افراد دارای اختلال شخصیت اسکیزوئید تمایلی به روابط انسانی ندارند و در انزوای خود به سر می برند. زندگی روزمره این افراد مختل نیست و چنین شخصیتی ممکن است دارای تحصیلات عالیه و شغلی مناسب باشد.اختلال شخصیت اسکیزوئید الگویی از بی تفاوتی نسبت به روابط اجتماعی است. فرد دارای اختلال شخصیت اسکیزوئید حطیه ابراز و تجارب هیجانی اش شدیدا محدود می باشد. تشخیص اختلال شخصیت اسکیزوئید در بیمارانی مطرح میشود که الگوی همیشگی زندگیشان انزوای اجتماعی بودهاست. درونگرایند و حالت عاطفیشان کند و محدود است. آنچه در آنها بسیار مشهود است، این است که تمایلی به تععاملات انسانی نداشه و یا حتی از تعامل با انسانها ناراحت میشوند.آنها ممکن است شیفته اشیای بیجان یا مفاهیم ماورای طبیعی باشند. افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید را دیگران، آدمهایی نامتعارف، عجیب، منزوی و تکرو میدانند. این اختلال اواخر نوجوانی و اوایل جوانی خود را نشان می دهد. و مثل همه اختلالات شخصیت دیرپاست، اما الزاماً مادامالعمر نیست.
آیکیوی (IQ) و ایکیو (EQ) در افراد مبتلا به اسکیزوئید
وضعیت هشیاری و شناخت اینگونه بیماران سالم است؛ حافظهشان خوب کار میکند؛ هر چند از هوش هیجانی و اجتماعی پایینی EQ برخوردارند اما از سوی دیگر از سطح هوش آیکیوی (IQ) بسیار بالایی نسبت به افراد دیگر برخوردارند که معمولاً آنان را افرادی تنها اما خلاق و مبتکر بار میآورد. به امور انتزاعی و فکری بسیار علاقمند بوده و به خوبی می توانند از پس مسائل انتزاعی برآیند.
نحوهی ارتباط افراد اسکیزوئید با دیگران
فرد مبتلا به اختلال اسکیزوئید از دیگران به لحاظ هیجانی و اجتماعی فاصله می گیرد و حالت عاطفی این افراد محدود، سرد، یا به نحو نابجایی جدی است. آنها به ندرت تماس چشمی را تحمل میکنند. آن ها معمولا تنها هستند، دوست صمیمی ندارند.در ازای این تنهایی، آن ها ممکن است دلبستگی عجیبی به یک حیوان خانگی پیدا کنند یا تخیلاتی در مورد صمیمی شدن با کسانی که دارای آشنایی کمی هستند، دارند. حتی ممکن است دوستان خیالی هم داشته باشند.
شغل و جایگاه اجتماعی افراد مبتلا به اسکیزوئید
افراد مبتلا به این اختلال، بیشتر جذب مشاغل انفرادی میشوند که مستلزم حداقل تماس با دیگران است مثل نگهبانی شبانه، کار با کامپیوتر و اشیا، کارمند بخش بایگانی و...
علائم افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید
گسستگی از روابط اجتماعی و محدود بودن طیف احساسات و هیجانهای ابراز شده در روابط بین فردی به صورت الگویی نافذ و فراگیر که از اوایل بزرگسالی شروع شده باشد و در زمینههای مختلف به چشم آید، که علامتش وجود لااقل چهار تا از موارد زیر است:
- نه میلی به برقرار کردن روابط صمیمی و نزدیک داشته باشد و نه از اینگونه روابط لذت ببرد، از جمله عضویت در یک خانواده.
- تقریباً همیشه فعالیتهای انفرادی را ترجیح میدهد.
- به داشتن روابط جنسی با کس دیگر هیچ علاقهای نداشته باشد یا علاقه بسیار کمی داشته باشد.
- از هیچ کاری لذت نبرد، یا فقط از کارهای معدودی خوشش بیاید.
- بجز بستگان درجه اول هیچ دوست صمیمی یا مورد اطمینانی نداشته باشد.
- به تمجید، تشویق یا خردهگیری و حرف دیگران بی اعتنا و بیتفاوت به نظر برسد (بعضاً وضع پوشش خاص یا ژولیده این افراد را توضیح میدهد).
- سردی هیجانی، بی اعتنایی، یا حالت عاطفی تخت از خود نشان دهد.
اختلال شخصیت اسکیزوئید,اختلال اسکیزوئید,علائم اسکیزوئید
گسستگی از روابط اجتماعی از بارزترین نشانههای اسکیزوئید است
علل اختلال شخصیت اسکیزوئید
علت بروز اختلال شخصیت اسکیزوئید به درستی مشخص نیست. هم علل ژنتیکی و ارثی در به وجود آمدن این اختلال دخیل هستند و هم عوامل تربیتی-محیطی. در واقع یک دوره کودکی سرد که در آن هیچ گونه ابراز هیجانی وجود نداشته می تواند زمینه ساز این اختلال شود.
وجود اختلال اسکیزوئید و هم چنین اسکیزوفرنی در بستگان نزدیک افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید نشان دهنده ارثی بودن این اختلال می باشد.
عوارض و پیامدهای منفی اسکیزوئید
فقدان تعامل اجتماعی مشکل اصلی اختلال شخصیت اسکیزوئید است. افراد مبتلا به این نوع اختلال شخصیت ندرتا خشمگین و عصبانی میشوند زیرا ترجیح میدهند که با دیگران تعاملی نداشته باشند در نتیجه شرایطی مشابه مثل اختلالات خلقی، اختلالات اضطرابی و دیگر اختلالهای شخصیتی در این افراد رایج تر از سایرین است.
افراد مبتلا به اختلال شخصیت نوع اسکیزوئید در معرض افزایش خطر بروز مواردی مانند افسردگی، اضطراب، مشکلات کاری، مدرسه و ارتباطهای اجتماعی، دیگر اختلالات شخصیتی، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر، اقدام به خودکشی و... هستند.
