همه چیز درباره اعصاب و روان

همه چیز درباره بیماری های اعصاب و روان و راههای درمان آنها ( نکته مهم: مطالب تنها جنبه اطلاع رسانی دارد و توصیه پزشکی تلقی نمی شوند)

همه چیز درباره اعصاب و روان

همه چیز درباره بیماری های اعصاب و روان و راههای درمان آنها ( نکته مهم: مطالب تنها جنبه اطلاع رسانی دارد و توصیه پزشکی تلقی نمی شوند)

آقایان خودشیفته‌تر هستند یا خانم‌ها؟

نتیجه تصویری برای اختلال خود شیفته

 «خودش را بالا می‌گیرد و فکر می‌کند دیگران برای او کار می‌کنند»  این از خصوصیات افراد خودشیفته است، برخورد با آن‌ها ساده نیست و ارتباط برقرار کردن با آن‌ها بسیار دشوار به نظر می رسد.

اگر همسرتان خودشیفته است از خودتان مراقبت کنید، اما همیشه به عنوان یک دوست و مشاور کنار او باشید تا بتوان راحت‌تر او را درمان کرد؛ اگر همسرخودشیفته‌تان از خود همدلی نشان داد این حس او را تقویت کنید تا به آرامش برسد. اکثر افراد دچار خودشیفتگی هستند و این مسئله‌ای طبیعی است چون هر کسی که خود را دوست دارد به زندگیش اهمیت می‌دهد، اما در برخی این خودشیفتگی به طور نامعمول وجود دارد که باعث مشکلات زیادی در زندگی می‌شود.

 اختلال شخصیت خودشیفتگی اختلالی در برخی افراد است که نیاز به بزرگ‌نمایی و تحسین شدن از طرف دیگران را دارند، حال می‌تواند این بزرگ نمایی به صورت خیالی یا رفتار واقعی باشد؛ افرادی که دچار این اختلال هستند نیاز به احساس همدلی از طرف دیگران را دارند، افراد مبتلا به این اختلال اغلب بر این باورند که مهم‌ترین فرد در زندگی دیگران یا در زندگی کسانی هستند که با آنها ملاقات می‌کنند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفتگی اغلب حالات و برخوردهای مغرورانه، پرنخوت و ریاست مآبانه با دیگران دارند؛ آمارها نشان می‌دهد که اختلال شخصیت نارسیستی حدود یک درصد از جمعیت دنیا را تحت تاثیر قرار داده است و اغلب این اختلال بین مردان شایع‌تر است.

خصوصیات افراد خودشیفته چیست؟

 اصولا افراد خودشیفته از اعتمادبه‌نفس بالایی برخوردارند، اما فروید اعتقاد داشت به دلیل اینکه این افراد اعتماد به نفس ندارند خودشیفته هستند، یعنی افراد خودشیفته تلاش می‌کنند تا افکار یا احساسات منفی خود را هم‌چون اضطراب، ترس، شرم و گناهکاری را به شکل دیگری بروز دهند، در واقع، نارسیست‌ها عاشق خود نیستند، بلکه یک حس درونی، آن‌ها را مجبور می‌کند که به دیگران نشان دهند، عاشق خود هستند.

آیا خودشیفته‌ها متکبر هستند؟

 به هیچ وجه نباید شخصیت نارسیستی با شخصیتی که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است، اشتباه گرفته شود؛ فردی که اعتماد به نفس بالایی دارد، ممکن است فروتن هم باشد اما شخصیت نارسیست خودخواه و متکبر است.

 «دوست داشتن خود»، ویژگی مطلوبی است ولی زیاده‌روی در «دوست داشتن خود»، باعث به‌وجود‌آمدن مشکلاتی می‌شود که نه‌ تنها خود فرد را بلکه اطرافیان او را هم آزار می‌دهد؛ خودشیفتگی (نارسیسیسم) می‌تواند یک مانع‌ جدی در‌ روابط و مناسبات میان فردی باشد، ویژگی‌های یک شخصیت خودشیفته می‌تواند به‌عنوان یک عامل‌منفی به‌هر ارتباطی ضربه بزند.

افرادی که خود را بزرگ می‌بینند چه مشکلاتی دارند؟

اگرچه همه افراد تا‌حدی ویژگی‌های خودشیفتگی را دارند و گاهی آن را بروز می‌دهند اما افرادی هم به‌طور خاص مبتلا به‌خودشیفتگی هستند، یعنی خودشیفتگی به یک‌رفتار بارز یا ویژگی شخصیتی در آنها بدل شده است، بیماران خود شیفته (narcissistic personality disorder) با احساس عمیق «اهمیت خود، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» مشخص می‌شوند، این افراد خود را قوی، مشهور و دانا‌ترین می‌دانند همچنین  انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارند.به دلیل اینکه دیگران نمی‌توانند خوسته‌های آن‌ها را برآورده کنند و بزرگ بینی بیش از حد دارند روابط اجتماعیشان شکننده خواهد بود و مسائل بین فردی، شغلی و فقدان‌های زیادی دارند که با رفتار خود آن‌ها به‌وجود می‌آید.افراد خوشیفته از همه طلبکار هستند و خودشان را افرادی خاص و برتر تصور می‌کنند، باید خواسته‌هایشان به‌خودی‌خود و بدون‌هر‌گونه پرسشی برآورده شود؛ آنها نسبت به چنین رفتاری احساس طلبکارانه، حق به‌جانب و مدعی دارند لذا هنگامی‌که این‌ امر محقق نشود به عصبانیت‌های بی‌دلیل یا خشم و غضب خودپسندانه‌ای دچار می‌شوند.

