ریشه روانی دارد، مصرف مواد مخدر تا جایی انسان را پیش می برد که روح و روان انسان از دورن نابود می شود و بدون آن مواد نمی تواند زندگی کند. از طرفی افرادی که بعد از گذراندن دوره ی ترک اعتیاد و سم زدایی کامل دوباره به اعتیاد برمی گردند، جسمشان به طور کلی پاک شده و این روح آنهاست که درگیر مصرف دوباره است. ترک اعتیاد تنها راه چاره برای رهایی از این وابستگی است که البته وقتی قصد ترک کردن مواد مخدر را دارید باید منتظر افسردگی بعد از ترک اعتیاد باشید و برای حل این موضوع به یک روانشناس و یا متخصص روان درمانی مراجعه کنید.
اعتیاد به معنی وابستگی است. به همین سادگی!
ولی اگر بخواهیم دقیقا در مورد آن توضیح دهیم اعتیاد حالتی است که شما باید برای انجام فعالیت های روزانه ی خود باید حتما از یک ماده خاص استفاده کنید یا رفتار خاصی را در طول روز انجام دهید. اگر آن رفتار خاص انجام نشود و یا آن ماده را مصرف نکنید شما دارای حالاتی مانند خماری یا پرخاشگری داشته باشید.
منظور از اعتیاد روحی روانی به مواد مخدر چیست؟
بعضی از افراد به صورت ژنتیکی یا در اثر تربیت های دوران کودکی انسان های نو طلبی هستند و می خواهند چیز های جدید را تجربه کنند. همین باعث می شود حتی زمانی که ترک کرده اند و بدنشان از هرگونه ماده ی مخدری پاک شده است، به محض شندین این که یک ماده ی مخدر جدید وارد بازار شده تمایل داشته باشند آنرا امتحان کنند و دوباره درگیر مصرف مواد مخدر شوند. پس در این شرایط اعتیاد روانی فرد مورد نظر به داشتن یک حس جدید است که باعث می شود او دوباره به مصرف مواد مخدر روی بیاورد.
هر چیزی که روح و روان انسان را تحت تاثیر قرار دهد باعث می شود که رفتار انسان تغییر کند، به عنوان مثال مصرف مواد مخدر باعث می شود فرد در حالت نشئگی حال بهتری داشته باشد و یا نرسیدن مواد مخدر به او باعث خماری و پرخاشگری او خواهد شد.
از آنجایی که اعتیاد یکی از مهمترین بیماری های شایع در ایران است، تاثیر این رفتار های ناهنجار را در جامعه می توانید ببینید. به صورتی که 50 درصد تصادفات منجر به مرگ در اثر مصرف مواد مخدر یا الکل است و بسیاری از موارد دیگر مثل درگیری های خیابانی و طلاق ها نیز به خاطر مصرف مواد مخدر بوده است.
چرا با وجود آسیب های مصرف مواد مخدر، آنرا ترک نمی کنند؟
مصرف مود مخدر باعث می شود که مغز انسان بخشی از وظایف خود را انجام ندهد و آنرا به مواد مخدر واگذار کند. به عنوان مثال مصرف سیگار باعث می شود که نیکوتین به صورت دستی به بدن وارد شود و مغز آن شخص تولید نیکوتین را متوقف کند. به این صورت است که مغز انسان هم از لحاظ روحی روانی و هم از نظر بیولوژیکی به مواد مخدر وابسته شود. از طرفی عوامل محیطی هم روی اعتیاد افراد به مواد مخدر تاثیر دارند که این موضوع را به صورت کامل در تاثیر محیط بر ترک اعتیاد توضیح دادیم.
مصرف مواد مخدر چه اثراتی روی مغز انسان دارد؟
مصرف مواد مخدر مشکلات زیادی برای افراد ایجاد می کند که اصلی ترین این مشکلات اضطراب و افسردگی است. افسردگی بعد از ترک اعتیاد یک از مشکلاتی است که افرادی که به مواد مخدر اعتیاد دارند بعد از ترک اعتیاد باید با آن دست و پنجه نرم کنند. مصرف مواد مخدر در اوایل باعث لذت زیاد و پرانرژی شدن و بالا رفتن کارایی می شود، ولی کم کم برای آنکه به آن حس و حال خوب روز های اول دست پیدا کنند، باید مصرف خود را بالا ببرد و این تا جایی ادامه پیدا می کند که فرد برای اینکه زجر نکشد و حالت عادی داشته باشد مواد مخدر را مصرف می کند و مصرف مواد مخدر بزرگترین دغدغه ی زندگی او می شود و غیر آن هیچ چیزی در زندگی ندارد.
وسواس و بی خوابی در اثر مصرف مواد مخدر
یکی دیگر از تاثیرات مواد مخدر روی مغز اختلال خواب و وسواس است. افرادی که از مواد مخدر سنتی استفاده می کنند دارای اختلال خواب می شوند و افرادی که از مواد مخدر صنعتی و مدرن استفاده می کنند دچار وسواس می گردند. اختلال خواب ممکن است بعد از ترک اعتیاد هم با فرد مورد نظر همراه باشد که برای مقابله آن می توانید درمان بی خوابی بعد از ترک اعتیاد را مطالعه کنید.
مواد مخدری که تحت عنوان مواد مخدر صنعتی وارد بازار می شوند تا 10 برابر بیشتر از مواد مخدر سنتی مخرب هستند. مواد مخدر صنعتی مانند شیشه باعث می شود که فرد مصرف کننده بعد از 2 سال کار و زندگی خود را از دست بدهد و به همه بد بین شود و دست به رفتار های پرخطر بزند و در یک کلام :"فرد مصرف کننده را به طور کامل دیوانه کند."
نقش خانواده ها در ترک اعتیاد چیست؟
از آنجایی که احتمال برگشتن افراد به اعتیاد بعد از ترک اعتیاد زیاد است، بنابراین خانواده ی افرادی که در حال ترک اعتیاد هستند باید آنها را دائما حمایت کنند و آنها را تشویق کنند که در این مسیر باقی بمانند.
یکی از دیدگاه های اشتباه مردم در مورد اعتیاد این است که اعتیاد یک بیماری نیست و یک خلاف است و انجام دادن و ندادن آن به خود فرد بستگی دارد و همین موضوع ترک اعتیاد را برای افراد سخت تر کرده است. در صورتی که اعتیاد یک بیماری مزمن مانند بیماری های قلبی عروقی یا دیابت است و به این صورت فردی که مصرف مواد مخدر را ترک می کند باید تا آخر عمر خود درمان باشد و از نظر روحی مراقب خود باشد که دوباره به سمت اعتیاد کشیده نشود.