تشخیص و درمان اختلال شخصیت اسکیزوئید
افراد مبتلا به اختلالات شخصیت به ندرت به درمانگر مراجعه می کنند، مگر اینکه توسط اطرافیان مجبور به این کار بشوند.
رواندرمانی
درمان پیشنهادی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، جلسات روان درمانی می باشد. آن ها ممکن است با درمانگر ارتباط هیجانی برقرار نکنند ولی در جریان درمان همکاری لازم را انجام می دهند.
درمان بیماران دچار اختلال شخصیت اسکیزوئید شبیه درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید است. با این تفاوت که تمایل و استعداد بیماران اسکیزوئید برای درون نگری با انتظارات درمانگر همخوانی دارد و اینها گرچه ممکن است با درمانگر رابطهای صمیمی برقرار نکنند، اما در رواندرمانی فعالانه شرکت میکنند.
به تدریج که بیمار اسکیزوئید به درمانگر اعتماد پیدا میکند، با دلشوره و هیجان بسیار، ترس فراوان خود را از اینکه به نحو غیرقابل تحمل وابسته شود و حتی به تدریج با درمانگر یکی شود، و نیز خیالات و دوستان تصوری فراوان خود را بر ملا میکنند.
گروه درمانی
گروه درمانی هم گزینه درمانی خوبی برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید می باشد. ممکن است ابتدای امر ورود فرد به گروه موفق به نظر نرسد ولی بعد از مدتی اعضای گروه برای فرد مهم می شوند. در گروه درمانی، اینگونه بیماران ممکن است تا مدتها ساکت بمانند، اما بالاخره مشارکت میکنند.
در برابر حملات پرخاشگرانه سایر اعضای گروه به این بیماران – که چرا این قدر ساکت ماندهاند – باید از بیمار دفاع کرد. به تدریج اعضای گروه برای بیمار اسکیزوئید اهمیت پیدا میکنند و او که در جاهای دیگر انزوا پیشه میکند، ممکن است تنها تماس اجتماعی خود را در همین گروه برقرار کند.
دارو درمانی
از دارو هم می توان برای درمان بهره برد ولی اثرات دارودرمانی برای بهبود آن ها چندان چشمگیر نمی باشد ولی ممکن است جریان درمان را تسهیل کند. درمان با مقادیر کمی داروهای ضدّ روان پریشی، ضد افسردگی و محرک روانی در برخی از بیماران مؤثر بودهاست. داروهای سروتونرژیک ممکن است از حساسیت بیمار به طرد کم کند. بنزودیازپینها میتوانند به کاهش اضطراب بین فردی کمک کنند.
گروهدرمانی اختلال شخصیت اسکیزوئید
اختلالاتی که علائم مشترکی با اختلال شخصیت اسکیزوئید دارند و گاها اشتباه تشخیص داده میشود:
تفاوت اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوفرنی
اختلال شخصیت اسکیزوئید بهراحتی با تشخیص اسکیزوفرنی اشتباه گرفته میشود. علیرغم وجود شباهت بین اسکیزوفرنی و اختلال شخصیت اسکیزوئید این دو اختلال متفاوت از هم بوده ولی در برخی از اوقات اختلال شخصیت اسکیزوئید پیش درآمدی بر اسکیزوفرنیا می باشد.
اسکیزوفرنی بیماری روانی شدیدی است که در آن فرد مبتلا ارتباط خود را با واقعیت از دست میدهد و نوعی جنون محسوب میشود، در حالی که افراد مبتلا به اختلال شخصیت نوع اسکیزوئید نیز ممکن است دچار دورههای کوتاهی از جنون همراه با توهمات و پندار غلط شوند که طول مدت زیاد یا شدت زیاد مانند آنچه در اسکیزوفرنی دیده میشود را ندارند.دیگر کلید تشخیصی این اختلال و تفاوت آن با اسکیزوفرنی این است که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید به تفاوت میان واقعیت و افکار تحریفشده آگاه هستند، ولی بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی اغلب تحتتاثیر توهمات خود قرار میگیرند. با وجود این تفاوتها، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید میتوانند با درمانهایی که برای افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گذاشته میشود، بهبود یابند و از آنها استفاده کنند.
وجه تمایز شخصیت اسکیزوئید با شخصیت اجتنابی
شخصیت اجتنابی خواهان برقراری روابط با دیگران است، اما بهدلیل ترس از طرد شدن و عدم پذیرش از طرف دیگران از برقراری ارتباط با دیگران اجتناب میکند، اما شخصیت اسکیزوئید اصولا به برقراری روابط علاقهای ندارد و به تنهایی تمایل دارد.
تفاوت اختلال شخصیت اسکیزوئید و اختلال شخصیت پارانوئید
اختلال شخصیت پارانوئید معمولا با یک بیاعتمادی فراگیر مشخص میشود. افراد مبتلا به این اختلال شخصیت فرض میکنند که دیگران به آنها آسیب میرسانند، از آنها سوءاستفاده میکنند یا به شکلهای مختلف آنها را تحقیر میکنند، در حالی که چنین نیست.
آنها به تلاش زیادی برای دفاع از خود و حفظ فاصله خود از دیگران میپردازند. حتی برای پیشگیری از این موارد ممکن است به دیگران حمله کنند. به نظر میرسد آنها کینهای، اهل دعوا و خیلی حسود هستند.تفکر در آنها به طور آشکار تحریف شده است. درک این افراد از محیط اطراف شامل کشف نیات بدخواهانه و رفتارهای تحقیرآمیز دیگران است. به این دلایل، آنها به دیگران اعتماد ندارند و از روابط نزدیک با دیگران دوری میکنند. زندگی عاطفی آنها تحتسلطه تمایل به بیاعتمادی و خصومت است.