آیا حق با افراد خودشیفته است؟

 از آن‌جایی که تصور تحریف شده‌ای درباره اهمیت خود دارند و فکر می‌کنند همیشه حق با آنهاست، چنان‌چه‌ کسی خواسته‌های آنان را برآورده نکند، تمام تلاش خود را برای تحقیر همه‌جانبه آن شخص، بدون هیچ احساس عذاب‌ وجدانی، به‌کار می‌گیرند.

افراد خودشیفته چه شخصیتی دارند؟

وی در خصوص علائم اختلال شخصیت خودشیفته، ادامه داد: برای این که یک فرد، مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) باشد، باید پنج مورد (یا بیش‌تر) از علائم زیر در او تشخیص داده شود؛ این افراد با مفهوم موفقیت به شکل فانتزی برخورد می‌کنند، شدیدا خودخواه هستند و تنها با افراد بالاتر از خود ارتباط برقرار می‌کنند، تمایل به ناراحت کردن دیگران و اعتقاد شدید به این که دیگران به آن‌ها حسادت می‌کنند، دارند.افراد خودشیفته اهداف غیرواقعی برای خود تنظیم می‌کنند، از دیگران برای انجام کارهای خاصی انتظار بی‌خود دارند، بی عاطفه و همواره در جستجوی قدرت هستند و به راحتی حسادت می‌ورزند و به انتقاد با خشم و تحقیر پاسخ می‌دهند.

خصوصیاتی که در افراد نارسیست مشاهده می‌شود به این شرح است که فرد دارای یک احساس واهی مهم پنداشتن در خود است به عنوان مثال، در زمینه‌ دستاوردها و استعدادهای خود اغراق می‌کند، انتظار دارد که بدون داشتن دستاوردهای مناسب به عنوان فرد برتر به رسمیت شناخته شود.فکر و ذکرش این است که موفقیت، قدرت، استعداد و زیبایی نامحدود ایده‌آل دارد و معتقد است که خاص و منحصر به فرد به چشم می آید، تنها آدم‌های خاص و سطح بالا می‌توانند او را درک کنند و باید تنها با این آدم ها رابطه داشته باشد. به شدت نیازمند این است که از سوی دیگران مورد تحسین قرار بگیرد، به شدت احساس می‌کند که مستحق امتیازات خاصی است؛ به عنوان مثال، به طور غیر منطقی انتظار دارد دیگران با او رفتار خاصی داشته باشند و خودشان را به طور اتوماتیک با انتطارت او تطبیق بدهند.

 فرد خودشیفته دیگران را استثمار می‌کند، به عنوان مثال، از دیگران برای رسیدن به اهداف و برنامه‌های خود استفاده می‌کند، فاقد احساس همدلی نسبت به دیگران است، تمایلی به شناختن یا درک احساسات و نیازهای دیگران ندارد، اغلب به دیگران حسادت می‌کند یا معتقد است که دیگران به او حسادت می‌کنند، مرتبا نگرش یا رفتارهای حاکی از غرور و نخوت از خود نشان می‌دهد.

علت ایجاد شخصیت خودشیفته چیست؟

این روانشناس سلامت با اشاره به علل اصلی ابتلا به اختلال شخصیت خودشیفته، گفت: هنوز علت اصلی اختلال شخصیت خودشیفته شناخته نشده است با این حال، بسیاری از محققان عوامل ژنتیکی و زیست محیطی را دلیل اصلی مبتلایان به این نوع اختلال می‌دانند، هم‌چنین دانشمندان در بخش خاکستری مغز افراد خودشیفته که به همدلی، روابط عاطفی و شفقت وابسته بود،  نوعی نارسایی را یافتند.بسیاری از صفات و ویژگی‌های افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته در طول مراحل طبیعی رشد آن‌ها رخ می‌دهد؛ به عنوان مثال عدم آگاهی والدین از چگونگی تربیت و رفتار صحیح با کودکان که در بزرگسالی منجر به این اختلال می‌شود.

 پاداش‌ها و تنبه‌های افراطی، وابستگی بیش از حد به والدین، تعریف و تمجیدهای بیش از حد از سوی والدین یا سایر اعضای خانواده، تحمل آزار و اذیت شدید در دوران کودکی از انواع محیط‌های مخرب به شمار می‌رود؛ اغلب اوقات این افراد علاوه بر خودشیفتگی به بیماری‌هایی هم‌چون اعتیاد به الکل، افسردگی یا اضطراب مبتلا هستند.