همهی ما لحظات داریم که احساس ناامنی میکنیم و زمانهایی هست که ترجیح میدهیم به جای رویارویی با اوضاعی ناراحتکننده خودمان را پنهان کنیم. اما افرادی که دچار اختلال شخصیت اجتنابی هستند خجالت افراطی و عزت نفس پایین را به حدی تجربه میکنند که نمیتوانند در بیشتر تلاشهای فردی و حرفهای مشارکت کنند. همانطور که از اسمش پیدا است، علامت این اختلال اجتناب از مجموعهی گستردهای از وضعیتها است. علت این اجتناب به عزت نفس بسیار پایین بر میشود، ترسی غیرمنطقی از تحقیر شدن، و باور فرد به اینکه همتایان و همکاران او را به خاطر بیکفایتی طرد خواهندکرد.
بر اساس گزارش موسسهی ملی سلامت روان، تقریبا ۵ درصد بزرگسالان اختلال شخصیت اجتنابی دارند. مهم است توجه داشتهباشید که بسیاری از علائم اختلال شخصیت اجتنابی بسیار شبیه اختلالات دیگر از قبیل اضطراب، و ترس است – بنابراین اگر شک کردید که دچار اختلال شخصیت اجتنابی هستید، با یک روانپزشک ملاقات کنید تا تمام علائم شما را ارزیابی کند و ماهیت دقیق مشکلتان را مشخص کند.
این یک بیماری ذهنی نیست که توجه زیادی به آن شود، اما یک مشکل واقعی است، مشکلی که با درمان بهبود مییابد.
۱. اضطراب شما باعث میشود از کار و مدرسه اجتناب کنید
ترس شما از طرد شدن، تحقیر و دوست داشته نشدن باعث میشود از کار و یا مدرسه اجتناب کنید. احتمالا در روزهایی که میدانید شاید از شما خواسته شود در جمع صحبت کنید، با یک مافوق جلسهی دو نفره داشتهباشید، یا در دور همی اجتماعی محل کار شرکت کنید، یعنی موقعیتهایی که معاشرت و گفتوگوهای کوتاه اجتنابناپذیر است، این اجتناب تشدید میشود.بسیاری از ما از این فعالیتها لذت نمیبریم؛ اما برای افرادی که دچار اختلال شخصیت اجتنابی هستند واقعا غیر قابل تحمل، یا حتی غیرممکن است. این ترس مطلقا به این معنی نیست که شما سختکوش نیستید یا به فعالیتهای آکادمیک و حرفهای خود متعهد نیستید – بلکه واقعیت سخت دربارهی بیماریهای روانی این است که اگر کمک نگیرید شما را تحت کنترل خود در میآورند.
۲. روابط نزدیک برایتان یک چالش است
عزت نفس پایین و ترس از طرد شدن علائم اختلال شخصیت اجتنابی است – بنابراین احساس امنیت در روابط نزدیک میتواند برای این افراد دشوار باشد. آدمهایی که اختلال شخصیت اجتنابی دارند قطعا روابط دوستانه و رمانتیک دارند، اما این اختلال باعث میشود کنار گذاشتن گارد و احساس راحتی کامل با فردی دیگر برایشان بسیار چالش برانگیز باشد.اگر شما مرتبا از یک دوست نزدیک یا شریک عشقی بدون دلیل مشخصی گریزان هستید، این میتواند نشانهی اختلال شخصیت اجتنابی باشد. چون افراد دارای این اختلال حس خودارزشی بینهایت پایینی دارند، در این کشمکش هستند که آیا میتوانند در کنار فردی دیگر خودشان باشند و به جای قضاوت یا طرد شدن دوست داشتهشوند.
۳. مدام میترسید آدمها دوستتان نداشتهباشند
همهی ما گاهی نگران میشویم که فردی ما را دوست نداشتهباشد – و البته این هرگز احساس خوبی نیست. اما افرادی که اختلال شخصیت اجتنابی دارند معمولا بهطور خودکار فرض میکنند هر کسی که با آنها ارتباط برقرار میکند دوستشان ندارد. از این گذشته، ممکن است از نظرات و اقدامات خنثی تعبیری منفی شود و به عنوان نشانهای تلقی شود که فرد در حال صحبت شما را دوست ندارد. برای همین این سبب اجتناب شما از هر گونه وضعیتی میشود که در آن میترسید شاید تحقیر یا سرزنش شوید.
۴. ترس از سرخوردگی مانع از آن میشود که کاملا درگیر تجربیات زندگی شوید
به همان اندازه که بخواهید یک شغل یا فعالیت جدید را امتحان کنید، ترستان از تحقیر مانعتان میشود که آن را انجام دهید؛ این اجتناب باعث میشود از هر گونه سرخوردگی یا سرزنش احتمالی احساس امنیت کنید. این دلیل مهمی است که اگر اختلال شخصیت اجتنابی دارید به دنبال کمک گرفتن باشید- شما نه تنها سزاوار این هستید که احساس خوبی نسبت به خودتان داشتهباشید، بلکه سزاوار پیگیری فرصتهایی هستید که به نظرتان جذاب یا مهیج است.
۵. نفرت از خود و عزت نفس پایین بر افکار شما غلبه دارد
شما خودتان را نسبت به دیگران “پایینتر” و از نظر “شخصیتی ناخوشایند” میدانید. افرادی که اختلال شخصیت اجتنابی دارند احساس میکنند انگار فاقد مهارتهای اجتماعی هستند، به همین دلیل از وضعیتهایی که باید در روابط بین فردی شرکت کنند اجتناب میکنند. این مستقیما با ترس از تحقیر گره خورده است –شما باور دارید که نسبت به دیگران پایینتر و به طرز ناامیدکنندهای بیعرضه هستید. چنین باوری منجر به این میشود که فکر کنید اگر خودتان را وادار به شرکت در یک رویداد یا دور همی اجتماعی کنید حتما سرخورده میشوید و همین باعث اضطرابتان میشودی. این یک چرخهی معیوب است، چون ترسها به حدی فلجکننده هستند که اغلب شانسی برای شرکت در این فعالیتها به شما نمیدهند تا ببینید آدماها واقعا شما را دوست دارند و از سپری کردن وقت با شما لذت میبرند.
۶. خودتان را منزوی میکنید
ترس شما از سرخوردگی، طرد شدن، دوست داشته نشدن باعث میشود خودتان را منزوی کنید چون ایمنترین گزینه به نظر میرسد. علت منزوی بودن افراد دارای اختلال شخصیت اجتنابی این نیست که دوست ندارند با دیگران تشکیل گروه بدهند، در واقع بیشتر کسانی که از این اختلال رنج میبرند دوست دارند فرصتی داشتهباشند تا در تعاملات اجتماعی شرکت کنند و روابط نزدیک شکل دهند. انزوا مثال دیگری است که نشان میدهد بیماری روانی چه قدرتی روی یک فرد دارد – ترس و اضطراب به حدی قوی و نافذ است که نمیگذارد فرد به دنبال چیزی باشد میخواهد و نیاز دارد.
در پایان
اختلال شخصیت اجتنابی اگر درمان نشود میتواند توانایی شما را در استفاده از ظرفیتهای اجتماعی، فردی، و حرفهایتان به شدت محدود میکند. سخن درمانی (درمان از طریق صحبت کردن، م.) میتواند به آرامی به شما کمک کند اما مطمئنا شما را به سوی یک زندگی سوق میدهد که در سلطهی ترسها و اضطرابهایتان نیست. از آنجا که اختلال شخصیت اجتنابی نسبت به اختلالات دیگر، از قبیل اضطراب و افسردگی شیوع کمتری دارد، مهم است درمانگری را پیدا کنید که تجربهی این بیماری خاص را داشتهباشد. هرچند این اختلال ریشهکن نمیشود، اما قطعا قابل درمان است – بنا براین بدانید که تشخیص اختلال شخصیت اجتنابی برابر با یک زندگی محکوم به انزوا و ترس نیست.
اختلال شخصیت اجتنابی یا دوریی گزینی اختلال شخصیتی است که ویژگی اصلی آن دوری کردن از ارتباط با انسانها همراه با حساسیت زیاد نسبت به طرد شدن است. فرد مبتلا در شرایط دشواری است، زیرا از یکسو خواهان مراوده با دیگران است و از سوی دیگر نمیتواند براحتی با مردم ارتباط برقرار کند. دوریگزین یا اجتنابی نوعی اختلال شخصیت اضطرابی است که افراد مبتلا به آن با وجود میل شدید به نزدیکی به دیگران الگویی از پرهیز اجتماعی، احساس بیلیاقتی، حساسیت شدید به ارزیابی منفی و اجتناب از تعامل اجتماعی از خود نمایش میدهند.این افراد تمایل دارند که خود را پریشان، مضطرب، تنها، ناخواسته و مجزا از دیگران توصیف کنند. این رفتار بهطور معمول در اوایل بزرگسالی آغاز میشود و در موقعیتهای مختلفی بروز پیدا میکند.افراد مبتلا به اختلال دوریگزین خود را از لحاظ اجتماعی بیعرضه یا فاقد جذبه شخصی میپندارند و از تعامل اجتماعی از ترس تمسخر، تحقیر، طرد شدن یا مورد بیمیلی قرار گرفتن اجتناب میورزند.
ویژگی های شخصیتی افراد دوری گزین
- شخصیت دوری گزین با ویژگی هایی مانند فرار همیشگی از جمع، احساس حقارت و حساسیت بیش ازحد به نظرات منفی و انتقادات دیگران شناخته می شود.
- فقدان اعتماد به نفس، عدم اطمینان و دست کم گرفتن خود و نداشتن عزت نفس از ویژگی ها این افراد است.
- ترس از جمله ویژگی هایی است که در این بیماران بسیار مشخص است. افراد دوری گزین خجالتی بوده و از ترس مسخره شدن یا خجالت کشیدن درباره خود هیچ حرفی نمی زنند. چنین شخصی در اجتماع ممکن است از صحبت کردن در جمع به خاطر تپق زدن، خجالت، لکنت زبان یا دست پاچه شدن بترسد.
این افراد از انتقاد و عدم پذیرش می ترسند و همیشه فکر می کنند که دیگران میخواهند از آن ها ایراد بگیرند و تحقیرشان کنند. این افراد همواره نگران این هستند که از جانب دیگران طرد شوند و همین ترس باعث کناره گیری آن ها از جمع و جامعه می شود.
- اطلاعات و نظریه های مبهم را به شیوه منفی تفسیر می کنند.
- اهل ریسک پذیری نیستند، میترسند و سعی میکنند که از هر موضوع مشکوکی فاصله بگیرند. بنابراین از هر موقعیت جدیدی در زندگی دوری می کنند زیرا در غیر این صورت بسیار آشفته میشوند.
علل دوری گزینی
شخصیت وحشت زده اکثراً نسبت به انگیزه افرادی که قصد برقراری ارتباط با او را دارند حس سوءظن و تردید دارد. این ترس بیشتر بازتاب عزت نفس بسیار پایین آنهاست. با این وجود شخصیت وحشت زده حس بی ارزش بودن خود را در دنیای ارتباطاتش با دیگران بیشتر از همیشه فرافکنی می کند.
در نتیجه همین احساس، تبدیل به آدمی ترسو شده که از عدم تأیید و طرد شدن توسط دیگران واهمه دارد. حقیقت امر این است که این تصور طرد شدن او را به جایی سوق می دهد که در واکنش های مردم نسبت به هرگونه حرکتی که کوچکترین نشانه تنفر و طردکردن در آن باشد بسیار حساس و زودرنج می شود.
برعکس افراد منزوی، شخصیت های وحشت زده خواستار برقراری ارتباط هستند اما ترسی که همواره با آنهاست منجر می شود از مردم فاصله بگیرند. شخصیت دوری گزین در کودکی بسیار آرام و خجالتی بوده است. آنها حتی در دوران کودکی نیز از نظر اجتماعی کمرو بوده و در گروهها و فعالیت های اجتماعی بسیار معذب و ناراحت هستند. شخصیت دوری گزین مانند شکلهای دیگر کمرویی و خجالت با ژنتیک در ارتباط است و این رفتارهای دوران کودکی دقیقاً در دوران بزرگسالی او نیز تکرار می شوند. با این حال محیط زندگی فرد نقش به مراتب مهمتری در تمایل شخص به دوری گزینی ایفا می کند.