 همیشه دور و بر این افراد‌ کسانی وجود دارند که خودشیفتگی آنها را تقویت می‌کنند، افرادی که مجذوب آن‌ها می‌شوند و با رفتارهای خود کوره خودشیفتگی را برانگیخته می‌کنند؛ معمولا افرادی جذب یک فرد خودشیفته می‌شوند که اعتماد‌به‌نفس کمی دارند، خود را حقیر می‌دانند و در ارتباط با یک خودشیفته تمایلات خود آزارانه یا مازوخیسمی خود را برآورده می‌کنند.از طرف دیگر، خودشیفته‌ها نیز با تحقیر مداوم این افراد هم برتری خود را حفظ می‌کنند و هم ناخواسته با این‌کار باعث اطاعت‌پذیری آنها می‌شوند؛ درمان اختلال شخصیت خودشیفته نیازمند درمان های طولانی مدت روان درمانی است، حتی در مواقع نیاز دارو نیز تجویز می‌شود.

شخصیت افراد تا 6 سالگی شکل می‌گیرد ( به ویژه بیشترین  شکل گیری تا 4 سالگی است) و تا پایان سن بلوغ این شخصیت تثبیت می‌شود و بعد از 18 سالگی دیگر کار خاصی برای تغییر شخصیت فرد نمی‌توان انجام داد، مگر تجربه و فرآیند رشد باعث ایجاد تغییرات شود.

 برای شکل‌ گرفتن شخصیت علاوه بر ژن مهمترین فاکتور «محیط» است، یعنی محیط ژن‌هایی را که در درون ما وجود دارد را به صورت فعال در می‌آورد، پس می‌توان گفت محیط غلبه کننده بر ژن است؛ در واقع اگر  فردی ژن دیابت داشته باشد و بخواهد در کشور چین زندگی کند، به دلیل خام خواری و سبک تغذیه دریایی چینی‌ها احتمال اینکه ژن دیابت در فرد فعال شود خیلی زیاد است.

 قابل ذکر است اگر در کشوری مانند ایران با تغذیه‌ای غالب بر غذاهای نشاسته‌ای یا برنج و سیب زمینی، احتمال اینکه ژن دیابت فرد در این کشور هم فعال شود بسیار زیاد است.

 شخصیت خودشیفته چگونه شکل می‌گیرد؟

وی افزود: شخصیت خود شیفته به چند دلیل شکل می‌گیرد،‌ اولین دلیل این است که در دوران کودکی زمانی که والدین تعریف و تمجید‌های غلو آمیز به کودک بگویند، مانند اینکه تو نابغه هستی، تو بهترین هستی، تو زیباترین کودک روی زمین هستی،‌ این نوع صحبت‌ها باعث می‌شود کودک احساس کند فردی خاص و متفاوت تر از بچه‌های دیگر است.ابرخی از والدین کاملا در خدمت فرزند خود هستند و تمام نیازهای او را به سرعت برآورده می‌کنند و هیچ زمانی را برای خود در نظر نمی‌گیرند، کودک را در فضایی می‌برند که فکر می‌کند «همه باید در خدمت من باشند»، این والدین در برآورده  و محبت کردن به فرزندان افراط می‌کنند.

دسته دوم ‌والدینی هستند که نه تنها به نیازهای کودک بی‌توجهی می‌کنند بلکه کودک را مورد آز‌ارهای کلامی، شخصیتی و بدنی قرار می‌دهند؛ کودک برای اینکه از آسیب‌ها در امان بماند راهکا‌ری پیدا می‌کند و برای اینکه شخصیت خود را حفظ کند به تخیلات فرار می‌کند و خود را یک انسان خاص و دوست‌داشتنی می دانند.

 کودک با تخیلات زندگی می‌کند به نحوی که این تخیلات ملکه ذهن او می‌شود در نتیجه آن را بخشی از واقعیت می‌داند به همین دلیل اگر از شخصیت خود شیفته انتقاد کنیم به شدت عصبانی می‌شود چرا که حباب حفاظتی که برای خود ساخته است می‌ترکد.

آقایان خودشیفته‌تر هستند یا خانم‌ها؟

 تحقیقات نشان داده است که حدود 50 تا 70 درصد افراد خود شیفته را آقایان تشکیل می‌دهند، مخصوصا آقایانی که تنها حس می‌کنند برای دیگران آرام بخش هستند اما این حس تنها به دلیل اعتیاد به مصرف الکل، قلیان و غیره‌ای که دارند در آن‌ها به وجود آمده است، این افراد آسیبی که به دیگران وارد می‌شود برایشان اهمیت ندارد که یکی از خصوصیات این افراد است و نسبت به انتقادات بسیار حساس هستند.

شخصیت خود شیفته سه فاکتور اصلی دارد، به خود بیش از حد ‌اهمیت می‌دهند، توقع دارند دیگران مدام او را مورد تحسین و تمجید قرار دهند و در نهایت قادر به حس همدلی و درک دیگران هستند.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.