شواهد حاکی از آن است که در خانواده و والدین اشخاص دوری گزین سابقه ترس و اضطراب وجود دارد. الگوی فرزندپروری این گروه از والدین بر مبنای ترس و حمایت بیش از حد کودک بوده است.
علائم و نشانههای فرد مبتلا اختلال شخصیت دوری گزین
از جمله ملاک های تشخیصی اختلال شخصیت دوری گزین می توان به موارد زیر اشاره داشت. اگر چهار مورد یا بیشتر از این علائم در فردی وجود داشته باشد میتوان گفت که دچار این اختلال است.
-دوری کردن از فعالیت های حرفه ای شامل تعاملات بین فردی خاص به خاطر ترسی که از طرد شدن دارند.
-تمایلی به برقراری با افراد ندارند مگر تعدادی افراد خاص.
-سعی می کنند ارتباطات صمیمی برقرار نکنند چون از مسخره شدن یا شرمنده شدن می ترسند.
-فکر می کنند در نظر دیگران فردی نالایق و بی عرضه هستند.
-از بودن در محیط های جدید فراری اند زیرا خود را فردی بی کفایت تصور می کنند.
-توانایی تصمیم گیری شخصی و به تنهایی را ندارد زیرا از خجالت زده شدن می ترسد.
• رفتار اجتنابی ممکن است هم بچه ها و هم در جوانی دیده شود ولی تشخیص اختلال شخصیت دوری گزین در دوران کودکی امکان پذیر نیست چرا که خجالت، ترس یا حساس بودن نسبت به انتقاد اغلب بخشی از دوران کودکی و جوانی است.
افراد دوری گزین در موقعیت کاری و تحصیلی
این افراد معمولا مشاغل حاشیهای را انتخاب کرده، سالهای سال بدون پیشرفت و موفقیت به کار خود ادامه میدهند. آنها حتی پیشنهادهای مربوط به ترفیع شغلی را نیز نمیپذیرند، مگر اینکه مطمئن شوند همه افراد با ترفیع او موافق هستند. این افراد با قرار گرفتن در محیط های کاری به سختی می توانند احساس راحتی و آرامش داشته باشند.
اگرچه ارتباط مستقیم با مردم لازمه اکثر شغلهاست، شخصیت وحشت زده از ارزیابی و انتقاد دیگران واهمه دارد از این رو مدام سعی می کند در محیط کار توجه کسی را جلب نکند و از حضور در جلسات اجتماعی به هر قیمتی که شده خودداری می کند. مبتلایان به اختلال شخصیت اجتنابی یا دوری گزین از مدرسه، کار و همه فعالیت های اجتماعی اجتناب می کنند و حتی نمی توانند با کسی دوست صمیمی شوند.
نحوهی ارتباط برقرار کردن با افراد دوری گزین
همانطور که گفته شد، ابتلا به اختلال شخصیت اجتنابی موجب ترس از عدم پذیرش میشود و فرد بههمیندلیل بهسختی میتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. مبتلایان به این اختلال شخصیتی در برقراری دوستی با دیگران احساس تردید میکنند، مگر اینکه مطمئن باشند که طرف مقابل دوستشان خواهد داشت.
چنین افرادی وقتی در رابطهای قرار دارند، از بیان احساسات و مسائل خصوصیشان میترسند و از همینرو در حفظ روابط نزدیک و دوستیهای صمیمی به مشکل برمیخورند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت دوری گزین یا اجتنابی زمانی روابط اجتماعی با کسی برقرار میکنند که تضمین قوی از بابت پذیرش بدون انتقاد به آنها داده شود.افراد مبتلا به اختلال شخصیت دوری گزین یا اجتنابی نه خجالتی هستند و نه غیر اجتماعی و علاقه شدیدی به ارتباط برقرار کردن با دیگران دارند اما به حمایت قوی و ضمانت بی چون و چرا برای پذیرفته شدن بدون انتقاد نیاز دارند.
افراد دوری گزین در روابط عاشقانه
اگرچه به ندرت دیده شده که شخصیت های دوری گزین انسانهایی بدطینت یا خطرناک باشند، اما می توانند بسیار خسته کننده و ملال آور باشند. چنین شخصیتی به شدت تودار است، از نارضایتی دیگران نسبت به خودش واهمه دارد و همیشه در افکارش خود را فردی نالایق و بی ارزش می پندارد.
از این رو بدون دریافت اطمینان قلبی و تأیید همیشگی از سوی شما حاضر به وارد شدن در یک جمع تازه نیست و یا از آغاز کردن رابطه عاشقانه و نزدیک با شما وحشت دارد. اگر هم تن به چنین کاری دهد، این ارتباط خالی از ثبات و استحکام واقعی است و احساس شما مانند یک درمانگر و یا پدر/مادر خواهد بود و نه معشوقه ای که رابطه ای دوطرفه را آغاز کرده است. تصورش دشوار است که او قادر باشد روزی مانند یک دوست واقعی رفتار کند.
اختلالات مرتبط با اختلال شخصیت دوری گزین
اختلال شخصیت دوری گزین ممکن است با سایر اختلالات هم آیند شود از جمله اختلالاتی که معمولا همراه با اختلال شخصیت دوری گزین دیده می شود می توان به موارد زیر اشاره داشت:
-هراس یا فوبیای اجتماعی که طی آن فرد در موقعیت ها اجتماعی به شدت دچار ترس و اضطراب می شود.
-اختلال شخصیت مرزی که این افراد در حوزه ها فردی خود مانند عواطف و تفکراتشان دچار مشکل میشوند.
-اختلال شخصیت وابسته که در آن افراد در تصمیم گیری های خود به شدت به دیگران وابسته اند.
-علاوه بر اختلالات نام برده شده، فرد دوری گزین ممکن است دچار اضطراب و علائم افسردگی نیز باشد.
تشخیص و درمان اختلال شخصیت دوری گزین
تشخیص و درمان اختلال شخصیت دوری گزین بر عهده روانشناس و یا روانپزشک می باشد. بارزترین عامل برای شناسایی بررسی میزان آسیبهای بین فردی ناشی از ارتباط نداشتن با دیگران است.
روان درمانی
درمان اصلی این اختلال از طریق روان درمانی است. درمانگر در قدم اول باید بتواند اعتماد بیمار را جلب کند و همچنین در برابر ترس هایی که فرد از طرد شدن و مسخره شدن دارند، موضع پذیرا داشته باشد و با آغوش باز به حمایت از آن ها بپردازد. در نهایت بیمار را تشویق کند که از لاک خود بیرون آید و تصوری که از تحقیر شدن خود دارد را از بین ببرد.در رواندرمانی ابتدا باید همدلی و ائتلاف با مراجع صورت گیرد زیرا فرد مبتلا نمیتواند حتی به درمانگر خود اعتماد کند بنابراین شناسایی ترسهای مراجع و بررسی ریشه آنها گام دوم درمان است سپس لازم است با الگوهای گام به گام مهارتهای اجتماعی به فرد آموزش داده شود و تمریناتی را خارج از جلسه درمان انجام دهد.
دارو درمانی
با توجه به اختلالات هم آیند اختلال شخصیت دوری گزین، ممکن است تجویز دارو نیز لازم باشد.
گروه درمانی
گروه درمانی یکی از روش های درمانی موثر برای درمان اختلال شخصیت دوری گزین یا اجتنابی می باشد. که طی آن بیماران می فهمند که حساسیت بیش از اندازه او، چه تاثیراتی بر خود و اطرافیان دارد.
رفتاردرمانی
جرأت آموزی و تقویت مهارت سخنوری از اشکال رفتاردرمانی است که به فرد می آموزد که نیازهای خود را بیان کند و از آنها خجالت نکشد و اعتماد به نفس خود را ارتقا دهد.
• استفاده از رواندرمانی، دارودرمانی و رفتار درمانی به صورت توام قطعا موثرتر واقع خواهد شد.
اختلال شخصیت اجتنابی شباهت ویژهای به شخصیت اسکیزوئید دارند. هر دو میخواهند در انزوا باشند اما برخلاف شخصیت اسکیزوئید، شخصیت اجتنابی به برقراری ارتباط علاقه دارد ولی میترسد در روابط شکست بخورد یا تحقیر شود. این افراد در روابطشان از ترس مرگ، خودکشی میکنند. این الگوی اجتنابی را میتوان در ابعاد دیگر زندگی این افراد نیز دید. این افراد معمولاً بهشدت خجالتی هستند و بیشازاندازه نگران طرد شدن، موردانتقاد واقعشدن و مسخره شدن هستند. در ادامه با توضیحات تکمیلی با این افراد آشنا میشوید، تا بتوانید ارتباط بهتری با آنها برقرار کنید.
اختلال شخصیت اجتنابی
اغلب افراد در مواقعی تااندازهای احساس کمرویی میکنند، مثلاً، در موقعیت ناآشنایی که دیگران را نمیشناسند. امکان دارد آنها نگران باشند که مرتکب اشتباه بزرگی شوند و احمق به نظر برسند، اما اگر کسی همیشه از موقعیتهای اجتماعی بترسد، از هرگونه آمیزش با دیگران بیمناک باشد، و از احتمال شرمنده شدن در انظار وحشت داشته باشد، به اختلال شخصیت اجتنابی مبتلاست.افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی تقریباً از کلیه تعاملهای اجتماعی، مخصوصاً از هرگونه موقعیتی که احتمال آسیب شخصی یا شرمندگی وجود داشته باشد، خودداری میکنند و خود را از فعالیتی که بخشی از کارهای عادی روزمره آنها نیست، کنار میکشند. گاهی آنها فجایع وحشتناکی را تجسم میکنند که از فعالیتهای جدید به بار میآیند و این نگرانی را دلیل اجتناب کردن از موقعیتهای تازهای میدانند که عدهای میتوانند آنها را ببیند. آنها که متقاعد شدهاند ازنظر اجتماعی پستتر از دیگران هستند، نسبت به طرد و تمسخر شدیدا حساساند و اغلب اظهارات بیغرضانه را علامت انتقاد میدانند.
آنها درنتیجه تمایل به اجتناب کردن از عدمتأیید خیالی دیگران، گرایش دارند تنها باشند. ترجیحات شغلی آنها این تمایل به دوری گزینی از دیگران را نشان میدهد، آنها از مشاغلی که تعامل کردن با دیگران را ایجاب میکنند، اجتناب می ورزند. اگر بتوان آنها را از پذیرش نامشروط خاطرجمع کرد، قادرند روابط نزدیک و حتی صمیمانه برقرار کنند. بااینحال، آنها در روابط خود با دیگران مفید میمانند و از انتقاد، شرمندگی، یا طرد احتمالی خود را دورنگه میدارند.این اختلال با اختلال شخصیت اسکیزوید چند ویژگی مشترکی دارد. در هر دو اختلال، فرد از روابط صمیمانه فاصله میگیرد. بااینحال، فرد مبتلا به اختلال اجتنابی، نزدیکی را واقعاً دوست دارد و از اینکه ظاهراً نمیتواند با دیگران رابطه برقرار کند، مقدار زیادی رنج میبرد. در مقابل فرد اسکیزوئید ترجیح میدهد تنها باشد و از اینکه با دیگران درآمیخته نیست، احساس ناراحتی نمیکند.اختلال شخصیت اجتنابی در یک پیوستار از صفت شخصیت بهنجار کمرویی تا اختلال اضطراری معروف به فوبی گسترش دارد. طبق این دیدگاه اختلال شخصیت اجتنابی نوع شدیدتر فوبی اجتماعی است (رتیو،۲۰۰۰)، که وجود درونگرایی و نشانههای افسردگی، آن را از فوبی اجتماعی متمایز میکند(ون لزن، املکامپ، و شولینگ، ۲۰۰۰)، اطلاعات، بهدستآمده از خویشاوندان افراد مبتلا به فوبی اجتنابی، از رابطه آن با اختلال شخصیت اجتنابی حمایت بیشتری میکند.
در تحقیقی که پیوندهای ژنتیکی بین این اختلالها را بررسی کردند، معلوم شد خویشاوندان افراد مبتلا به فوبی اجتماعی، بیشتر در معرض خطر ابتلا به اضطراب اجتماعی شدید قرار دارند (تیلفروس، فورمارک، اکسلیوس، وفرد ریکسون،۲۰۰۱). معلوم شد اختلال شخصیت اجتنابی در والدین کسانی که در کودکی به اسکیزوفرنی مبتلا شده بودند نیز شایعتر بود
توجیهات روان پویشی(روانکاوی) امروزی این اختلال، بر ترس فرد از دلبستگی در روابط تأکید دارند (شلدون و وست،۱۹۹۰)، درحالیکه رویکردهای شناختی- رفتاری بر این امر تأکید میکنند که افراد مبتلا به این اختلال، به علت اینکه در کودکی انتقاد شدید والدین را تحمل کردهاند، بیشازحد نسبت به طرد حساس هستند. (بک و
همکاران، فریمن و همکاران،۱۹۹۰). طبق این رویکرد، نگرشهای کژکار این افراد پیرامون این عقیده استوارند که آنها معیوب هستند و ارزش توجه دیگران را ندارند. آنها به علت همین احساس بیارزشی، انتظار دارند دیگران دوستشان نداشته باشند، درنتیجه، برای محافظت کردن از خودشان در برابر آنچه طردگریز ناپذیر میدانند، از نزدیک شدن به دیگران اجتناب میکنند. برداشتهای تحریفشده از دیگران، مشکل آنها را وخیمتر میکند. حساسیت آنها نسبت به طرد، باعث میشود اظهارات ظاهراً خنثی و حتی مثبت را سوءتعبیر کنند. آنها که از این طرد فرضی جریحهدار هستند، به عالم درون میروند و بین خودشان و دیگران فاصله بیشتری ایجاد میکنند.
ویژگیهای تشخیصی
این تشخیص برای افرادی مقرر میشود که طبق چهار مورد زیر یا بیشتر، به بازداری اجتماعی، احساس بیکفایتی، و حساسیت مفرط نسبت به ارزیابی منفی دچار هستند
اجتناب از فعالیتهایی که مستلزم تماس میانفردی هستند، به علت ترس از انتقاد، عدمتأیید، یا طرد
عدم تمایل به درآمیخته شدن با دیگران مگر اینکه مطمئن شوند دوستش دارند
خودداری از برقراری روابط صمیمانه با دیگران به علت ترس از شرمنده یا تمسخر شدن
اشتغال ذهنی به طرد شدن یا موردانتقاد قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی
کمرویی در موقعیتهای میان فردی جدید به علت احساس بیکفایتی
خود را از لحاظ اجتماعی نالایق، از لحاظ شخصی فاقد جذابیت، یا پستتر از دیگران دانستن
بیمیلی در خطر کردنهای شخصی یا انجام دادن فعالیتهای جدید به علت ترس از شرمنده شدن
وسواس، شایعترین اختلال روانپزشکی در ایران است که متاسفانه باعث رنج بیمار و اطرافیان وی می شود و دارو درمانی همراه با شناخت درمانی بهترین روش درمان وسواس است. وسواس از زمان های دور مورد توجه بوده است و در تاریخ و ادبیات نیز ردپای ان دیده می شود. در زمان های قدیم وسواس به طور کلی مرتبط با مذهب شناخته می شد و می پنداشتند مبتلایان به این بیماری به وسیله نیروی بیرونی تسخیر شده اند.اختلالات اضطرابی شایع ترین اختلالات روانی در جمعیت عمومی هستند و تقریباً از هر چهار بزرگسال یک نفر را در ایلات متحده مبتلا می کنند. مطالعات انجام شده در ایران نیز این اختلالات را شایعترین دسته اختلالات روانپزشکی یافته اند. اختلال وسواسی – اجباری نیز یکی از اختلالات اضطرابی شدید و ناتوان کننده است که از هر 40 بزرگسال یک نفر را مبتلا می کند.
دو اختلال متفاوت وسواس اجباری و اختلال شخصیت وسواسی وجود دارد. این دو بیشتر مواقع با هم اشتباه گرفته می شوند.
اختلال شخصیت وسواسی
این افراد کسانی هستند که در زندگی معمولی انعطاف ناپذیر، سختگیر، ریزبین و حاشیه بین هستند. آنها در تصمیم گیری مرددند و خلاقیت کمی دارند و از وضعی که دارند پا را فراتر نمی گذارند و همیشه سعی می کنند از هر شرایط جدید و تحول در زندگی فاصله بگیرند. در جابه جایی مسکن، تغییر شغل و هر نوع تغییر موقعیتی، تصمیم گیری برای ازدواج و... انعطاف ناپذیرند، اما تشخیص اختلال شخصیت وسواسی به عهده پزشک است، زیرا همه افراد واقعا دچار اختلال شخصیت وسواسی نیستند و فقط علائمی از این اختلال ممکن است در آنها وجود داشته باشد.
معمولا چنین افرادی رفتارهایی از خود نشان می دهند که چندان برای مردم خوشایند نیست. آنها در جامعه به عنوان انسان های نچسب و خشک شناسایی می شوند، حتی بسختی دوست پیدا می کنند ولی اگر دوستی داشته باشند دوستی هایشان پایدار خواهد بود و همان طور که گفته شد اختلال شخصیت وسواسی ندارند.
اختلال وسواسی – اجباری
نشانه اصلی وسواس (اختلال وسواسی- اجباری) وجود وسواس های فکری و عملی مکرر و ناتوان کننده است. وسواس های فکری، افکار، تصاویر یا تکانه های مزاحم، تکراری و مداومی هستند که ناخواسته و غیرارادی ایجاد می شوند و باعث اضطراب یا اشفتگی قابل توجه فرد می گردند.
وسواس ها غالباً منجر به مقاومت ذهنی بیمار می شوند، اما کنترل آن ها دشوار است. بیمار معمولاً وسواس ها را ساخته ذهن خود می داند و اغلب آنها را بی معنی یا غیرمنطقی می شناسد، اما سطح بصیرت بیماران نسبت به بی معنی بودن وسواس ها بسیار متفاوت است.
درمان وسواس عملی به جلسات روان درمانی متعدد و هم چنین اطلاع دقیق تری از موضوعات مربوط به فرد نیاز دارد.
انواع وسواس
وسواس شامل سه نوع وسواس فکری، وسواس عملی یا تلفیقی از این دو یعنی وسواس فکری و عملی است.
الف) وسواس فکری: همان افکار یا تصویر های ذهنی ناگهانی یا میل به انجام کاری یا گفتن چیزی است که فرد را ناراحت می کند و مدام هم در ذهن تکرار می شود. از جمله ترس از نجس شدن یا نجس کردن، ترس از دست زدن به مواد سمی یا آلوده، ترس از آسیب رساندن یا کشتن فردی به خصوص نزدیکان و کسانی که فرد آن ها را دوست دارد. ترس از فراموش کردن انجام کاری مثل قفل کردن در، بستن شیر گاز یا ترس از ابتلا به یک بیماری مثل ایدز یا سرطان و....
ب) وسواس عملی: همان رفتارهایی است که فرد احساس می کند مجبور است آن ها را تکرار کند تا اضطرابش را کمتر کند یا جلوی یک اتفاق بد گرفته شود. از انواع آن می توان به: شست وشو و آب کشی مکرر و طولانی مثل شستن مکرر دست ها در طول روز، وارسی و بررسی افراطی مثل چندین بار قفل کردن در، اعمال تکراری مثل 16 بار چراغ را خاموش کردن، جمع کردن و انبار کردن چیزهای بی مصرف یا وسایل غیرقابل استفاده، قرار دادن اشیا و وسایل به صورت قرینه یا براساس یک نظم خاص و... اشاره کرد. بیشتر کسانی که از این اختلال رنج می برند، می دانند که ترس آن ها واقع بینانه نیست اما در عین حال نمی توانند رفتار خود را کنترل کنند، گویا مجبورند این کارهای تکراری را انجام دهند. در تحقیقی که در مراکز درمانی شهر تهران در سال جاری انجام گرفت مشخص شد که رایج ترین نشانه های وسواس عملی شامل وسواس عملی متفرقه، نظافت و شست وشو و وارسی کردن است.
ج) وسواس فکری – عملی: افرادی که گرفتار این نوع وسواس هستند هم افکار ناراحت کننده و هم رفتارهای تکرار شونده را تجربه می کنند.
مشکلات ناشی از وسواس
وسواس می تواند مشکلات جدی برای فرد ایجاد کند که از جمله آنها می توان به این موارد اشاره کرد:
این افراد ساعت های زیادی در طول روز به انجام رفتارهای وسواسی می پردازند. به همین دلیل فرصت کافی برای رسیدگی به امور خانواده را ندارند .
بسیاری از این افراد از رفتن به مکان ها و قرار گرفتن در موقعیت هایی که در آنها اضطراب ایجاد می کند خودداری می کنند و در بیشتر اوقات فرد یا افرادی در خانواده مجبورند به آنها کمک کنند تا از عهده انجام تشریفات وسواسی برآیند.
وسواس در چه کسانی بیشتر بروز می کند؟
تجارب نشان می دهد که وسواس همگام با بلوغ در افراد پایه می گیرد و به تدریج رشد می کند. البته اگر در آن ایام شرایط برای درمان مساعد باشد راحت تر می توان به درمان پرداخت وگرنه این بیماری سیر مداوم و رو به رشد خواهد داشت.
بررسی های علمی نشان داده است که وضع هوشی افراد وسواسی در سطحی متوسط و حتی بالاتر از حد متوسط است.
وسواسی هایی که هوش اندک یا با درجه ضعیف دارند بسیار کم هستند؛ براین اساس رفتار آنها نباید حمل بر کم هوشی شان شود.
تجارب نشان داده است آن هایی که در زندگی شخصی حساس ترند امکان ابتلای شان به بیماری وسواس بیشتر است. هم چنین در بین فرزندانی که والدین شان معمولا محکوم شان می کنند این بیماری بیشتر دیده می شود. حتی گاه وسواس افراد در بزرگسالی نشأت گرفته از منع های شدید دوران کودکی و حتی نوجوانی و جوانی آنان است.
درمان وسواس
بیماری وسواس تا 75 درصد قابل درمان است. اما موضوع درمان بستگی به نوع بیماری و مدت ابتلا به آن دارد. بنابراین 6 ماه تا یک سال می توان برای درمان وقت گذاشت، البته ناگفته نماند در صورتی که بیماری زندگی فرد را مختل کند و مریض دچار افت عملکرد شود پزشک با بستری کردن وی در بیمارستان زمینه بهبودی را فراهم می کند. اما در غیر این صورت درمان ها به شیوه سرپایی و با دارو صورت می گیرد.
وسواس یک بیماری مزمن مزاحم و طولانی است که احتیاج به مشارکت و کمک بیمار، خانواده بیمار، روانپزشک و روان درمانگر دارد. درمان دارویی بیمار حتما باید توام با رفتاردرمانی و جلسات متعدد مشاوره باشد. دیدگاه فرد مبتلا به وسواس باید بتدریج تغییر کند. درمان های جدیدی به نام موج سوم روان درمانی هم وجود دارد که بسیار مفید است. در مواقع خیلی شدید هم لازم است بیمار شوک درمانی شود.